اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۷ دی ۹۹، ۱۳:۳۶ - فاصله گلناری
    عالی. 20
نویسندگان
پیوندها

۱۶ مطلب با موضوع «شهید و شهادت، دفاع مقدس :: شهدای هسته ای و شهدای فتنه 88.شهدای امر به معروف» ثبت شده است

بسم‌الله الرحمن الرحیم

یک دهان خواهم به پهنای فلک

تا بگویم وصف آن رشک ملک

سخن گفتن در مورد بزرگی مانند «شهید محسن فخری‌زاده» کاری آسان نیست. تصور ایران بدون حضور چنین مردان بزرگی در این گرگستان عالم مدرن چقدر دلهره‌آور است. هر روز از خانه‌ی علم این سرزمین ستونی را تخریب می‌کنند تا از کسانی‌ که قصد سکنی گزیدن در آن را دارند جرئت و شهامت بستانند. تزریق احساس بی‌پناهی به جویندگان علم و گسترش ناامیدی با از بین‌ بردن نمادهای امید و آرزوهای یک ملت بزرگترین آرزوی کوته نظران و دشمنان قسم خورده‌ی این سرزمین پاک است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۹ ، ۲۱:۲۲
آرمان بدیعی


معرفی کتاب مستندِ داستانیِ


Image result for ‫"کتاب کف خیابان"‬‎


یاداشتی بر کتاب «کف خیابون»


«نوشته محدرضا حدادپور جهرمی»


«روایتی از فتنه ۸۸ در تهران»

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۲۷
آرمان بدیعی

 

افسران - مستند مربی مجاهد

«دانلود در ادامة مطلب»

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۵۷
آرمان بدیعی

 

افسران - هل من معین ... نگذاریم شهید مسعود مددخانی بیش از این مظلوم و گمنام بماند ...

بسم رب الشهداء و الصدیقین ...

19 سال گمنامی و تحمل درد و رنج جانبازی فقط برای خدا ...

راضی نبودند کسی از وضعیتشان مطلع شود ....

میخواستند گمنام بمانند ...

شاید میگفتند : کاری که برای خدا باشد گفتن ندارد ...

شهادتشان هم غریبانه و مظلومانه روی تخت بیمارستان ...

برای مراسم تشییع و خاکسپاری هم جمعیت محدودی آمدند ...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۰۶:۳۸
آرمان بدیعی

 

«مسعود مددخانی»

 

جانباز بسیجی آمر به معروف به خیل شهدا پیوست

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۱۳
آرمان بدیعی

افسران - نامه شهید علی خلیلی به رهبر معظم انقلاب، 15 روز قبل از شهادت

سلام آقا جان!

امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛

دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۰۲:۱۰
آرمان بدیعی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۴۰
آرمان بدیعی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۳۷
آرمان بدیعی
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۳۵
آرمان بدیعی
۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۳۱
آرمان بدیعی

 

مهندس سید علیرضا ستاری شهیدِ مظلوم فتنه 88

 

به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، «مهندس سیدعلیرضا ستاری» که در فتنه سال 88 دچار مجروحیت شدید شده بود، روز چهارشنبه جان به جان آفرین تسلیم نمود و به قافله شهدا پیوست.

شهید ستاری در نهم دی‌ماه سال 1391 در گفت‌وگویی با خبرگزاری فارس به بیان جزئیات مجروحیت خود پرداخته بود که متن این مصاحبه به مناسبت شهادتش باز نشر می‌شود: سید علیرضا ستاری از جانبازان 70 درصد فتنه 88 است، وی مهندس عمران، 31 ساله و یک دختر و یک پسر دارد؛ ستاری در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در خصوص نحوه مجروحیت خود در فتنه 88، اظهار داشت:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۲ ، ۲۳:۳۳
آرمان بدیعی

افسران - فیلم انتقاد شدید آیت الله مصباح به حسن روحانی

متهم می کنند به بی سوادی، نصیحت خدا و پیغمبر است اینها،

دوست نمی دارید کسی انتقاد کند، می گید دوست داریم انتقاد کنید، حق با مخالف است ولی دروغ می گید طاقت شنیدن یک جمله گل ندارید،

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۰۹
آرمان بدیعی

 

«میخاهم انشای خودم را درباره طوافق ژنف برای شما بخانم»

جناب آقای رعیس

صلام. اینجانب با صطح تحسیلات ابطدایی میخاهم انشای خودم را درباره طوافق ژنف برای شما بخانم.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۲ ، ۱۹:۰۷
آرمان بدیعی

افسران - اگر باسوادی این است،پس کلاس تعطیل...

بگذار هرچه میخواهند بگویند...

اصلا قبول، ما بی سواد هستیم.

حتما شهید مصطفی احمدی روشن هم بی سواد بوده است. چون اگر این توافقنامه قبل از شهادتش امضا شده بود، او نیز اکنون از منتقدان بود.

این را گفتم چون پدرش می گفت:

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۲ ، ۱۰:۵۱
آرمان بدیعی
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۲ ، ۰۶:۴۲
آرمان بدیعی

افسران - مشق شب علیرضا و آرمیتا بعد از تعلیق

چشم هایش خیره به عکس بابا روی طاقچه اتاق بود. بغض راه گلویش را بسته بود. اشک در دریاچه چشم هایش حلقه زده بود. با سن کم فهمیده بود میراث بابا را پلمپ کرده اند. میراثی که بابا بخاطرش جان داد. مادر صدا زد بیا به مشق شبت نمره بدم. مادر دفتر مشقش را گرفت و شروع کرد به خواندن:

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۲ ، ۰۱:۲۶
آرمان بدیعی