اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۸۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهدای جنگ تحمیلی شهدای دفاع مقدس فرهنگ دفاع مقدس عملیاتهای دفاع مقدس» ثبت شده است

در جریان این مذاکره با پیشنهادات تحقیرآمیز و سخیف دموکرات ها روبرو می شود و بحث بر سر معامله با عزت یک ملت به میان می آید و اینجا، همان نقطه ای است که دکتر چمران، پایش را جلوتر نمی گذارد و بر اصول انقلابی و مقاومت خود پافشاری می کند.

 

او البته در حین مذاکرات منتظر رسیدن قوای پشتیبانی نیز بود اما قدرت طلبانی که بعدها مشخص شد بسیاری از آنها سر در آخور بیگانگان و دشمنان این مرز و بوم داشتند، در این باره کوتاهی محض کردند.

دکتر چمران پس از مشاهده گستاخی دشمن در میز مذاکره،

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۰۳
آرمان بدیعی

افسران - دلـم برای بابایم تنگ شده....

اجازه خانم معلم؟!

گفتی: بنویسید آب ...

همه نوشتیم...

گفتی: بنویسید بابا آمد...

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۲ ، ۰۷:۴۸
آرمان بدیعی

سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم،

 

قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم،

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۲ ، ۰۷:۳۱
آرمان بدیعی

افسران - جلبک های سبز بدانند ایران، اکراین نیست...

عده ای از باقی مانده های جلبک های سبز و اصلاح طلبان افراطی و گروهک تروریستی مجاهدین خلق فکر می کنند ایران هم اکراین است و تلاش دارند از شیوه جدید براندازی حکومت که همان قدرت خیابانی Power of Street است برای بر اندازی انقلاب اسلامی مردم اقدام کنند.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۰۰
آرمان بدیعی

افسران - چشه این بچه؟؟؟؟؟

رزمنده ای گفت:

چند روز بعد از عملیات، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود دستش هر جا می رفت همراه خودش می برد..

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۲ ، ۰۹:۲۲
آرمان بدیعی

افسران - مانند شمر...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۱۹
آرمان بدیعی

افسران - درود بر مادران سرزمین من

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۲ ، ۲۲:۰۰
آرمان بدیعی

افسران -  دوای دردهای یک رزمنده...

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۲ ، ۱۰:۳۹
آرمان بدیعی
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۵۷
آرمان بدیعی

برگـــــرد تنـــــها یک بغــــــل بـــابـــای من باش

 

 

 

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۱۵
آرمان بدیعی

افسران - بخشی از نامه شهید سید مرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم به ابراهیم حاتمی کیا :

 

بخشی از نامة شهید سید مرتضی آوینی

 

به ابراهیم حاتمی کیا

 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۰۵
آرمان بدیعی

افسران - به یاد شهدای گمنام ....

«شادی ارواح طیبة همة شهدای گمنام صلوات»

 

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۲ ، ۰۶:۲۳
آرمان بدیعی

افسران - هواییــــ شدمـــ ...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۶:۴۲
آرمان بدیعی

افسران - از خاک‌ تا افلاک‌

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۵۱
آرمان بدیعی

 

«حاج قاسم سلیمانــی» در کنار پــدرشان در جبهه

 

شیـمون پــرز :

 

خاورمیانــه روی انگشت «ژنــرال قاسم سلیمانـی» میچرخـد!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۵۲
آرمان بدیعی

افسران - سلامتی و ظهور امام زمان عج دغدغه ی شهدا بود...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۰۳
آرمان بدیعی

افسران - امام به ما عزت آموخت

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۲ ، ۰۶:۴۸
آرمان بدیعی
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۵۱
آرمان بدیعی

افسران - کجایند مردان بی ادعا

 

شادی ارواح طیبة همة شهدا صلوات

 

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۴۳
آرمان بدیعی

 

«خواب ابدی در کنار مهمات»

 

 

مهمات می بردم.

چند نفر توی جاده دست تکان دادند، سوارشان کردم.

گفتم: شما که هنوز دهنتان بوی شیر می دهد. نمی ترسید از جنگ؟

خندیدند و صلوات فرستادند و آمدند بالا کنار مهماتها نشستند.

جلوتر گفتند: با چراغ خاموش برو، عراقی ها روی جاده دید دارند، بدجوری می زنند.

ولی چراغ خاموش رفتن مساوی بود با رفتن ته دره!

یعنی خط بدون مهمات!

 

 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۲ ، ۱۰:۱۰
آرمان بدیعی

افسران - سلامتی همه مذهبی ها ...

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۰۸
آرمان بدیعی

افسران - خدا را شکر بی سوادم اما غیرت دارم.....حتما بخون و نظرت رو هم بده...ممنون

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۱۲
آرمان بدیعی

افسران - خمینی، سن عشق را پائین آورده...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۳۹
آرمان بدیعی

 

«آقای روحانی انقلاب ارث پدری شما نیست!»

 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۲ ، ۰۴:۱۶
آرمان بدیعی

                                                        

جاده هاى کردستان آن قدر ناامن بود که وقتى مى خواستى از شهرى به شهر دیگر بروى ، مخصوصا توى تاریکى ، باید گاز ماشین را مى گرفتى ، پشت سرت را هم نگاه نمى کردى.

اما «زین الدین» که همراهت بود ، موقع اذان ، باید مى ایستادى کنار جاده تا نمازش را بخواند. اصلا راه نداشت.

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۵۲
آرمان بدیعی