اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۰ شهریور ۹۷، ۱۳:۴۴ - tavana
    ممنون
نویسندگان
پیوندها

رابطه ی بین علم و عمل

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۱۵ ق.ظ

علم و عمل حقیقت معرفت و شناخت


«رابطة بین علم و عمل»


(برگرفته از تفسیر المیزان)


این هم معلوم است که عمل از هر نوعى که باشد (خواه نیک و خواه بد) بر خاسته از علم است، که آن نیز از اعتقاد مناسب قلبى منشا مى گیرد، (یعنی حتی آن کسی هم که فلان عمل خلاف و گناه را انجام می دهد پشت آن عمل یک اعتقاد قلبی وجود دارد و آن اعتقاد است که او را به آن عمل وادار می کند) 

خداى تعالى هم علیه کفر یهود، و فساد باطن مشرکین، و نفاق منافقین از مسلمانان، و نیز بر ایمان عده اى از انبیا و مؤ منین به اعمال آنان استدلال کرده و چون آیات مربوطه به این است دلال بسیار زیاد است سخن را با ذکر آنها طول نمى دهیم، و خلاصه اش را مى گوییم که از این آیات بر مى آید: 

عمل هر چه باشد ناشى از علمى است که مناسب آن است، و عمل ظاهرى بر آن علم باطنى دلالت مى کند و همانطور که علم در عمل اثر مى گذارد، عمل هم در علم اثر متقابل دارد، و باعث پیدایش آن مى شود، و یا اگر موجود باشد باعث ریشه دار شدن آن در نفس مى گردد.

(لذاست که در قرآن همواره در کنار «ان الذین أمنو» «وعملوا الصالحات» آمده. یعنی ایمان به تنهایی کافی نیست و باید ایمان خود را با عمل تقویت کرد. هرچقدر انسان در آن چیزی که علم و اعتقاد دارد بیشتر در عمل خودش آن را ظهور بدهد باعث تقویت آن اعتقاد و باوری درونی می شود.

برای همین است که در مباحث علم اخلاق صحبت از ملکات فاضله و ملکات رذیله می شود. یعنی یک وقت است که انسان گاهی یک انفاقی می کند چون معتقد است انفاق مال خوب است. به این ملکه انفاق و سخاوت و بخشش گفته نمی شود. وقتی ملکه است که انسان اصلا نتواند نبخشد و شخصیتش شده انفاق و بخشش به دیگران. و این بدست نمی آید مگر با تکرار بسیار این عمل. در اینجا گفته می شود که فلانی ملکه بخشش و جود دارد. در رذایل هم به همین صورت است.)

 همچنان که قرآن کریم فرموده : 

«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا، و ان اللّه لمع المحسنین».

و نیز فرموده :

«و اعبد ربک حتى یاتیک الیقین».

(یعنی عبادتِ خداوند یک هدف متوسط است و آنچه که هدف اصلی انسان است رسیدن به یقین است و این حاصل نمی شود مگر با تکرار عبادت. چون اعمال عبادی باعث تحکیم آن یقین و اعتقاد به خدا می شود)

و نیز فرموده: 

«ثم کان عاقبه الذین اساوا السوآى ان کذبوا بایات اللّه و کانوا بها یستهزون

و نیز فرموده : 

«فاعقبهم نفاقا فى قلوبهم الى یوم یلقونه بما اخلفوا اللّه ما وعدوه، و بما کانوا یکذبون»

و آیات قرآنى در این معنا نیز بسیار است، که همه دلالت مى کند بر اینکه: 

عمل چه صالح باشد و چه طالح، آثارى در دل دارد، صالحش معارف مناسب را در دل ایجاد مى کند، و طالحش جهالتها را که همان علوم مخالفه با حق است.

و نیز فرموده: 

«الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه».

و این آیه شریفه در باب عمل صالح و علم نافع، کلامى است جامع، که مى فهماند کار هر کلام نیکو یعنى هر اعتقاد حق، این است که به سوى خداى عزوجل صعود کند، و صاحبش را به خدا نزدیک بسازد، و کار عمل صالح هم این است این اعتقاد و علم حق را در بالا رفتن کمک کند، و معلوم است که بالا رفتن علم این است که لحظه به لحظه از جهل و شک و تردید، خالص گشته و توجه نفس بدان، کامل گردد، و قلب توجه خود را بین علم و چیزهاى دیگر تقسیم نکند، (زیرا این تقسیم همان شرک مطلق است). پس هر قدر خلوص آدمى از شک و از خطوات شیطان کاملتر شود، صعود و ارتفاع علم شدیدتر و سریع تر مى شود.

لفظ آیه هم خالى از دلالت بر این معنا نیست، براى اینکه از بالا رفتن کلمه طیب، تعبیر به صعود کرده، و از بالا بردن عمل تعبیر به رفع نموده، اولى در مقابل نزول بکار مى رود، و دومى در مقابل نهادن. 

صعود و ارتفاع دو وصفند و هر چیزى که از پائین به بالا حرکت مى کند به این دو، توصیف مى شود زیرا چنین متحرکى همواره نسبتى با دو نقطه آغاز و انجام حرکتش دارد، وقتى حرکت شروع شد نسبت به نقطه آغاز صاعد و رافع است، و در برگشتن به آن نقطه، نازل و فرود آینده مى باشد.

پس زمانى تعبیر به صعود مى کنیم که بخواهیم بگوییم فلان کس قصد دارد به فلان نقطه از بلندى برسد، و یا نزدیک شود، و زمانى تعبیر به رفع مى کنیم که بخواهیم بگوییم از نقطه پایین جدا و از آن دور شد.

پس عمل صالح، انسان را از دلبستگى به دنیا دور مى کند، و نفس آدمى را سر گرم به زخارف دنیا ننموده و او را به پراکندگى افکار و معلوماتى متفرق و فانى مبتلا نمى سازد و هر چه رفع و ارتفاع بیشتر باشد، قهرا صعود و تکامل عقائد حق نیز بیشتر و معرفت آدمى از آلودگى اوهام و شکوک خالص تر مى شود.

برگرفته از تفسیر شریف المیزان علامه طباطبایی ذیل آیات ۷ الی ۹ سوره مبارکه آل عمران و بحث تفصیلی ایشان درباره آیات محکم و متشابه و راسخین در علم. (قسمتهای با رنگ مشکی شرح مختصری از خود این حقیر است و جزو متن تفسیر نیست)
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۱۸
آرمان بدیعی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">