اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

افسران - لینک تحسین شده توسط بچه های گشت.....

 

«پاسخ به یک شبهه»

 

در مواقعی دیده شده دست امام خمینی (ره) بوسیده شده و ایشان منع هم نکردند این چه معنایی دارد خصوصا وقتی دست شاه را هم می بوسیدند؟

 

پاسخ:
پیش از پرداختن به پاسخ این سوال ، لازم است این سوال مورد بررسی قرار گیرد که آیا اساساً دست بوسی از منظر اسلام ، امری مذموم و ناپسند است و یا امری می باشد که می تواند مباح و یا حتی پسندیده باشد؟ علت این امر نیز این است که بر خلاف برخی سنّت هایی که اسلام حکم صریحی در مورد آنها داشته و به شدّت از آنها نهی می کند همچون سجده بر غیر خدا ، اموری همچون دست بوسی ، به گونه ای هستند که حکم واحد و صریحی نداشته و دیدگاه های متفاوتی اعم از جواز ، استحباب ، کراهت و حرمت نسبت به آن ارائه شده است .به طوری که با قاطعیت نمی توان آن را حرام اعلام کرد .به عنوان مثال در سنّت و سیره اصحاب و یاران پیغمبر(س) و ائمه معصومین(ع)، مواردی دیده می‌شود که آنها دست پیغمبر(س) و امام(ع) را بوسیده‌اند، و نهی و ردی از سوی آنان نیز نشده است.

در کتاب «موسوعة الدفاع عن رسول‌الله(ص)،ج2، ص 79‌»می‌نویسد: «در مورد بوسیدن دست، احادیث و آثار فراوانی وجود دارد که مجموع آن بر ثبوت آن از پیغمبر(ص) دلالت می‌کند.»
در آثار و منابع از بوسیدن دست پیغمبر(ص) توسط یاران و اصحاب از جمله زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه و بوسیدن دست امام حسین(ص) توسط فرزدق شاعر و بوسیدن دست امام صادق(ص) توسط محمد بن مسلم [فقیه و راوی بزرگ شیعه] ...حکایت شده است.
(1).

شهید اول، از فقهای بزرگ شیعه، به جواز بوسیدن دست برادران مسلمان که به عنوان تعظیم و بزرگداشت مومن فتوا می‌دهد (2).

در سیره امام سجاد (ع) نیز نقل شده است که « کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا أَعْطَی السَّائِلَ قَبَّلَ یَدَ السَّائِلِ فَقِیلَ لَهُ لِمَ تَفْعَلُ ذَلِکَ قَالَ لِأَنَّهَا تَقَعُ فِی یَدِ اللَّهِ قَبْلَ یَدِ الْعَبْدِ. (3)» یعنی امام سجاد (ع) هرگاه به سائل چیزی می داد دستش را می بوسید پس به او عرض شد چرا چنین کاری می کنی؟ فرمود برای اینکه صدقه قبل از اینکه در دست بنده قرار گیرد در دست خدا قرار می گیرد.

همچنین در سیره اخلاقی برخی علمای اخلاق نیز، هم از سنّت دست بوسی نهی شده است و هم تلویحاً نسبت به برخی افراد مورد تایید قرار گرفته است . به عنوان مثال یکی از شاگردان آیت الله جوادی آملی، در صفحه ویژه ایشان با اشاره به دیدار جمعی از محققین با ایشان نوشته است: یکی از دوستان به آیت الله جوادی آملی اصرار کرد دستشان را ببوسد. ایشان با لحنی ناصحانه به ما فرمود: نه دست کسی را ببوسید و نه بگذارید دستتان را ببوسند.من تا کنون هیچ دستی را نبوسیده ام، جز یک دست و آن هم دست امام خمینی بود و به راستی که آن دست بوسیدنی بود.(4)

بر این اساس به نظر می رسد که در یک جمع بندی می توان گفت سنّت دست بوسی به تناسب افراد و شخصیت های مختلف تفاوت دارد، به عبارتی سنّت دست بوسی اگر نسبت به شخصیتی که ویژگی خاصی همچون علم، معرفت، رهبری دینی، وارستگی، ارزش های اخلاقی و ... داشته و صرفاً ناشی از احترام و عشق و ارادت به وی بوده و در عین حال باعث ذلّت دست بوسنده و غرور و تکبر طرف مقابل نشود ایرادی ندارد. امّا اگر این کار با هدف و انگیزه تملّق و چاپلوسی صورت گیرد و یا منجر به ذلّت فرد دست بوسنده و غرور و تکبّر طرف مقابل شود قطعاً ایراد دارد .

در این میان ماهیت دست بوسی حضرت امام خمینی (ره) با دست بوسی شاه ، تفاوت دارد ، چرا که حضرت امام خمینی (ره) ، انسان وارسته ای بودند که شخصیتی کاملاً متواضع در برابر همگان داشتند و هرگز گَرد عُجب و خود پسندی و یا تکبر و غرور دامن ایشان را نگرفت به گونه ای که وضع زندگی و نوع برخورد ایشان با مردم ، چه پیش و چه پس از رهبری نظام جمهوری اسلامی هیچ تفاوتی با هم نداشت و هیچ کس امکان انکار این موضوع را ندارد و با توجه به چنین روحیاتی ، دست بوسی هیچ مقام مسئولی هم در حالات درونی ایشان ، هیچ تغییری ایجاد نمی کرد ، کما اینکه مردم و مسئولانی هم که به دست بوسی ایشان شرفیاب می شدند ، صرفاً بر اساس احترام به جایگاه ایشان به عنوان عالم عامل دینی ، نواده پیغمبر و رهبردینی این کار را صورت می دادند و می دانستند که هیچ گونه نیت غیر خالصانه ای از نگاه هوشمندانه حضرت امام (ره) به دور نبوده و ایشان را تحت تاثیر قرار نمی دهد که شواهد فراوانی راجع به این روحیه والای حضرت امام در مطالعه زندگانی حضرت امام (ره) و سیره عملی ایشان می توان دید .

این در حالی است که شاه به لحاظ شخصیتی ، انسانی مغرور و متکبر و دوستدار چاپلوسی و تملّق بود و دست بوسی نسبت به وی نیز از سر چنین صفات رذیله ای صورت می گرفت که شواهد تاریخی نیز اثبات کننده همین روحیه می باشد . به عبارتی «محمدرضا خیلی لذّت می‌برد که گروهی از فرماندهان عالی‌رتبه‌ی ارتش با آن لباس‌های پرزرق و برق جلوی او صف می‌کشیدند و به ترتیب دست او را می‌بوسیدند.» گاهی «در مراسم رسمی یا میهمانی‌ها... افسران عالی‌رتبه‌ای ارتش دست و یا حتی کفش محمدرضا را می‌بوسیدند.» شاه چنان به دست بوسی معتاد شده بود که خودش «دستش را دراز می‌کرد» که اطرافیان ببوسند. پابوسی شاه بعد از جشن‌های 2500 ساله در دربار به اوج رسیده بود. عبدالعظیم ولیان- استاندار خراسان و نایب‌التولیه- هر گاه به حضور شاه می‌رسید، روی زمین می‌افتاد و پای شاه را می‌بوسید.

اردشیر زاهدی بعد از انتصاب به وزارت امور خارجه، همه‌ی معاونین و سفرا را مجبور کرد تا هنگام «شرف‌یابی» در مقابل شاه زانو بزنند. زانو زدن وزیر و به خاک افتادن وی در برابر شاه موجب اعتراض یک خبرنگار فرانسوی به علم شد. علم اعتراض خبرنگار را به اطلاع شاه رساند و شاه پاسخ داد: «حق بود به او می‌گفتی که اردشیر رعایت سنّت‌های ملی مملکت را می کند.»

سفرا موظف بودند در گزارشهایشان به شاه، جمله «پای مبارک را می‌بوسم» بنویسند. پرویز راجی از این که امیر‌خسرو افشار، آخرین وزیر امور خارجه ایران دوران شاه به جای کلمه «پای مبارک» را می‌بوسم، نوشته بود «دست مبارک را می‌بوسم» اظهار شگفتی می‌کند. هرمز قریب یکی از مدیر‌کل های وزارت دربار در نامه می‌نوسد:

مراتب پرستش چاکرانه مرا به خاک پای مبارک بندگان اعلیحضرت همایون شاهنشاه تقدیم [می‌کنم.] پای مبارک علیاحضرت ملکه و والاحضرت شاهدخت شهناز را با کمال احترام می‌بوسم.

گاهی وقتها چاپلوسی چنان شدت می‌گرفت که هر کدام از اطرافیان سعی می‌کردند از رقیب سبقت بگیرند.» (5)

بنابر این دست بوسی شاه با دست بوسی امام خمینی (ره) به دلیل تفاوت های ماهوی در خصلت های شخصیتی این دو رهبر قبل و بعد از انقلاب ایران ، اساساً قابل مقایسه نیست .

پی نوشتها:

(1) کنزالعمال، ج29، 220، جامع الاحادیث، ج28، ص10، کافی، ج2، ص 185، بحارالانوار، ج46، ص 957؛ کشف العمه، ج2، ص43، تفسیر منسوب به امام عسکری(ع)، ص 637و... نقل از سایت جماران ، آیا دستبوسی سنتی ناپسند است ؟ ، حسین مستوفی

(2) القواعد و الفوائد،ج2، الدروس الشرعیه، ج2، ص 18 ، نقل از همان

(3) وسائل الشیعة، ج‏9، ص: 435

(4) سایت تابناک و دهها سایت مختلف دیگر

(5) روح الله حسینیان ، فساد دربار ، منبع : سایت - باشگاه اندیشه - تاریخ شمسی نشر 26/11/1385 - به نقل از مجموعه مقالات نخستین همایش بررسی علل فروپاشی سلطنت پهلوی

منبع: اندیشه قم

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۱۲/۰۸
آرمان بدیعی

نظرات  (۳۸)

۰۸ اسفند ۹۳ ، ۱۰:۴۲ مجتبی رنجی
سلام....

با مطالب زیر در خدمتم؛

آیا فلسطین زمین موعود بنی اسرائیل است؟ - بخش سوم

چرا مسلمانان همواره در سختی اند و غیر مسلمانان در آرامش و راحتی؟

منتظر حضور گرم و نظرات سازنده تان هستیم.

http://mojtabaranji.blogsky.com
پاسخ:

و علیکم السلام:

ان شاء الله حتما.

امیدوارم  هر روز بتونی مطالب خوبی بزاری

راهکاری رو می خوام بهت ارائه بدم که بتونی خیلی راحت با بازدیدکنندگان وبلاگت ارتباط برقرار کنی

می تونی یک فرم الکترونیک بنابر نیاز خودت بسازی و اون رو را در سایت یا وبلاگت قرار بدی .

با هربار ارسال اطلاعات از سوی کاربران به وسیله پیامک و ایمیل مطلع می شی و سپس می تونی در  سامانه  اطلاعات ارسالی  را مشاهده کنی .

http://www.form-saz.ir/a.php?p=2

پاسخ:

سلام:

ممنونم از حضورتان در «اوج پرواز» و سپاس از پیشنهادی که دادید.

۱۰ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۴۵ صــــــــــــراط
سلام وعرض ادب به روزم بامطلب قطع صدای زنان در کنسرت

موفق باشید
پاسخ:

و علیکم السلام:

ان شاء الله میرسم خدمتتان. پاینده باشید.

۱۱ اسفند ۹۳ ، ۰۹:۱۲ محمد مهدی علیزاده
سلام !
وقت بخیر !
بروزیم با
دانلود سخنرانی استاد عالی ( بندگی و گناه ) !
پاسخ:

و علیکم السلام:

چشم. ان شاء الله حتما.

سلام دمتون گرم سالها بود سوالم بود باخودم فکر میکردم  اگه روزی خدمت وقا برسم دستشونو ببوسم یا نه!؟اما حالا حتما میبوسم .خصوصا اینکه  امامان هم اینکار رو انجام دادند.دست پدر ومادر را که پای انها را باید بوسید وبر تخم چشم گذاشت وایشان مانند پدر مادرمان عزیزند
پاسخ:

و علیکم السلام:

خب خدا را شکر. این هم پاسخ استاد طاهرزاده است درباره پرسشی مشابه در مورد مقام معظم رهبری که چرا اجازه می دهند مشتاقان دست ایشان را ببوسند:

دست‌بوسی پادشاهان و صاحبان قدرت و ثروت چیز مذمومی است ولی با بوسیدن حرم ائمه‌«علیهم‌السلام» یا دست آن‌ها یک نحوه ارتباط قدسی با روح آن‌ها برقرار می‌کنیم. در خبر داریم که ابوحنیفه خدمت امام صادق«علیه‌السلام» رسید و دید حضرت عصایی به دست گرفته‌اند، عرض کرد هنوز سن شما آن‌قدر نشده که نیازمند به عصا باشید. حضرت فرمودند من زودتر از معمول پیر شده‌ام و این عصای پیامبر«صلی‌الله‌علیه‌وآله» است که در دست دارم. ابوحنیفه شروع کرد آن عصا را بوسیدن. حضرت آستین خود را بالا زدند و فرمودند این دست را ببوس که از گوشت و پوست پیامبر است.

در مورد بوسیدن دست مقام معظم رهبری، و طلب خیرکردن از این امر یک تقاضایی است که افراد دارند و ایشان نمی‌توانند بخل بورزند. شما هم اگر جای آن‌هایی بودید که از آن طریق منور به اُنسی روحانی می‌شدید در این امر سبقت می‌گرفتید.

۲۲ تیر ۹۴ ، ۱۲:۰۸ مهدی رنجوری
به هر حال بوسیدن دست شایسته یک انسان با عقل و شعور نیست.
پاسخ:
با نظر شما موافق نیستم. چرا که شاهد بوسیدن دست امام خمینی (ره) توسط مقام معظم رهبری بوده ام. و قطعا عقل و شعور ایشان از من و شما بیشتر است.
چرا مغلطه می کنید؟! خب اگر امام وارسته بود نباید اجازه میداد که دستش رو ببوسند... اصلا جالب نیست که بیاییم حتی امام خمینی را با پیامبر اکرم (ص) و معصومین مقایسه کنیم... اگر به عصمت اکتسابی رسیده بودند شایسته بود که تواضع پیشه می کردند...
پاسخ:
وقتی انسان به مراتب بالای سلوک و عرفان که همان فنای فی الله است رسید اصلا برای او اینکه دستش را ببوسند یا نبوسند یکسان است و هیچ عجبی برای آنها حاصل نمی شود. چرا که آنها در اوادی دیگری سیر می کنند. برای بنده و امثال بنده است که عجب واقع می شود.
۲۳ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۵۸ مهدی رنجوری

مگر می شود این حرف را زد چرا کتمان حقائق می کنید. عقل و شعور کسی زیاد است که به وطنش خدمت کند نه اینکه دین را با سیاست مخلوط و مردم را از دین اصلی به فرعیات وارد نماید. عقل و شعور کسی بالاست که از راه علم به وطنش خدمت می کند. عقل و شعور کسی بالاست که رای مردم را نادیده نمی گیرد و بریزد به سبد کسی که مملکت را به سیاهی و تباهی کشانیده است. البته احترام امام و رهبری محفوظ است.

پاسخ:

جالب و خنده دار است که تلویحا در نظر خود به امام و رهبری جسارت و توهین می کنید و بعد می گویید احترام آنها محفوظ است!

همان امامی که از آن دم می زنید فرموند «غلط می کنی قانون را قبول نداری! قانون هم تو را قبول ندارد» آیا رهبری که بارها نفرمودند به قانون بازگردید و به جای لشگر کشی خیابانی از راه قانون و شورای نگهبان اعتراض خودتان را دنبال کنید؟؟!!

من دیگه حرفی ندارم !!!
پاسخ:

معلوم است که از پاسخ ها قانع نشدید. خب چه می شود کرد؟ وظیفه ی ما قانع کردن همه نیست. چنین قراری هم با کسی نگذاشته ایم.

ممنون از حضورتان در «اوج پرواز»

امریست مذموم... اما امان از کسی که بخواهد توجیه کند... آسمان ریسمان را به هم میبافد.
پاسخ:
ما به دست بوسی امثال حضرت امام خمینی (ره) و امام خامنه ای (حفظه الله) افتخار می کنیم!
ما را از خنده روده بر فرمودید. ببینید فرق ندارد بوسیدن دست بوسیدن دست است و هر دو صاحب مملکت بودند و سردمدار قدرت. اگر در زمان قدرت نباشد مشکلی نیست اما وقتی هر دو در زمان قدرت هستند پس کار ناشایستی میباشد. صحبتهای شما قاطی کردن مباحث دینی است و این حرفها که زده شد و احادیث معلوم نیست حقیقت دارد یا کذب میباشند. اما اگر در دوره پهلوی بودید با زهم چنین حرفهایی میزدید؟
پاسخ:
اینکه فرقی بین شخصیت انسانی الهی همچون امام خمینی (ره) و شخصی معلوم الحال همجون رضاشاه قائل نیستید و گمان نموده اید امام خمینی در زمان قدرت با زمانی که در گوشه حجره خود در نجف بودند برایشان فرقی داشت و از اینکه دستشان بوسیده می شد و یا به ایشان ناسزا می گفتند در شخصیتشان تاثیر می گذاشت نشان از کم مطالعاتی شماست. حضرت امام خطاب به بهشتی فرمودند اگر همه اینهایی که در بیرون دارند فریاد درود بر خمینی سر می دهند همه بگویند مرگ بر خمینی ذره ای در قلب من تاثیری (از ناراحتی) ایجاد نمی شود. خداوند نور هدایت خود را در قلب شما و ما قرار دهد.

ما تو علم های تجربی مثل شیمی اول یه آزمایشی رو میبینیم نتیجش چی میشه بعد دلیل و منطق میاریم که چرا این اتفاق افتاده حتی در مواقعی یه استثنا هایی هم پیش میاد که دلیل قابل قبولی نداره ولی به عنوان استثنا پذیرفته میشه ،چرا؟ چون اتفاق افتاده

این مثل دقیقا مثل پاسخ دادن به سوال و برداشت کردن شما از رفتار معصومین هست یعنی اول گشتید دیدین چه منطقی میتونید برای رفتاری که اصلا دلیلی برای توجیهش وجود نداره پیدا کنید چرا که این رفتارو شاه هم انجام میداد الان چون رفتار به دست امامتون انجام شده روشی پسندیده بوده چون ایشونو با معصومین و پیامبر مقایسه میکنید ولی وقتی شاه انجام میداده یه کار نکوهیده و ناپسند بوده؟ ضمن اینکه ما قبول داریم فقط پیامبر معصومین از گناه منزه بودند فکر نمیکنم کسی تو پرانتز گفته باشه امام خمینی هم از گناه منزهه مگه اینکه بخواین 14 معصومو 15 تاش کنید که با توجیه کردن شما فکر نکنم کاری دور از ذهنم باشه.

ولی خوشم میاد از رو هم نمیرید

ضمنا شما نه تو ذهن شاه بودین نه امام خمینی پس بهتره حرفی نزنید که گناهاتون زیاد بشه چرا که اونا هر دو مردند در ضمن امیدوارم هر وقت فوت فرمودین حالا که انقدر از جایگاه انسان ها نزد خداوند اطلاع دارین برین پیش امام خمینی.

پاسخ:
سلام علیکم:
آرزوی بنده این است که در جایی باشم که حضرت امام خمینمی (ره) هم آنجاست. ممنون از دعای خیرتان.
قصد بنده قانع نمودن همه نیست. اهلش قانع می شوند.
اما در مورد نهی و نکوهش، از بوسیدن دست افراد، احادیثی را می توان در کتب روایی یافت. مانند روایت علی بن مزید که نقل می کند: به حضور امام صادق ـ علیه السّلام ـ شرف یاب شدم و دستش را بوسیدم . پس او فرمود : بدان که این کار جز برای پیامبران و اوصیای پیامبران روا نیست.( مجلسی, محمد باقر، بحار الأنوار, بیروت, نشر مؤسسة الوفا, چاپ دوّم, 1403 هـ , ش، ج73, ص39) مرحوم مجلسی ( ره ) در توضیح این حدیث می فرماید : این حدیث دلالت بر منع بوسیدن دست غیر معصومین ـ علیه السّلام ـ دارد .
پاسخ:
با سلام خدمت اقا مهدی عزیز: با توجه به مجتهد بودن و مرجع بودن حضرت امام (ره) اگر چنین حکم فقهی در بوسیدن دست غیرمعصوم بوده باشد محال ممکن است که ایشان چنین اجازه ای بدهند که کسی دستشان را ببوشد. ضمن اینکه یک مرجع تنها با استناد به یک روایت، حکم فقهی صادر نمی کند و برای استنباط یک حکم فقی صدها روایت را در کنار هم گذاشته و برسی می کند و سپس نتیجه گیری فقی می گیرد. از اینکه عالمانه نظر دادید و نه مثل برخی دوستان متعصبانه، ممنون و سپاسگزارم.
با عرض سلام، در زندگی هر کس ممکن است  افرادی وجود داشته باشند که انسان با اشتیاق کامل دوست دارد از روی محبت نه تنها دست بلکه پای ایشان را نیز ببوسد، ولی در این دنیایی که سرشار از تملق و ریاست بهتر همان که کلا اینگونه امور را که بوی تملق و چاپلوسی می هد را حرام عرفی دانست تا مورد سو استفاده واقع نشود.
پاسخ:
علیکم السلام:
ممنونم از حضورتان آقا داوود. بله ممکن است برخی نتوانند تحلیل درستی از این موضوع داشته باشند و بهتر است چنین تصاویری رسانه ای نشود هر چند اجازه بدهند دستشان را ببوسیم.

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
*** ********* ********** *****
پاسخ:
ان شاء الله که خدا به شما شعوری عطا کند که به جای فحاشی همچون عاقلان حرف بزنید نه چون جاهلان.
سلام . ایه 10 سوره ی فتح  مفهومش چیه لطفا انتشار ندهید ایا فرقی دارند 
پاسخ:
علیکم السلام:
دقیقا متوجه منظور شما از (آیا فرقی دارند) نشدم اما تفسیر این آیه در المیزان اینطور آمده است.

  ان الذین یبایعونک انما یبایعون اللّه ید اللّه فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث على نفسه و من اوفى بما عاهد علیه اللّه فسیوتیه اجرا عظیما (10)

بـه درسـتـى آنـهـایـى که با تو بیعت مى کنند جز این نیست که با خدا بیعت مى کنند چون دسـت خـدا بـالاى دستشان است بنابراین هر کس ‍ بیعت خود را بشکند علیه خودش شکسته و هـر کـس وفـا کـنـد بـه عـهـدى کـه بـا خدا بر سر آن پیمان بسته خداى تعالى خیلى زود پاداش ‍ عظیمى به او مى دهد (.1).


کـلمـه (بـیـعـت ) یـک نوع پیمان است که بیعت کننده خود را مطیع بیعت شونده مى سازد. راغـب در مـفـردات مـى گـویـد: وقـتـى مـى گـویـنـد بـا سـلطان بیعت کرد که بیعتش متضمن بذل طاعت باشد، البته طاعت به قدر مقدور.

و ایـن کـلمـه از مـاده (بـیـع ) - که معناى معروفى دارد - گرفته شده، و چون رسم عرب (و همچنین در ایران ) این بود که وقتى مى خواستند معامله را قطعى کنند، به یکدیگر دسـت مـى دادنـد، و گـویـا بـا ایـن عـمـل مسأله نـقـل و انـتـقـال را نـشـان مـى دادند - چون نتیجه نقل و انتقال که همان تصرف است بیشتر بدست ارتـبـاط دارد - لذا دسـت بـه دسـت یـکـدیـگـر مـى زدند، و به همین جهت دست زدن به دست دیـگـرى در هـنـگام بذل اطاعت را (مبایعه ) و (بیعت ) مى خواندند، و حقیقت معنایش این بود که بیعت کننده دست خود را به بیعت شونده مى بخشید، و به سلطان بیعت شونده مى گفت : این دست من مال تو است، هر کارى مى خواهى با آن انجام بده.

پـس ایـنـکـه فـرمـود: (ان الذیـن یلبایعونک انما یبایعون ) در حقیقت مى خواهد بیعت با رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـلیـه و آله وسـلّم ) را به منزله بیعت با خدا قلمداد کند، به این ادعـاء کـه این همان است، هر اطاعتى که از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) بکنند در حـقـیقت از خدا کرده اند؛ چون طاعت او طاعت خدا است. آنگاه همین نکته را در جمله (ید اللّه فوق ایدیهم ) بیشتر بیان و تأکید کرده مى فرماید: دست او دست خدا است. همچنان که در آیه : (و ما رمیت اذ رمیت و لکن اللّه رمى ) نیز دست او را دست خدا خوانده است.

و در اینکه کارها و خصائص رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) کار خدا و شاءن خدا است، آیات بسیارى در قرآن عزیز آمـده، مـانـند آیه (من یطع الرسول فقد اطاع اللّه ) و آیه (فانهم لا یکذبونک و لکن الظالمین بایات اللّه یجحدون )، و آیه (لیس لک من الامر شى ء).

(فـمـن نـکـث فـانـما ینکث على نفسه ) - کلمه (نکث ) به معناى پیمان شکنى و نقض بـیـعـت اسـت. جـمـله مـورد بـحـث تـفـریع و نتیجه گیرى از جمله (ان الذین یبایعونک انما یـبـایـعـون اللّه ) اسـت و مـعـنـاى مـجـمـوع آن دو چـنـیـن اسـت : حـال کـه بـیعت تو بیعت خدا است پس کسى که بیعت تو را بشکند شکننده بیعت خدا است، و به همین جهت بجز خودش کسى متضرر نمى شود، همچنان که اگر وفا کند کسى جز خودش از آن بیعت سود نمى برد، چون خدا غنى از همه عالم است.

(و مـن اوفى بما عاهد علیه الله فسیوتیه اجرا عظیما) - این جمله وعده جمیلى است به کسانى که عهد و بیعت خدا را حفظ مى کنند، و به آن وفا مى نمایند.

و ایـن آیـه خـالى از اشـاره بـه ایـن نـکـتـه نـیـسـت کـه رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـلیـه و آله وسـلّم ) در هـنـگام بیعت دست خود را روى دست مردم مى گذاشت ، نه اینکه مردم دست روى دست آن جناب بگذارند.

اقوال مفسـریـن در مـعناى جمله : (ید اللّه فوق ایدیهم) که در آیه مربوط به بیعت است

مـفـسـریـن در مـعـنـاى جـمـله (یـد اللّه فـوق ایـدیـهـم ) اقوال دیگرى دارند:

بـعـضـى گـفـتـه انـد: اسـتـعـاره اى اسـت تـخـیـیـلیـه، کـه بـه مـنـظـور تأکید مطالب قـبـل آمـده، و ایـن را تـقـریـر مـى کـنـد کـه بـیـعـت بـا رسـول، بـیـعـت بـا خـدا اسـت، بـدون هـیـچ گـونه تفاوت، پس کانه اینطور به خیالها انـداخـتـه کـه خدا هم یکى از بیعت شوندگان است، آن وقت براى خدا دستى اثبات مى کند که بالاى دست بیعت کنندگان جاى دست رسول قرار مى گیرد.

ولى چنین توجیهى با ساحت قدس خداى تعالى سازگار نیست، و بزرگتر از آن است که آدمى او را به وجهى به خیالش اندازد که از آن منزه است.

بعضى دیگر گفته اند: مراد از کلمه (ید) قوت و نصرت است، پس (ید اللّه ) به مـعـنـاى نـصـرت اللّه و قـوت اللّه مى باشد، مى خواهد بفرماید قوت و نصرت خدا فوق قـوت و نـصـرت مـردم اسـت ؛ و یـعـنـى اى پـیـامبر اعتمادت به نصرت خدا باشد، نه به نصرت آنان.

ولى ایـن هـم بـا مـقـام آیـه جـور نـیـسـت، بـراى ایـنـکـه مـقـام، مـقـام اعـظـام بـیـعـت رسول خدا است، و اینکه بیعت مردم با آن جناب آنقدر مهم است که گویى بیعت با خود خدا است، و اعتماد از نصرت خدا هر چند کار خوبى است، لیکن اجنبى از مقام آیه است.

بعضى دیگر گفته اند: مراد از کلمه (ید) عطیه و نعمت است، یعنى نعمت خدا بر مسلمین کـه یـا ثواب است و یا توفیق بیعت، فوق نعمت و خدمتى است که آنها به تو کرده اند و با تو بیعت نمودند.

بـعـضـى دیگر گفته اند: نعمت خدا بر مردم که هدایتشان کرده عظیم تر از خدمتى است که آنـهـا بـه تـو کـردنـد، و تـو را اطـاعـت نـمـودنـد. و از ایـن قبیل توجیه ها که ما فایده اى در بحث پیرامون آنها نمى بینیم.

بحث روایتى

(روایـتـى در ذیـل جـمـله : (یـد اللّه فـوق ایـدیـهـم ) و روایـتـى درباره کیفیت بیعت)

در الدر المنثور است که ابن عدى، ابن مردویه، خطیب و ابن عساکر در کتاب تاریخ خود از جـابـر بـن عـبـداللّه روایـت کـرده انـد کـه گـفـت : وقـتـى آیه (و تعزروه ) بر پیغمبر نـازل شـد، بـه اصـحـاب خود فرمود: مى دانید یعنى چه ؟ عرضه داشتند: خدا و رسولش داناتر است. فرمود: یعنى او را یارى مى کنید.

و در عـیـون الاخـبـار بـه سند خود از عبداللّه بن صالح هروى روایت کرده که گفت : من به عـلى بـن مـوسـى الرضـا (عـلیـهـمـاالسـلام ) عـرضـه داشـتـم : یـا بـن رسـول اللّه ! شـمـا در باره این حدیث که راویان حکایتش مى کنند که مؤمنین خدا را از همان مـنـزلهـاى بـهـشـتـى خـود زیـارت مى کنند، چه مى فرمایى ؟ فرمود: اى ابا صلت ! خداى تـعـالى پیغمبر خود را از تمامى خلائق حتى از ملائکه و انبیاء برترى داده، و طاعت او را طـاعـت خـود خـوانـده، و بـیـعت با او را بیعت با خود خوانده، و زیارتش در دنیا و آخرت را زیـارت خـود خـوانـده و در بـاره اطـاعـتـش فـرمـوده : (مـن یـطـع الرسول فقد اطاع اللّه )، و در باره بیعتش فرموده : (ان الذین یبایعونک انما یبایعون اللّه یـد اللّه فـوق ایـدیهم ) و خود رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) فرموده : (هـر کس مرا زیارت کند، چه در حیاتم و چه بعد از مرگم، خدا را زیارت کرده، و درجه او در بـهـشـت بـالاتـریـن درجـات اسـت، و کـسـى کـه رسـول خـدا را در درجـه اى کـه دارد در بـهـشـت و در منزل خودش زیارت کند، خداى تبارک و تعالى را زیارت کرده.

و در ارشاد مفید در حدیثى که بیعت حضرت رضا را حکایت مى کند آمده : مامون نشست و براى حـضـرت رضـا (عـلیـه السـلام ) دو پـشـتـى بـزرگ گـذاشت، خودش روى فرش نشست و حـضـرت رضـا را در آن جـایـگـاه نـشـانـیـد، در حـالى کـه عـمـامـه اى بـر سـر و شمشیرى حمایل داشت. آنگاه دستور داد به پسرش عباس که اولین کسى باشد که با آن جناب بیعت مـى کـنـد. حـضـرت رضـا دسـت مـبارک خود را طورى بلند کرد که کفدستش رو به صورت عـبـاس و سـایـر مردم بود. ماءمون عرضه داشت دست خود را دراز کن تا بیعت کنند. فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم ) اینطور بیعت مى گرفت پس مردم آمدند، و با آن جناب در حالى که دستش بالاى دست مردم بود بیعت کردند.


درهرصورت وبا هرتوجیهی بوسیدن دست وپای کسی پسندیده نیست
پاسخ:
سپاس از حضورتان در «اوج پرواز»
سلام متن خیل عالی بود اما حرف من اینه که توی فیلمی که سران مملکت در حال دست بوسی امام هستند ،امام هیچ تلاشی نمیکنه که نشون بده از این کار راضی نیست طوریه که انگار با میل این اجازه رو داده که دستش رو ببوسند در زمان حال میبینیم که وقتی کسی بخواهد دست یکی از مراجع را ببوسد  یا دستشون رو عقب میکشن یا سر فرد رو میبوسن همونطور که توی متن اومده بود اگر دست بوسی باعث تکبر شخص بشه قطعا درست نیست باتشکر
پاسخ:
و علیکم السلام:
بنده فیلمی را که فرمودید ندیده ام. تنها دست بوسیدن امام را در جماران دیده ام که توسط مردم عادی صورت می گرفت و نه مسئولین. اما با شناختی که از شخصیت امام (ره) با مطالعه آثارشان کسب کرده ام از تکبر و غرور فاصله ای بسیار دارند و آنقدر روی خودشان کار کرده اند که بوسیدن دستشان و نبوسیدن آن هیچ فرقی برایشان ندارد. ضمن اینکه حالات عرفا را نباید با خودمان قیاس کنیم. عرفا در مرحله ای که این مسائل برایشان ایجاد کبر می کند سعی می کنند عکس آن عمل کنند اما وقتی از آن مرحله عبور کردند دیگر این مسائل برایشان معنایی ندارد. مثلا در مورد آیت الله قاضی طباطبایی داریم که در ملاقاتی که با حضرت امام خمینی (ره) داشتند، جلوی امام بلند نشدند آیا این به معنی غرور آیت الله قاضی بوده است؟ خیر.
با سلام مجدد لینک فیلم رو در آخر گذاشتم توی این فیلم میبینیم که امام خمینی(ره) خودشون دستشون رو گذاشتن تا دیگران ببوسند یعنی هیچ اصراری از طرف اشخاص وجود ندارد  حال آنکه اینگونه دست بوسی ها رو معمولا در حالت افراد مستبد و ظالم میبینیم نه افراد والا مقامی چون امام خمینی با تشکر 
http://www.aparat.com/v/gNTGh
پاسخ:
و علیکم السلام:
ممنون از ارسال لینک. قبلا بطور کامل ندیده بودم. اگر فرد دیگری غیر از حضرت امام (ره) بودند حمل بر کبر و غرور می کردم. اما از آنجایی که ایشان را عارفی کامل می دانم که به مقام فنای فی الله رسیده بودند چنین برداشتی ندارم. (به نقل از استاد طاهرزاده در یکی از سخنرانی هایشان) فرمودند زمانی که حضرت امام (ره) در نجف اشرف بودند وقتی یک روز خواستند به حرم حضرت علی (ع) مشرف بشوند متوجه شدند که دو طلبه (جهت احترام به مقام ایشان) پشت سر ایشان دارند حرکت می کنند. امام می ایستند و صبر می کنند تا با آنها حرکت کنند و می گویند دوست نمی دارم شما بواسطه ی احترام گذاشتن به من شخصیتتان پایین بیاید. از چنین شخصیتی می توان برداشت تکبر و غرور داشت؟ همانطور که عرض کردم از ظاهر رفتار عرفا نمی توان درباره آنها قضاوت نمود.
سپاس از حضورتان در «اوج پرواز»
خیلی ممنون از اینکه شفاف پاسخ دادین من که قانع شدم
پاسخ:
الحمدلله رب العالمین. ممنون از حضور شما در «اوج پرواز»
فرقی نداره
پاسخ:
سلام علیکم:
ممنون و سپاس از حضورتان در «اوج پرواز»
 
شما چطور مقایسه می کنید با پیامبر و معصومین که  شاید حالا یکی دونفر  با اصرار خودشان یک بار دست پیامبر را بوسیدند  با امام خمینی که در جای بلندی نشسته است و یک آخوند هم دست او را پرفته و مقامات کشور در صف و به صورت کاملا ذلیلانه مراسم دستبوسی را انجام می دهند آیا معصومین اینپونه بودند 
چرا برای توجیه اشتباهات خودمان پیامبر واهل بیت را کوچک میکنیم 

















پاسخ:
سلام علیکم حسین آقا:
مفلوم است کمی عصبانی هستی! قطعا حضرت امام رضوان الله تعالی علیه یکی از فرزندان خضرت محمد (صل الله و علیه و آله) هستند و به نحوی امام زاده ای حی و زنده بوده اند. چطور زریح امام زادگانی که هیچ شناختی از آنها نداریم به راحتی می بوسیم ولی وقتی فرزند حضرت زهرا (س) را که برای همه اهل دل شایستگی ها و مقامات ایشان واضح و روشن است شایسته بوسیدن نیست. البته قطعا از خود حضرت امام هم سوال کنید خودشان را خاک پای پیامبر صلوات الله علیه و ائمه علیه السلام نمی دانند. قصد ما مقایسه نیست.
به هر حال ممنونم از شما.
من نه میگم کی خوبه و نه میگم کی بد. فقط میدونم وقتی امام عصر ظهور کند حق از باطل جدا میشود. انشاالله به امید روز ظهور
پاسخ:
سلام علیکم:
ممنون و سپاس از حضورتان در «اوج پرواز»
اما واقعا برای شما مقامات عالی عرفانی و معرفتی حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) و جنایات و فسادهای شخص شاه روشن نیست؟؟!!!
اللهم عجل لولیک الفرج

با سلام

در فیلمی که منتشر شده امام بزرگواردست مبارکشان ر روی میله (نرده) گذاشته اند و ظاهرا اصراری ندارند که دستشون ر بردارند و دستشون ر نگه میدارند تا مشتاقان بتونند ببوسند.

بنده معتقدم حضرت امام تا مرزهای عصمت هم پیش رفته بودند(امام خامنه ای: امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست.)

 و این دست بوسی واقعا در حال امام اثری نداشته و دلیل این حرفم هم اینه که داستانهای عجیبی از دقت امام در این باره که دنبال احترام و جایگاه نبودند شنیدم...

به عنوان مثال گاهی از اوقات که عده ای دنبال امام راه می افتادند امام به آنها می فرمود که اینکار ر نکنید و اگر سوالی یا کاری با بنده داریدمی ایستم تا بپرسید و سپس هر کدام راه خودمون ر بریم...

 

یا مثلا همون فیلمی که از امام عزیز در هواپیما لحظات ورود به ایران گرفته شده و خبرنگار از امام میپرسه چه حال و حسی دارید؟امام (ره) میفرمایند " هیچ حسی"...

خب این ها همه دلیل بر اینه که امام نفس مبارک خودشون ر واقعا تربیت کردند وتکبر ر دروجودشون نابود کردند...

اما برای بنده حقیقتا یک سوال اساسی باقی میمونه (وذره ای قصد تخریب ندارم وواقعا دنبال کشف حقیقتم)واون سوال اینه که:

 آیا برای فرد بزرگواری همچون امام انجام این رفتار درست بوده؟

 

 یعنی شایسته تر نبود که با توجه به نگاه عمیق دینی وخصوصا سیاسی ایشون چنین حرکتی از سمت ایشون انجام نمیشد تا بعدا یا حتی همان زمان برای کسی ایجاد شبهه نشه ...

اینکه در فیلم اینطور نشون داده میشه که حضرت امام گویا خودشون دست مبارک ر نگه میدارند تا بقیه ببوسند و بیننده براش سوال میشه که یک فرد با اون همه کمالات و مقامات چرا ذره ای از این کار امتناع نمیکنه...

چون در سیره ی علما اغلب اینطوره که اجازه نمیدن تا دست مبارکشون ر ببوسی...

به عنوان مثال بنده شاهد بودم که شاگردی که قصد بوسیدن دست استادش( که یک عالم بسیار بزرگوار بود )  ر داشت ولی استادشون عمدا دستانشون ر باز میکردند و دیگه با ایشون دست نمی دادند وبه جای دست دادن ایشون ر دآغوش محبت خودشون می گرفتند تا با اینکارشون مانع دستبوسی ایشون بشن...

 

آیا یک رهبر سیاسی با آن همه دقتهای فراوانش احتمال نداره که در این کارش دچار خطا شده باشه یا واقعا هدف خاصی ر دنبال میکرده که ما از آن غافلیم؟

بنده ضمن اعتقاد به اینکه امام تا مرزهای عصمت پیش رفته انداما طبق آموزه هایی که دارم گمان نمی کنم امام خمینی "قدس سرّه"کاملا معصوم باشند و بر همین اساس این احتمال وسوال ر مطرح میکنم که آیا امام در این رفتارشون احتمالا دچار خطا (حتی بسیار کوچک) نشده اند؟

 

آیا در سیره ی ائمه ی معصومین چنین رفتار یا مشابه چنین رفتاری ر داریم یا اینکه برعکس اون ر داریم ؟

به عنوان مثال چند نمونه از رفتار های مولایمان علی علیه السلام ر یاد آوری می کنم و نتیجه ی این رفتارها ر به خواننده ی محترم واگذار می کنم:

 

1. امام علی علیه السلام وقتی از جنگ صفین به کوفه باز می گشت، به قبیله ای از بنی همدان برخورد کرد.

 حرب بن شر حبیل که از بزرگان قوم خود بود نزد حضرت علی علیه السلام آمد. سپس پیاده به دنبال امام راه افتاد، در حالی که امام سواره بود. امام علی علیه السلام فرمود: «بازگرد که پیاده رفتن چون تویی با چون من، موجب فریفته شدن والی و خوار شدن انسان مؤمن است».

 

 

2. وقتی امام علی علیه السلام به شهر انبار وارد شد، مردم شهر از مرکب های خود پیاده شدند و پیشاپیش امام دویدند. امام با عصبانیت فرمود: این چه کاری است که انجام می دهید؟ گفتند: یکی از عادت های ماست که به وسیله آن، حاکمان خود را گرامی می داریم. امام فرمود:

 

به خدا قسم، امیران شما از این کار چه سودی می برند؟

(سودی نمی برند) شما خودتان را در دنیایتان و آخرتتان به زحمت می اندازید. و چه زیان بار است، زحمتی که به دنبالش عذاب باشد و چه سودمند است، آسایشی که به همراه دوری از آتش باشد.

 

 

 

پاسخ:
سلام بر آقا هادی عزیز:
ممنون بابت بیانات دقیقی که مرقوم داشتید.
بنده خود به شخصه معتقدم که در وادی سلوک و عرفان تا وقتی به مقام عرفانی عارفی نرسیده باشم نمی توانم از قلب او درکی داشته باشم و رفتارهای او را با بینش خودم تحلیل کنم. در مورد جناب سلمان و اباذر در روایت داریم که اگر اباذر می دانست چه بر قلب سلمان می گذرد او را تکفیر کرده و به قتل می رساند. این نشان می دهد درجات معنوی انسانها تا این حد می تواند متفاوت باشد که اباذر با آن همه سلوک و معرفت درک و شناختی از سلمان نمی تواند داشته باشد. به نظرم تحلیل رفتار امام رضوان الله تعالی علیه اینگونه باید باشد.
ممنون و سپاسگزارم از شما بابت وقتی که گذاشتید.
*******
حدیث مذکور به این صورت وارد شده است: «به خدا قسم اگر ابوذر آن چه در قلب سلمان بود می دانست هر آینه او را می کشت».(اصول کافی، ج 1، ص 401؛ بصائر الدرجات، ص 45) سلمان و ابوذر جزء ارکان اربعه هستند. و هیچ ‏کس از صحابه به مقاماتى که آنان رسیده‏ اند نرسیده است و در عین حال با هم تفاوت‏هایى دارند. برخى از تفاوت‏هاى سلمان و ابوذر از این قرار است: الف) برنامه ابوذر غفارى از آغاز بیعت با پیامبر اسلام این بود که فضایل حضرت على و آل على(ع) و معایب دشمنان آنان را براى مردم بیان کند و در این راه از هیچ‏کس نترسد. ولى سلمان فارسى چنین وظیفه‏اى بر عهده‏اش نبود. ابوذر تا زنده بود به این مسؤولیت خود عمل کرد. ب ) سلمان فارسى در درجه دهم ایمان بود ولى ابوذر در درجه نهم. در حدیثى از حضرت امام صادق(ع) آمده است: ایمان دَه درجه دارد. سلمان در درجه دهم، ابوذر در درجه نهم و مقداد در درجه هشتم قرار دارد. ج ) نوعی پیوند میان شخصیت ابوذر و حضرت عیسى(ع) وجود دارد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: هر کس مى‏خواهد حضرت عیسى را ببیند، ابوذر را ببیند. د ) یکى از تفاوت‏هاى شخصیت سلمان و ابوذر این است که آن حضرت درباره ابوذر فرمود: «ما اظلّت الخضراء ولا اقلت الغبراء على ذى لهجة اصدق من ابى‏ذر، یعیش وحده و یموت وحده و یبعث وحده و یدخل الجنة وحده و هو الهاتف بفضائل وصى رسول الله على(ع)؛ آسمان و زمین، کسى راستگوتر از ابوذر را به خود ندیده‏اند. ابوذر تنها زندگى مى‏کند تنها مى‏میرد، تنها مبعوث مى‏شود و تنها داخل در بهشت مى‏شود. این ابوذر است که فضایل وصى رسول خدا على(ع) را فریاد مى‏کند». و ) پیامبر اکرم در جنگ خندق پیشنهاد سلمان را پذیرفت و به این وسیله مسلمانان از شر دشمنان نجات یافتند. ز ) در حدیث آمده است «سلمان دریاى علم است». «اگر دین در ثریا باشد، سلمان آن را به دست مى‏آورد». «سلمان بهتر از لقمان حکیم است» ولى ابوذر به این مقام نرسیده بود. از امام صادق(ع) نقل شده است که: روزى در نزد امام زین‏العابدین(ع) صحبت از تقیه شد، حضرت فرمود: به خدا قسم اگر ابوذر مى‏دانست آنچه را در قلب سلمان است، هر آینه او را مى‏کشت. در حالى که پیامبر(ص) عقد برادرى بین آن دو بست، پس گمان شما به سایر مردم چیست. علم علما (ائمه طاهرین) سخت و سنگین است و نمى‏تواند آن را تحمل کند؛ مگر نبی ‏مرسل یا ملک مقرب یا بنده مؤمنى که خداوند قلب او را براى ایمان امتحان کرده باشد. آن گاه فرمود سلمان از علما گردید چون شخصى از ما اهل بیت بود.(بحارالانوار، ج 22، ص 343) گفتنى است که آنچه در قلب سلمان بوده از معارف توحیدى و پیامبر و ائمه(ع) بالاتر از معارفى بوده که ابوذر مى‏دانسته و سلمان آنها را از او کتمان مى‏کرده است که اگر براى او اظهار مى‏کرد ابوذر سلمان را نسبت کفر مى‏داد و قتل او را واجب مى‏دانست. یا این که دانستن این مطالب سبب کشته شدن خود ابوذر مى‏شد، از این جهت که نمى‏توانست آن اسرار را تحمل کند. ایمان داراى مراتب و درجاتى است. هر چه درجات ایمان بالاتر باشد، درک شخص از معارف الهى گسترده‏تر خواهد بود و این معارف براى کسانى که به آن نرسیده‏اند قابل تحمل نخواهد بود؛ چنان که اگر سلمان هم آنچه در قلب ائمه(ع) بود مى‏دانست، نمى‏توانست آن را تحمل کند. نمونه ای از این تفاوت میان فقها, متکلمین, فلاسفه و عرفا نیز هست و به خاطر همین تفاوت درک نسبت به حقیقت, گاها نسبت به هم بدبین می شوند و همدیگر را محکوم می کنند. فلاسفه به تجربه عرفانی اشکال می کنند و عرفا راه عقل را پیچ در پیچ می دانند و قبول ندارند و مانند آن. البته حقیقت واحد است و اختلافی در حقیقت نیست ولی تفاوت در روش های شناختی موجب تفاوت در ادراک می شود و باعث می شود که دریافت و ادراک ما از حقیقت متفاوت باشد.
یکی از روحانیون ترکیه به آنتالیا رفته بود و وقتی مورد انتقاد مریدان واقع شد گفت من آنقدر خودسازی کرده ام که دیدن این صحنه ها تاثیر سویی روی من ندارد.
پاسخ:
سلام علیکم:
منبع مطلب را لطفا ذکر بفرمایید.
دوست عزیز اگر نظرم را نگذاری به این نتیجه میرسم که پاسخی برایش نداری
پاسخ:
سلام علیکم: پاسخ داده شد.
سلام نظر شخصی بنده اینه که اینگونه رفتارها درست نیست هرچند به شخصه امام خمینی را شخصی وارسته میدونم ولی زمانی که شخصی یا گروهی قیام میکنن بر علیه ظالمی و رفتارهای او را زشت و قبیح میدونن دیگه خودشون نباید اون رفتارهرو تکرار کنن هرچند اگه مجوز اون کار داشته باشن چون نه عقل میپذیره نه شعور بعدش شما هیچ احدی با معصومین مقایسه نکن چون مقام عصمت به گناه نکردن نیست برادر همچون که به نقلی هست حضرت آدم به مقام پنج تن آل عبا طمع ورزید و از بهشت رانده شد و اینکه حضرات معصومین وقتی بهشون میگفتن یا امیرالمومنین نهی میفرمودن و میفرمودن این لقب خاصه حضرت علی ع هست .... یا علی 
پاسخ:
سلام علیکم:
تشکر از حضورتان در «اوج پرواز» کسی حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) را با ائمه معصومین (علیهم السلام) مقایسه نکرده است. البته مطلبی که شما در خصوص رانده شدن حضرت ادم (علیه السلام) از بهشت نقل نمودید و همچنین مطلب مربوط به اختصاصی بودن لقب امیرالمومنین به حضرت علی (علیه السلام) کاملا درست است هر چند ربط آن با مطلب فوق مشخص نیست.
البته نقش و جایگاه حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) صرفا قیام یک فرد و یا گروه بر ضد یک نظان نبوده است و این پایین آوردن مطلب است. حضرت امام (ره) روح توحیدی این تاریخ بودند برای ماموریتی خاص و آن زمینه سازی برای ظهور حضرت حجت (عج الله تعالی فرجه الفرجه) شما را به مطالعه کتاب «سلوک در ذیل شخصت امام خمینی» دعوت می نمایم.
http://lobolmizan.ir/book/1205/%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9-%D8%B0%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-(%D8%B1%D8%B6%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87)
موفق باشید.
۲۱ مهر ۹۵ ، ۱۷:۳۹ بیکار جامعه
تو یا نمیخوای حرف نظر دهنگان رو بفهمی یا واقعا نمیفهمی حاجی!! دوست عزیزمون "فضلی "فرمودند که شما نباید هیچ احدی رو با ائمه معصوم مقایسه کنی درصورتی که شما یکی از برهان های اثبات دستبوسی هات این بود که رهبر انقلاب رو با ائمه و پیامبر مقایسه کردید کجای این حرف برای شما معلوم نبود الله اعلم! 
درضمن 1124 پیامبر بزرگوار و ائمه معصوم و کلی شخصیت الهی در طول تاریخ قیام ها کردند تا این دستبوسی ها و انسان پرستی هارو از اخلاق بشر اصلاح کنند و این رو هم بدانید رفتاری که در زمانی خاص از تاریخ بشر به رفتار کفر آمیز بدل بشه مثلا بازی پاسور که آلت قمار شده بود حرام میشه حالا شما در تلاشی که چیو ثابت کنی؟ مگه از خدا نمیترسی؟
پاسخ:
بنده فهم حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری را از دین قابل مقایسه با فهم شما نمی دانم. و از ایشان تبعیت می کنم و نه از شما. شما لازم نیست استنباط فقهی را به مراجع تقلید یاد بدهید.
انسان اگر کاری بخواهد انجام دهد دلیلش را هم پیدا میکند شما هم چیزی برای ماست مالی نداری خدا شفات بده دست بوسی انسان دیگر در شان هیچ کس نیست
پاسخ:
ادب اقتضا می کند قبل از سخن گفتن سلام کنید:
هر چند پاسخ به کسی که سلام نکرده است واجب نیست ولی به عرضتان می رسانم که دلیل برای بنده روشن است و اگر برای شما روشن نیست شما را ملزم به این کار نکرده ایم. ممنونم از دعای خیرتان. همه ی ما به شفا نیازمندیم. کی است که نیازمند نباشد؟
دوست عزیز مطلب گذاشته اید که همه بیان به به و چه چه کنن و تایید کنن اگر مطلب برای خودتان روشن است و تاب نقد و حرف را ندارید لطفا بساط سایتتان راجمع کنید . یا اگر واقعا دلیلی دارید هوشمندانه و به ادب جواب بدهید به قول دوستمان حسین ماست مالی نیازی به توجیه ندارد میتوانید یک کلام بگویید خوشم میاد دستش را میبوسم این یک نظر کاملا شخصی است که نیاز ندارید به کسی در باره اش توضیح بدهید و یا شرف یک نفر دیگر را زیر سوال ببرید تا رهبرتان را از غرور و خودپسندی تبرئه کنید
پاسخ:
سلام علیکم:
اگر دقت داشته باشید بیشتر نظراتی که تایید شده جنبه انتقادی داشته است و نه به به و چه چه و این سخن شما کمال بی انصافی است. دلایل هم به اندازه کافی بیان شده است و اگر شخصی آن را قبول ندارد از اول هم بنای ما متقاید کردن همه نبوده و نیست. هر کسی در قبول و رد آن مختار است. اما کسانی که با بی ادبی نظراتی را گذاشته و یا فحاشی نموده اند شان و جایگاه خود را بیان داشته اند و بنده هم سعی نموده ام در حد شان خودشان پاسخشان را بدهم.
در هر حال از حضورتان در «اوج پرواز» سپاسگزارم.
باسلام خدمت مدیر محترم سایت ؛پیرو سخنان شما باید بگویم که دست بوسی از جمله اعمالی است که شاید در ظاهرنشان دهنده تکبر و تحقیر باشد ولی باید توجه داشت که آن چه ظاهر عمل را می سازد باطن عمل است و این دقیقا منطبق بر همان مثال شاه و امام است.شاه قانون گذاشته بود و همه ملزم به دست بوسی بودندو کسی جرات سر پیچی نداشت پس براساس علاقه و محبت نبود و بر اساس نیاز تکبر ورزی شاه بود وتحقیر دیگران را در پی داشت درباره ی امام باید گفت کسی مجبور نبود که دست ایشان را بوسه زند پس هر کس بر اساس خلوص نیت و علاقه به ایشان و نه چابلوسی و تملق دست ایشان را می بوسید و با این کار تحقیر نمی شد چراکه با رضایت قلبی انجام می شد. همچنین امام خودش دست کودکان را می بوسید و فیلمی دیدم که شاعری امام را مدح کرد و امام گفت من از این اشعار می ترسم (متاسفانه این گونه فیلم ها منتشر نمی شوند)و این نشان دهنده ی تواضع ایشان است .و اما جناب مدیر سایت از شما نیز تشکر می کنم چرا که وقتی اولین بار فیلم را دیدم بسیار عصبانی شدم و احساس سردرگمی کردم ولی وقتی استدلالات شما و نظردهندگان را خواندم و بعد با اطرافیان مشورت کردم به یک نتیجه کلی رسیدم و از این سردرگمی بیرون آمدم.با تشکر یا علی مدد 
پاسخ:
و علیکم السلام:
به نکات خوب و ارزشمندی اشاره فرمودید. ممنونم از وقتی که گذاشتید
تقریبا نظرات رو خوندم! از مدیر سایت خواهش میکنم خودشون یک بار نظرات رو بخونن تا ببینن با چه تعصبی حرف میزنن و دفاع بی جا میکنن در حالی که اصرار دارن بگن تعصب در بقیه هست!
پاسخ:
سلام علیکم: در فضای آزادی بیان بنده دیدگاه های خودم را بیان نموده ام. همانطور که شما الان نظر خودتان را بیان کردید. شما می توانید قبول نداشته باشید و هیچ مانعی ندارد.
سلام.      والله بخدا خوب نیست تملق ، چاپلوسی و دست بوسی ، سعی نکنید یک عمل مضموم و نکوهیده را توجیه کنید و بدتر انکه به این عمل زشت افتخار کنید.
پاسخ:
و علیکم السلام:
برای بیان دیدگاهتان نیاز به قسم خوردن به نام «الله» نبود اقا منصور عزیز.
تملق و چاپلوسی در جایی موضوعیت دارد که خود فرد بخواهد دیگران از او تعریف و تملق و دست بوسی داشته باشند. در جایی که کسی از سر ارادت این کار را می کند به آن تملق و چاپلوسی نمی گویند. مثلا شما وقتی دست مادرتان را می بوسید دارید چاپلوسی می کنید یا دارید میزان ارادت و محبت خودتان را به مادرتان نشان می دهید؟

زنده باد سید علی
پاسخ:
سلام علیکم:
از اینکه به «اوج پرواز» سر زدید ممنونم.
سلام اگر میتوانید نظررهبری را در مورد این موضوع جویا شوید خواهشا با تشکر
پاسخ:
و علیکم السلام:
پیشنهاد بسیار خوبی است.
سپاسگزارم از حضورتان در «اوج پرواز»
با سلام و خدا قوت. ممنون از مطالب خوب و مستندتون. خصوصا این مطلب چون بنده خودم وقتی اولین بار فیلم دست بوسی امام رو دیدم خیلی تعجب کردم و ناراحت شدم و هیچ دلیلی برای توجیه این کار نداشتم.... اما الان متوجه شدم که در واقع خودم توجیه نبودم و به درک این مطلب نرسیده بودم. 
باز هم ممنون از روشنگریتون. التماس دعا. اللهم عجل لولیک الفرج (عج)
پاسخ:
و علیکم السلام:
خداوند را از این بابت شاکر هستم.
سپاس از حضورتان در «اوج پرواز»
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام برادر ! چقدر ** **** خودت رو راحت کن وبگو خمینی هم مثل شاه ** ** ** بود
پاسخ:
سلام: خدا به شما شعور صحبت کردن عطا کند. تا اگر هم به سخنی نقد دارید مثل آدم حرف بزنید.
سلام
اولا که قویا با این عمل مخالفم چون هر چقدر هم داد بزنید که ایشون تاثیری روش نداشت رو نمیتونید اثبات کنید. نه حالات روحی ایشون رو. چون معصوم نبودن. ثانیا چرا خیلی مخالفم چون که تو این حالت هیچ فرقی با زمان شاه نداره. ما انقلاب کردیم که دموکراسی باشه. انقلاب کردیم که وقتی رییس جامعه یه کاری کرد به سوال بکشونیمش نه اینکه بریم مثل شاه دستبوسی و هر کاری کرد بگیم اعلیحضدت شما راست میفرمایید. یکی خود شما، حتی حاضر نیستید یک ذره رخنه در حالات روحی اقای خمینی رو قبول کنید. یعنی ارادت کامل.یعنی زمان شاه. 
در ادامه صحبت هم اینو عرض کنم که شما تقصیری ندارید هر حکومتی بیاد از ازل تا به ابد حتما درونش تند روهایی هستن که بنا به هر دلیل تو سیاست تند روی میکنن. زمان شاه هم دستبوس داشتیم الان هم دستبوس داریم.اگر حکومت دیگری هم بیاد سر کار بازم دستبوس خاهیم داشت. واین دستبوس ها هستن که حکومت رو به سمت زوال و فساد میبرند. میدونید جرا؟چون راه انتقاد رو میبندن. ور در اخر نکته مهم:
کسانی که تند و هستند مثل شما و امثال شما هیچ حرفی رو قبول نمیکنن. همونطور که گفتم هر حکومتی تند روهایی داره. من به عمل دستبوسی چه در زمان شاه چه الان میگم تندروی. حالا اگر شما میخاید شبیه سازی بکنید با ائمه معصموم یا میخاید بگید که ایشون تاثیری روش نداشت میرسه به همون موضوع که گفتم نمیخاید قبول کنید که تندرو هستید. 
پاسخ:
و علیکم السلام آقا مسعود:
از اینکه به وبلاگ «اوج پرواز» سر زدید از شما ممنون و سپاسگزارم.
و از اینکه زحمت کشیدید و وقت صرف کردید و نظر خودتان را مرقوم کردید تشکر می کنم.
قطع به یقین خداوند به هیچ انسانی حتی پیامبر اکرم (ص) اجازه ولایت بر انسانها را نداده چرا که در آیه 9 سوره شوری می فرماید «فالله هو الولی» تنها خداوند است که ولی و سرپرست انسانها است و لاغیر. و ما مطلقا حق اطاعت از کسی را جز خدا نداریم. ولی همین خداوند در قرآن کریم ما را به اطاعت از پیامبر (ص) و ائمه (ع) و اولی الامر دستور داده اند. پس به همان طریق اولی الامر هم بر ما ولایت دارند.
اما آیا اولی الامر کسانی امثال شاه هستند؟ با رجوع به روایات، ما باید از کسی در زمان غیبت امام معصوم (ع) تبعیت کنیم که بتواند احکام خدا را از طریق قرآن و سنت و عقل و اجماع بدست آورد و آن کسی جز فقیه عادل کسی نیست. فقیه یعنی قدرت اجتهاد در دین داشته باشد و عدالت هم که لازمه حاکم در حکومت اسلامی است.
پس فرق زیادی است بین تبعیت از کسی مثل امام خمینی (ره) که تنها حکم خدا را در اختیار ما می گزارد با کسی که می خواهد همچون شاه ما را تابع هواهای نفسانی خود نماید.
اینکه شما بوسیدن دست حضرت امام (ره) را قبول نداشته باشید اصلا برای بنده جای اعتراض ندارد چون طبیعی است که افراد با هم اختلاف دیدگاه داشته باشند. و این یعنی تعامل با مخاطب و نه تندروی! اما آنچه که بنده از شما می خواهم این است که قبل از قضاوت درباره شخصیت کسی او را بهتر بشناسید؟ تا بحال کتابهای حضرت امام (ره) را مطالعه فرموده اید؟ آیا کتاب «چهل حدیث» ایشان را خوانده اید؟ پس توصیه برادرانه از شما دارم که لااقل این کتاب را مطالعه کنید تا کمی بیشتر با عمق معرفت این شخصیت الهی آشنا بشوید. چون مطالعه کتاب یک شخصیت یعنی شناخت مستقیم و بی واسطه یک انسان از اثار خودش. دیگر آنجا بنده و امثال بنده که آنها را متهم به تندروی می کنید وجود ندارند. شما خود هستید و اندیشه زلال آن شخصیت. آنوقت متوجه می شوید که آیا ما قصد شبیه سازی داریم یا حقیقتا ایشان شبیه ترین انسان به معصوم در عصر حاضر هستند. آیا کتاب «آداب الصلاه» ایشان را مطالعه کرده اید؟ یا «شرح دعای سحر» ایشان را که در جوانی نوشته اند و امروز عرفای بزرگ ما می گویند کسی باید بیاید این کتاب را برای ما شرح بدهد از بس مضامین بلند عرفانی در آن موج می زند یا کتاب «اسرار الصلاه» ایشان را؟ قطعا شما که خود را غیر تندرو می دانید اهل مطالعه باید باشید. اگر نیستید و یا حال مطالعه ندارید که هم جای تاسف دارد و هم حرفی برای زدن باقی نمی ماند.
ارادت بنده و آنهایی که شما به تند روی متهم می کنید نه برای سیاست که بخاطر بزرگی این شخصیت است. بله قبول دارم که عده ای بوده و هستند که با رفتارهای خودشان که در مسیری غیر از سیره و منش حضرت امام (ره) بوده رفتار نموده اند و قطعا ما هم آن را محکوم می کنیم. آیا راز ارادت شهدا به امام (ره) برایتان جای سوال ایجاد نکرده؟ کجای دنیا جوانان یک کشورش برای سخن رهبرشان اینگونه به میدان می آیند و جان خود را فدا می کنند. آنها شناختند امام کیست. شناختند که او سخنش سخن الهی است. برای همین وقتی فرمود حصر ابادان باید شکسته شود انطور به جبهه ها رفتند و جانفشانی کردند. البته قطعا شما کسی نیستید که شهدا را تندرو و دستبوس حکومت بدانید. چون هیچ دستبوسی جان خود را فدای حکومتی نمی کند.
آیا تا بحال سخنرانی های ایشان را گوش داده اید؟ تفسیر سوره حمد ایشان را؟
موفق باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">