اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

Image result for ‫اختلافهای زوجین‬‎


«مدیریت تضادهای رفتاری زن و شوهر»


(پرسش و پاسخ از دکتر حبشی)

مشاوره اول:
موضوع: نیازآفرینی سبک های زندگی غلط امروز
سوال:

خانمی ۲۹ ساله هستم که حدود ۷ ماه است که ازدواج کرده ام. همسرم بتازگی از خدمت سربازی فارغ شده و کاری ندارد و پیشنهادات کاری نیز با توجه به مخارج روزمره خیلی پایین است. از طرفی کرایه خانه و قسط و ... بسیاری از درآمدمان (اگر درآمدی ایجاد شود!!) را استفاده می کند. به دلیل بالا رفتن سن قصد داریم به توصیه حضرت آقا زودتر بچه دار شویم ولی سوالی که من دارم این است که آیا نفقه دادن بر شوهر واجب است؟ اگر جواب مثبت است پس مردی که بچه دار شدنش مانع از پرداخت نفقه می شود تکلیفش چیست؟ وضع مالی ما آنقدر بد است که من الان که بدون بچه ایم، لباسی که به آن محتاجم (نه اسراف) نمی توانم تهیه کنم و چطور می توانم با این شرایط بچه دار شوم؟ آیا باید از حق خودم بگذرم؟ به این دلیل که می دانم با داشتن بچه خیلی از درآمدمان برای خرجهای بچه مصرف می شود و عملا هیچ چیز برای من که تنها تامین کننده ام همسرم است باقی نمی ماند! از طرفی اگر بچه دار نشویم به دلیل بالا رفتن سن شاید در ۲ سال آینده فقط بتوانیم ۱ یا ۲ بچه داشته باشیم (همیشه این مشکل را با همسرم مطرح می کنم و او را مقصر می دانم که اگر بچه زیاد می خواهد نباید همسری با سن بالا اختیار می کرد!!!) همسرم این نگرانی مرا به حسادت با فرزند تعبیر می کند! ولی من واقعا خیلی چیزهای ضروری در زندگی ام نیاز دارم که اکثر آن ها را به همسرم نمی گویم چون نمی تواند از پسشان برآید! لطفا راهنمایی بفرمایید.

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

آن چیزهایی که شما به عنوان نیازهایت یاد کرده ای قسمت کمش نیاز هستند و قسمت بیشترش نیازهای کاذبی هستند که ناشی از نیازآفرینی سبک های زندگی غلط امروز است نیاز آن است که انجام زندگی متوقف بر آن باشد ، نه اینکه میل های مار ا شامل شود متاسفانه سبک های زندگی امروز بر مدار همسری ، مادری ، خانواده ، انس و مودت و مثل اینها نیست و عمدتا معطوف به می خواهم و دوست دارم و میل کردم و دیگری دارد و من هم می خواهم و ... اینهاست! موضوع دیگر این است که فرزند نعمت است ، و نعمت منعم دارد . فرزند رزق است و رزق رازق دارد . ما را در مقام پدر و مادری نقش ها و تکالیفی ست که هنرمان درست بجا آوردن آن است ، نه ترس از فرزند دار شدن . چه بسا عدم گشایش رزق ما علاوه بر گستره ای که برای نیازهایمان می سازیم ، بی اعتنایی به نقش های حقیقی مان باشد که خداوند برایمان مقرر فرموده است آنچه شما احتیاج دارید پول و امکان نیست ، یکی اعتماد به خداست و دیگری اصلاح نگاههاست


مشاوره دوم:
موضوع: تنفر حسی زن از مرد
سوال:
بنده بخاطر توهین و بی احترامی زنم و خانواده اش و شکستن غرور و اقتدارم و یک سری مشکلات مالی دچار کاهش شدید اعتماد بنفس شدم و حالا چون مسبب همه اینها را خانواده همسرم مخصوصا پدرش می دانم و مسلما خود زنم بهشان اجازه همچین کاری را داده الان که همسرم می خواهد به هر قیمتی ازم جدا بشود نمی توانم با خودم کنار بیایم و این را بپذیرم، رک بگویم یک حس انتقام تمام وجودم را گرفته. می گویم اگر خانمم برگردد حاضرم بخاطرش گذشته را فراموش کنم اما اگر نیاد و بر طلاق پا فشاری کند برای احیای اعتماد بنفسم و جبران اذیتهاشان منم باهاشان تلافی کنم و اذیتشان کنم. می دانم ارزش زندگی بیش از این است و شخصا آدم منطقی هستم اما در شرایط سختی قرار گرفتم چون بخاطر حفظ همسرم خودم را به اب و آتش زدم اما ان راحت من را پس زد و رفت حالا من ماندم با احساس ترد شدگی و غروری شکسته و احساسات بی ثمر و یک دل پر از کینه. کمکم کنید.
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد تصمیم به طلاق مسیر درست همان است که در سئوال قبلی تان توضیح دادم (‌در صورت تنفر حسی زن از مرد به تشخیص مشاوری مجرب ) اما در مورد این احساس تلافی کردن و آزاردادن ،‌ باید بدانید ما بنده خداییم و خلایق مخلوق اویند ،‌ حق نداریم در خصوص تنبیه آنان آنطور که میل و نظرمان ایجاب می کند ،‌اقدام کنیم . این به معنی آن است که من به منتقم بودن خداوند بی اعتنا یا ناباور هستم . و یا به معنی آن است که با وجود ایمان به آنکه خداوند اجازه نمی دهد ذره ای ستم به دیگری بدون پاسخ بماند ،‌ من بواسطه تحریک عصبیت و فشار روانی بخواهم دست به عملی ببرم که خداوند آنرا ستم می داند و مرا بواسطه آن مواخذه خواهد کرد . که در هر دو شکل برای انسان مسلمان معتقد ، این کار بشدت غلط است و خسران بزرگی بدنبال دارد


مشاوره سوم:
موضوع: برداشت غلط از اقتدار در مرد
سوال:
یکی از ویژگی هایی که شوهرم دارند این است که گفتارشان بسیار لین و نرم است و این نرمی را در تمام روابط اجتماعی خود رعایت می کنند دلیلش این است که ایشان انسان خونسردی هستند و رعایت ادب برایشان مهم است، اما من از ایشان انتظار دارم که در برخی موارد رفتاری تند و قاطع از خود نشان دهند وقتی این انتظارم براورده نمی شود احساس ناامنی می کنم و محبتم نسبت به ایشان کمتر می شود. لازم به ذکر است که ایشان در زندگی اجتماعی خود شخص موفقی هستند و نسبت به هم سن و سالان خود به خوبی توانسته اند از فرصت هایشان استفاده کنند اما این نرمی مستمر ایشان مرا آزرده می کند حتی گاهی دوست دارم با من هم با تندی صحبت کنند. لطفا راهنمایی بفرمایید برای حل این مسئله چه باید کرد؟
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
برداشت شما از اقتدار غلط است گمان کرده اید اقتدار داشتن مترادف تندی و هیاهوست اگر نرمی مترادف با بی عرضه گی و سستی و واگذاری امر به دیگری و گذشتن از هر حق لازمی باشد و تسلیم شدن به آراء دیگران بیاورد و آدمی را ذلیل کند ، آنگاه آن چیزی که دیده می شود هم نرمی نیست و ضعف است ولی اگر مرد صاحب رای و پیشبرد آن است و این اقتدار را با نرمی انجام میدهد یک امتیاز بسیار بالایی ست که تو باید قددرانش باشی


مشاوره چهارم:
موضوع: تراشیدن ریش مرد
سوال:
من یک سال و نیم است که ازدواج کردم و در تمام این مدت با همسرم بر سر این موضوع دعوا و مشاجره شدید داریم. ایشان تحت هیچ عنوان حاضر نیستند محاسن خودشان را بزنند و من از این موضوع به شدت رنج می برم و هر چقدر که می گذرد نفرت من نسبت به این موضوع در مورد ایشان بیشتر می شود. من می خواهم بدانم کجای دین گفته نداشتن ریش و زدن آن حرام هست. اگر این گونه هست تمام مردهای دنیا دارند کار حرام انجام می دهند. من حتی حاضر هستم به خاطر این موضوع از ایشان جدا شوم. اما فقط به خاطر پدر و مادرم دارم کوتاه می آیم. خواهش می کنم کمکم کنید.
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر منظورتان از زدن ریش ، تراشیدن آن است ، اتفاقا در فتوای هیچ یک از مراجع جواز تراشیدن داده نشده است و تمامی فتواها بدون استثناء بر حرام بودن تراشیدن حکم میدهند و اینکه مردان زیادی می تراشند دلیلی بر جواز نمی شود مثل حجاب زنان که بسیاری از زنان حجاب کامل را رعایت نمی کنند اما اگر مرد محاسن بلندی می گذارد و کوتاه نمی کند این نظر شخصی وی است و لازم است ایشان را در این موضوع راهنمایی کرد ضمنا ریش داشتن و نداشتن نقشی در آراستگی ندارد


مشاوره پنجم:
موضوع: این چه زندگی غلطی ست که شما درست کرده اید
سوال:
من یک سال است که عقد کردم و شوهرم هم اخلاق خوبی دارد تنها مشکل من این است که به خواهرش نمی تواند نه بگوید. شوهرم مشهد دانشجو است، ایشان اخر هفته با خانواده ی خواهرشان رفتن جنوب و من واقعا ناراحت شدم چون تابستان مادرم هم می خواستند بروند شمال و من حاضر نشدم بدون شوهرم با هیچ کدامشون بروم، اقای دکتر من آب می خورم به شوهرم خبر می دهم اون وقت ایشان بعد از اینکه راه افتادند بروند به من خبر دادند که دارند می روند! اقای دکتر من واقعا قلبم شکست و ناراحت شدم، شوهرم کلی عذرخواهی کرد و گفت مسافرت یهویی شده و نمی دانسته من اینقدر ناراحت می شوم، اما دلایل ایشان اصلا برایم قانع کننده نبود از من کلی عذرخواهی کردند و گفتند که کارشان اشتباه بوده و کلی پشت تلفن گریه کردند و گفتند به خدا نمی دونستند که من اینقدر ناراحت می شوم. من بهشان گفتم که بخشیدمشان ولی واقعیتش این است که هنوزم ناراحتم. به نظرتان اصلا درسته که یک ادم متاهل تنهایی برود مسافرت؟
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
این چه زندگی غلطی ست که شما درست کرده ای که مرد باید گمان کند در زندان زن افتاده است و یک سفر و حرکت سالم هم نمی تواند بکند!! زندگی ست ، شکنجه گاه که نیست!! این قاعده که مرد هرکجا رفت باید زن دنبالش باشد و زن هرچه کرد و هرجا تصمیم گرفت برود بی مردش نمی شود ، قاعده بیجا و باطلی ست مرد و زن باید حریم شناس هم و حرمت دار هم باشند و از رنج و فشار به هم پرهیز کنند . چه بسیار جاهایی باشد که شما ذوق و میل آن را داشته باشی و مرد نداشته باشد و برعکس . لازم نیست در هر رفتاری به هم وصل باشید


مشاوره ششم:
موضوع: کار کردن مرد در خانه
سوال:
آقای دکتر شوهری دارم بسیار مهربان ولی هر وقت که حرف از کمک مرد به خانم در منزل می شود سریع گارد می گیرد که هر که وظایف خودش. مرد و کار مردانه. زن و کارهای زنانه ی خودش. اما من در حال حاضر دو روز در هفته صبح تا شب سر کار می روم. در حالی خودش در خانه ی مادرش بسیار کمک مادرش می کرد رختوابها را جمع می کرد گاهی ظروف را می شست و از این قبیل کارها. آقای دکتر چه کنم که در کارهای خانه گاهی کمکم کند، نه این که تنبل هستم یا سختم میاید دوست دارم که گاهی بگوید خانم امشب ظروف را من می شویم یا امشب تو خسته ای من شام درست می کنم. تمام این کمک ها نه برای جسمم بلکه برای نیاز روحی ام می خواهم. یا گاهی خودش کارهای خودش را انجام بدهد مثلا اتو کشیدن لباسهایش یا شستشویی برخی لباس ریز خودش. نمی خواهم عادت کند به این که همیشه همه چیز آماده بوده بالاخره بعد چند وقت دیگر من هر روز بر سر کار خواهم رفت می خواهم طوری باشد که اون زمان تو ذوقش نخورد که چرا مثل قبل پذیرایی آنچنانی ازش نمی کنم، همانطور که من بیرون از منزل کار می کنم او هم گاهی کمک من کند، چون اوایل زندگی مشترکمان هست می خواهم یه رفتار درست را عادت کند، متاسفانه مردها به کارهای غلط سریع عادت می کنند، اگر هم درخواست من معقول نیست بگوید. در زندگی دوستانم دیده ام که شوهرشان در عین اینکه تا دیر وقت سرکار می روند ولی وقتی به خانه می رسند بسیار کمک همسرشان می کنند، من هم می خواهم این کلید مرد را از این جهت داشته باشم. البته اگر درست است.
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی کارکردن در خانه را وظیفه مرد و انتظار خودت نشان دادی و در این مورد با او بحث کردی ، از این کمک کردن فرار می کند . اما اگر لطفش نشان دادی و بیان درستی داشتی که من هیچ انتظاری ندارم و لی خیلی خوشحال می شوم و احساس لطف از طرف تو می کنم ، با اشتیاق انجام میدهد. یکی از دلایلی که در خانه مادرش کار می کند همین است که آنها اینکارش را لطف میدانند نه وظیفه. ضمنا هرروز کار برای زن غلط است . به همین 2 روز در هفته بسنده کن


مشاوره هفتم:
موضوع: سوء ظن شوهرم به همکارم
سوال:
اینجانب کارمند اداره آموزش و پرورش هستم. آقای دکتر الان نزدیک به 4 سال هست که ازدواج کردم . مشکل خاصی در زندگی زناشویی ما وجود ندارد فقط مشکلی که اخیرا نزدیک به 3 یا 4 ماه هست که در زندگی ما وجود آمده این است که من در محیط کارم قبلا با یک آقایی همکار بودم ( در یک اتاق من و ایشان کار می کردیم ) که ایشان مجرد هستند و بنا به شرایط و محیط کار در اداره هم اکنون با یک خانم در یک اتاق مشغول بکار هستم. همسر بنده بدون اینکه این آقا را ببیند یا با ایشان صحبت کند از این آقا متنفر است و می گوید این آقا نسبت به بنده منظور بدی دارد. البته ایشان برای صحبتهای خود می گوید دلایلی هم دارد ولیکن هر وقت بحث و صحبت می شود ایشان از گفتن آن سرباز می زند. چند ماه پیش این آقای تبلت داشت برای فروش. بر اساس صحبتی که با همسرم نمودم تصمیم بر این شد که چند وقت برای امتحان دست بنده باشد اگر خوب بود از ایشان بخرم و من این تبلت را با موافقت همسرم به منزل آوردم. الان نزدیک به چند ماه است که این تبلت دسته من هست (به دلیل اینکه مشکلی برای آن بوجود آمده) از آنجایی که همکار بنده هم از نظر مالی در حد بسیار بالایی هستند اصلا ایشان دنبال این تبلت هم نیامدند. ولی الان همسرم بعد از چند وقت می گوید بدون منظور ایشان این کار را نکرده ولی من از همکارم مطمئن هستم که این اخلاق را ندارد. من به خاطر اینکه بتوانم اطمینان همسرم را بدست بیاورم هر کاری را انجام دادم حتی به ایشان گفتم برای جلب رضایت او علی رغم تمام گرفتاریهایی که داریم حاضرم قید کارم را بزنم و استعفاء دهم. آقای دکتر هر روز گوشیم را چک می کند ، گاهی اوقات در فکر فرو می رود و ناراحت می شود هر چقدر می روم باهایش صحبت کنم محل به من را نمی دهد. اگر بنا به کار اداری ایشان به همراه من زنگ بزند فوق العاده ناراحت و تو هم می رود و بعد ما یک دعوایی داریم که چرا ایشان به من زنگ زده. علی رغم میل همسرم در اداره من و این آقای جایگزین هم هستیم و باید کارهای همدیگر را انجام دهیم. آقای دکتر من دارم هر کاری انجام می دهم برای جلب رضایت همسرم ولی نمی دانم به چه شکل می توانم این تصور بد را از ذهنش پاک کنم. حتی خیلی از اوقات به ایشان می گوم بیاد اداره پیشم بشیند شاید ببیند با محیط ادارمان آشنا بشود و بداند اینها تصورات واهی خودش هست ولی بدتر می شود که بهتر نمی شود. آقای دکتر واقعا دارم زجر می کشم بخاطر کاری که نکردم و نمی کنم تصور بدی از من توی ذهن همسرم باشد نمی دانم به چه شکل می توانم این تصورات را از ذهنش پاک کنم؟ نمی دانم کجای کارم مشکل داشته؟ به ظاهر به من می گوید کاملا بهم اطمینان دارد و روی سرم قسم می خورد ولی وقتی اسمی از این آقا می اید دوباره شروع می شود. آقای دکتر از او هم خواستم برویم نزد مشاور ولی نمی اید. الان من باید چی کار کنم که بتوانم اطمینان او را بدست بیارم؟
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
لازم است از کار انصراف دهید و به زندگی و آرامش زندگی تان بپردازید . شوهرتان راست نگفته که با کارتان مشکلی ندارد . دارد و خیلی زیاد هم دارد . اگر به هر دلیلی ناگزیر به ادامه شغل هستید ، محل کارتان را تغییر داده از این آقا فاصله بگیرید . احتمال آسیب به زندگی و روابط همسرتان زیاد است تبلت ایشان را هم پس بدهید و به هیچوجه اگر مفت هم بود نخرید.


مشاوره هشتم:
موضوع: مشکل تیپ شوهرم
سوال:
چگونه به شوهرم بگویم که لباسهای مورد علاقه ی من را بپوشد من دوست دارم همسرم خوش تیپ بشود چون بعضی ها که او را نمی شناسند از روی تیپش نظر می دهند در صورتی که او بهترین است.
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
آنچه مهم است تیپ همسرتان نیست ، تاثیر پذیری زیاد شما به اظهار نظر دیگران است اگر این ضعفتان را جبران نکنید ، چیزهای دیگری هم غیر از تیپ ایشان وجود دارد که شما را در بیان دیگران تحریک کرده ، سلامت روابط با همسرتان را مخدوش کند تاثیرپذیری زیاد و غلط تان را اصلاح کنید


مشاوره نهم:
موضوع:  آدم مقررات و قوانین را برای بهره بردن می خواهد نه شکنجه شدن
سوال:
من و همسرم زندگی بسیار گرم و صمیمی و قشنگی داریم و هر دو کاملا احساس خوشبختی می کنیم به حمدالله. تنها مشکلی که من با همسرم دارم و از اولین روزهای زنگی مشترک مخصوصا از وقتی که زیر یک سقف رفتیم نمود پیدا کرد بی نظمی همسرم بود. تا الان راههای مختلفی را امتحان کردم ولی هیچ کدام جواب نداده و چون من خودم بشدت به نظم حساسم خیلی اذیت می شوم. طوری که اصولا هر جا قرار می گذارند به موقع نمی رسند. قول که می دهند یادشان می رود و به عبارتی بد قولند. برنامه ی خواب و خوراک ایشان بی نظم است حتی مسایل بهداشتی و مسواک و.... محیط کار و میز کار و مطالعه شان همیشه بی نظم است و من دقیقا نمی دانم باید چی کار کنم که هم اقتدار ایشان حفظ بشود هم منظم بشوند، حالا این ها را می شود تحمل کرد اما بی نظمی توی نمازشان برای من غیر قابل تحمل است. تا الان چند بار صحبت کردیم و قرار گذاشتیم و تا یک مدت سر وقت می خوندند ولی بعد از چند هفته دوباره همان وضع قبلی و خود من رویش خیلی حساس بودم و الان این بی نظمی توی نماز شوهرم به چشم خانواده ام امده و می گویند از تو بعید است که همسرت اینطوری باشد و وقت قضا شدن نمازش را بخواند. من واقعا دارم اذیت می شوم و نمی دانم دیگر باید چکار کنم. البته خودشان به این وضع واقف اند و ناراحت و می گویند تو به من کار ها را یاد آوری کن و تا وقتی من یاد آوری می کنم اوضاع خوب است ولی من این روند را دوست ندارم و فکر نمی کنم درست باشد که من مثل یک مادر همه اش تذکر بدهم و یاد آوری کنم. کمکم کنید که راه درست چی است که به اقتدارشان هم ضربه ای وارد نشود.
پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم
اولا عزیزم آنچه شما به آن اصرار داری نظم نیست ، شکنجه است ! آدم مقررات و قوانین را برای بهره بردن می خواهد نه شکنجه شدن حتی نماز اول وقت مال این است که شوق گفتگوی با خدا به محض ورود به وقت اذان پیدا شود ، نه آخ و وای اینکه اذان شد و باید ! راحتی و روانی زندگی را به عنوان ایجاد ( و چه بسا فشار ) نظم ، تباه نکن اما اینکه بخواهی و بتوانی به همسرت برای منظم شدنی انتخابی کمک کنی ، راهش این است که از شوق و عاطفه ات کمک بگیری نه از تذکر و فشارت . مثلا برای نماز اول وقت می توانی با شیرینی و مهربانی سراغ مرد بروی و بگویی : حاج آقا ! زینب خانم می فرمایند منتظر امام جماعت ان ! و با ماچ و بغل و عشوه تا سجاده همراهی اش کنی

مشاوره دهم:
موضوع: نگهداری قناری در خانه
سوال:
شوهرم ۷ تا قفس قناری تو یکی از اتاقهای خانمه مان که آپارتمانی است نگهداری می کند. هر چی هم باهایش منطقی صحبت کردم فایده نداشته. می گوید من به اینها علاقه دارم باید به علایقم احترام بگذاری. از دیدگاه شما چکار کنم؟ باید این پرنده ها را نگهداری کنم؟ جای پرنده تو آپارتمان است؟ خانه پر از ارزن پرنده ها می شود. هم اش کثیفی است.
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
با نگهداری قناری ها مخالفت نکن و با مهربانی بخواه مسئولیت نگهداری ، غذا دادن و نظافت مورد نظرت را ، مرد رعایت کامل کند . توضیح بده که مشکل تو به وجود قناریها مربوط نیست و به مسایل نگهداری مربوط است.


مشاوره یازدهم:
موضوع: کار مداوم شوهرم با لب تاپ
سوال:
همسر بنده تایم های بسیار طولانی پای لب تاب است و باعث می شود من خسته و کلافه شوم و باعث بحث و دعوایمان می شود مثلا چهار ساعت. می گوید اگر ننشینم پایش کلافه می شوم اما دائما بحث داریم. چه کار می توانم بکنم؟ من احساس می کنم به من توجه ندارد خوب من هم از اینکه تنها می نشینم خسته می شوم. هر وقت هم پای لب تاب است اخلاقش خیلی بد می شود. لطفا راهنمایی کنید.
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از برداشتهای غلط زنان از مردان آن است که فکر می کنند اگر مرد مشغول کاری شد ( مثل همین کار با لب تاب ) باید کنار بروند و منتظر بمانند تا کار مرد تمام شود !! بدون آنکه گوشه ای تنها بنشینید و یا اینکه مدام روی روان مرد بدوید که لب تابت را بگذار کنار و چنین و چنان ! ، بدون حالت شکایت و با روحیه شاد و باز بروید کنارش بنشینید و هرچه می خواهید را بگویید و انجام دهید . آنوقت خواهید دید که مرد بدون رنجش و شکایتی با میل فراوان به سمت شما می آید . مثلا می توانید به مرد بگویید تو کارت را بکن و من همین جا در آغوش تو می نشینم و ناز و بوست می کنم . مطمئن باشید به ناز و بوس دوم نرسیده اید که مرد لب تاب را رها کرده شما را لب تاب ! می کند.


مشاوره دوازدهم:
موضوع: تمایل شوهرم به دیدن فیلمهای بد
سوال:
خدا را شکر زندگی خیلی خوبی داریم. فقط گاهی همسرم ازم می خواهد که با هم فیلمای بد ببینیم. اصلأ نمی توانم با خودم کنار بیایم و نگاه کنم. با توجه به اینکه در زمینه رفع نیاز جنسی چیزی کم نگذاشتم و همیشه رضایت دارد به نظر شما چیکار کنم؟
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
بدون حالت اعتراض و برخورد بیان کن که از این مسئله چقدر آزرده و به هم ریخته می شوی . و بگو اگر قصدت این است که آموزشی بگیریم ، من نه تنها آموزشی نمی گیرم اگر تو رفتار درون آن فیلم را از من تقاضا کنی میل انجامش را ندارم . در حالیکه اگر خودت بگویی طالب چه هستی من هیچ دریغی نداشته با همه شورم انجام می دهم.


مشاوره سیزدهم:
موضوع: چکار کنم همسرم ادامه تحصیل بدهد؟
سوال:
راستش توی شرایط بدی هستم از وقتی ازدواج کردیم هر وقت یاد این قضیه می افتم که شوهرم بهم قول داده بود که درس بخواند ولی حالا انگار نه انگار و زیر حرفش زده تا یک هفته اخلاقم عوض می شود. نمی دانم چیکار کنم؟ از شرایطم راضی نیستم. به شوهرم هم نمی توانم چیزی بگم، قبلا راجع به این قضیه بارها و بارها با هم صحبت کردیم حتی دعوا کردیم می گوید درس نمی خوانم که نمی خوانم، نمی توانم با این قضیه کنار بیام. گاهی اوقات گریه می کنم وقتی شوهرم ازم می پرسه چرا؟ بهش هیچی نمی گوم. خیلی دارم اذیت می شوم آخر برایم خیلی مهم است، اگر اول ازدواج بهم قول نداده بود شاید هضمش برام راحت تر بود ولی الان اصلا نمی توانم کنار بیایم سه سال است از ازدواجمان می گذرد و من هنوز نتوانستم کنار بیام چیکار کنم؟
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
اینکه شرط به تحصیل شوهرتان را کرده اید یک اصل کار اشتباهی ست . مرد ارزشش به این نیست . ارزش مرد به تامین کنندگی ، تکیه بودن زندگی ، عاطفه بخشی و اینهاست و شما داری با این انتظار نابجا خودت و وی را گرفتار می کنی.


مشاوره چهاردهم:
موضوع: برسی علل طلاق
سوال:
مسائلی که بیشتر سبب طلاق می شود به ترتیب اعتیاد. خیانت. عدم رضایت جنسی و دخالت دیگران و اطرافیان است. حال این مشکلات اجتماعی که شاید بشود گفت بیماری های اجتماعی مقوله طلاق را به ورطه بیماری کشانده (بیماری به معنی زیاده روی نه معنای اصطلاحی آن) حال به نظر حضرتعالی مهمترین اقدام ریشه ای برای جلوگیری از گسترش زیاد طلاق در جامعه چیست؟
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی سه مرحله تاسیس ، تحکیم و تعالی دارد عواملی که شما برشمردید مستقلا علل طلاق نیستند که خود عوارضی هستند که پیشامد طلاق را تسریع می کنند . مثلا اعتیاد و خیانت ، بسترها و زمینه هایی داشته اند که فرد را در چنین منجلابی انداخته اند . من علل اصلی را در نابسامانی سه اصل فوق می دانم :
1. تاسیس: وقتی ازدواجی با شناخت کافی از ویژگی ها و خلق و خوی افراد و اهداف و مقاصد نزدیک به هم شکل نگرفته باشد و عمدتا ناشی از پیشامد و یا حداکثر اثر عاطفی بوده است ، طبیعی ست که در ادامه رضایت کافی را برای افراد فراهم نکند . پس یک کار عمده ارائه و توسعه آموزش های ضروری برای شکل گیری صحیح ازدواج است.
2. تحکیم: تحکیم یک ازدواج به فاکتورهای متعددی وابسته است که قدرت انتخاب اولیه ، سطح تناسب با همسر ، رضایت از خلق ها و رفتارها ، اصلاح معایب روان رفتاری پیش از ورود به ازدواج و امثال اینها از جمله موارد آن است . ازدواجی که مطمئن و با شناخت شروع نشده است حتما از تحکیم بدور است و معطوف به رنجش ها برخوردهای پیاپی بوده که خود مانعی جدی از تحکیم گرفتن ازدواج است .. پس کار دوم آموزش مناسب برای رسیدن به شرایط تحکیم است.
3. تعالی: وقتی زوجین در تاسیس و تحکیم از رضایت کافی برخوردار نباشند هیچ سعیی برای رشد و تعالی زندگی مشترکشان نخواهند کرد و بدین ترتیب است که هرکدام از زوجین فکر می کنند که در انتخابشان اشتباه کرده اند و این آدم آنی که می خواستند و گمان می کردند نیست . که خود سستی زندگی و عدم تلاش برای ارتقاء آن را موجب می شود . از این روست که معتقدم عواملی که شما نام برده اید عارضه اند نه علت
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۲۳
آرمان بدیعی

نظرات  (۱)

۰۲ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۳۸ مهدی محمودیه
به جهت ارائه مطالب متنوع و مفید کمال تشکر و سپاسگذاری را از شما دوست عزیز دارم انشاالله موفق وموید باشید
پاسخ:
سلام علیکم حاج آقا محمودیه:
این طرفها حاج آقا؟ خانواده خوب هستند؟ ما ارادت داریم. نظر لطف شماست. ان شاء الله که سال خوبی را در پیش رو داشته باشید. التماس دعا.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">