اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

اسلام دین صلح یا جنگ؟

جمعه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۴۵ ق.ظ

Image result for ‫اسلام دین رحمت‬‎


یکى از سخنان بسیار نادرست تهمتى است که به اسلام زده و گفته اند: اسلام دین زور و شمشیر است، نه دین دعوت و با اینکه قرآن کریم و سیره رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله) و تاریخ به مراحل سه گانه دعوت اسلام، شهادت مى دهد و آن را روشن مى کند معذلک چه باید کرد که بعضى به خود اجازه مى دهند چنین تهمتى را به اسلام بزنند، آرى کسى که خدا براى او نورى و روشنائى قرار نداده، هیچ چیزى برایش روشن نخواهد بود، نه کتاب خدا و نه سیره رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله) و نه تاریخ.

و این افراد که به اصطلاح خواسته اند از دین مبین اسلام خرده بگیرند چند طایفه هستند:

یک دسته از آنها اهل کلیسا هستند که عیب خودشان را به اسلام نسبت مى دهند، چون دین شمشیر دینى است که آنان ترویجش مى کنند، چندین قرن بود که در کلیساها محکمه اى به نام محکمه دینى درست کرده بودند که در آن محکمه عقاید مسیحیان را تفتیش نموده و هر کس را منحرف از دین خود مى دیدند محکوم به آتش مى نمودند، در حقیقت محکمه خود را به محکمه عدل الهى در قیامت که هم بهشت دارد و هم آتش تشبیه مى کردند، عمال خود را ماءمور مى کردند که در شهرها بچرخند و هر فرد مسیحى را که دیدند اعتقادى غیر از اعتقاد کلیسا را دارد و حتى اگر در مسائل طبیعى و یا ریاضى نظریه اى داشته باشد که فلسفه «اسکولاستیک» آن را نگفته، او را به عنوان مرتد از دین به محکمه کلیسا جلب نموده، زنده زنده در آتش مى سوزاندند، چون کلیسا فقط فلسفه اسکولاستیک را قبول داشت و آن را ترویج مى کرد (و جنبه دینى و قداست مذهبى به آن داده بود).

و اى کاش براى ما توضیح مى دادند که آیا در نظر عقل سلیم گستردن توحید در عالم و ریشه کن ساختن وثنیت و تطهیر دنیا از قذارت فساد، مهمتر است، یا خفه کردن و آتش زدن کسى که نظریه حرکت زمین به دور خورشید را داده و آن نظریه بطلمیوسى (که زمین و افلاک همچون پوست پیاز است ) را رد کرده؟

آیا این کلیسا نبود که عالم مسیحیت را علیه مسلمانان تحریک کرد؟ بنام جهاد با بت پرستى به جنگ با مسلمانان واداشت؟

آیا این کلیسا نبود که حدود دویست سال جنگ هاى صلیبى را به راه انداخت؟

شهرها را ویران و میلیونها نفوس بشر را نابود و عرض ها و ناموس ها را به باد داد؟!

دسته دومی که تهمت فوق را به اسلام زده اند، مدعیان تمدن و آزادى در قرن اخیرند، همان کسانى که آتش جنگ هاى جهانى را شعله ور ساخته و دنیا را زیر و رو کردند و باز هم هر گاه غریزه مادیگریشان ندایشان دهد که خطرى مختصر مطامعشان را تهدید مى کند، قیصریه دنیا را براى یک دستمال به آتش مى کشند (اینها هستند که مى گویند اسلام دین زور و شمشیر است، زهى بى شرمى!) کسى نیست که از اینان بپرسد آیا ضرر ریشه دار شدن شرک در دنیا و انحطاط یافتن اخلاق فاضله بشر و مردن فضائل نفسانى و احاطه یافتن فساد بر زمین و بر اهل زمین، زیاد است یا کوتاه شدن دست جنایتکار شما از چند وجب زمین، و یا چند درهم مختصر خسارت دیدنتان ؟ و چه خوب معرفى کرده است قرآن کریم این جنس دو پا را که فرموده: «ان الانسان لربه لکنود».

گفتار مرحوم کاشف الغطا در این زمینه

در این جا بسیار میل دارم گفتار بعضى از بزرگان یعنى مرحوم شیخ محمد حسین کاشف الغطا در کتاب «المثل العلیا فى الاسلام لا فى بحمدون» را نقل کنم که در این زمینه بسیار جالب فرموده است :

وسایلى که تاکنون براى اصلاح جامعه و محقق ساختن عدالت و از بین بردن ستم و مقاومت در برابر شر و فساد به کار رفته، منحصر در سه نوع است:

اول وسایل دعوت و ارشاد، یعنى ایراد خطبه ها و مواعظ و نوشتن مقالات و تاءلیفات و جرائد که خود روش بسیار پسندیده و شریف است و خداى تعالى به این روش اشاره نموده و فرمود: 

«ادع الى سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتى هى احسن».

با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت‌یافتگان داناتر است.

و نیز فرمود: 

«ادفع بالتى هى احسن فاذا الذى بینک و بینه عداوه کانه ولى حمیم»، 

(بدى دیگران را) با شیوه‌ى بهتر (که نیکى است) دفع کن، که این هنگام آن کس که میان تو و او دشمنى است همچون دوست گرم مى‌شود (و عداوتش نسبت به تو تمام مى‌شود).

و این طریقه اى است که اسلام آن را در اول بعثت انتخاب نموده و به کار گرفته است.

دوم وسایل مقاومت مسالمت آمیز و سلبى، نظیر متحد شدن علیه فساد و دورى جستن از مفسدین و قطع روابط اقتصادى با آنان و همکارى نکردن با ستمکاران و شرکت ننمودن در اعمال و حکومت آنان طرفداران این نظریه توسل به زور و انتخاب جنگ و قتال را جایز نمى دانند، قرآن کریم هم (در برهه اى از زمان این طریقه را پیموده است)، آیات:


وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ


و (شما مؤمنان) هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست و بدانها دلگرم باشید و گر نه آتش (کیفر آنان) در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید داشت و هرگز کسی یاری شما نخواهد کرد.


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِیَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ 


ای اهل ایمان، یهود و نصاری را به دوستی مگیرید، آنان بعضی دوستدار بعضی دیگرند، و هر که از شما مؤمنان با آنها دوستی کند به حقیقت از آنها خواهد بود؛ همانا خدا ستمکاران را هدایت نخواهد نمود.

به این طریقه اشاره دارد که البته در قرآن کریم از این نوع آیات بسیار است و در میان غیر مسلمانان کسانى که معروف به طرفدارى از این رویه شده اند یکى پیامبر هندى، یعنى بودا است و دیگر حضرت مسیح (علیه السلام) است و سوم ادیب روسى یعنى تولستوى و همچنین زعیم و رهبر روحى هند، گاندى است.

سوم قیام مسلحانه و جنگ است که اسلام این را نیز پیشنهاد کرده و در مواردى دستورش را صادر فرموده است.

پس اسلام هر سه روش را (هر کدام را در جاى خود و به موقع خودش) صحیح دانسته و بتدریج بکار بسته است روش اول موعظه حسنه و دعوت سالم است؛ اگر دشمن از این راه تسلیم نشد و دست از ستمکارى خود بر نداشت و همچنان به فساد انگیزى و استبداد خود داد طریقه دوم را به کار مى گیرد، یعنى ادامه قطع رابطه، آن هم به دو روش ۱. یا بطور مسالمت آمیز ۲. و یا به نحو قهر و همکارى نکردن با دشمن، و دشمن را به رفتار خود واگذار نمودن اگر از این راه به زانو در آمد و حاضر شد دست از ظلم و خیره سرى خود بردارد که هیچ و اگر حاضر نشد، نوبت به طریق سوم مى رسد که عبارت است از قیام مسلحانه، چرا که خداوند به هیچ وجه به ظلم ظالم رضایت نمى دهد و کسانى که در برابر ظلم او ساکت مى نشینند شریک ظلم او هستند.

آرى اسلام عقیده است و این اشتباه بزرگ و غلط آشکار است که بعضى مرتکب شده و گفته اند: «اسلام دعوت خود را با شمشیر گسترش داده!!» زیرا عقیده و ایمان چیزى نیست که با زور و شمشیر در دلها جایگیر شود دلها تنها در برابر حجت و برهان خاضع مى شوند و قرآن کریم در آیات بسیارى به این حقیقت اشاره مى کند، از آن جمله مى فرماید: «لا اکراه فى الدین قد تبین الرّشد من الغى» همانا راه هدایت از ضلالت و گمراهى بر همگان روشن و واضح گردید).

آرى اگر اسلام دست به شمشیر زده است تنها در برابر کسانى بوده است که در خوددارى از ظلم و فسادشان به آیات و براهین قانع نشده اند و پیوسته خواسته اند سنگ در سر راه دعوت به حق بیندازند اسلام در اینگونه موارد شمشیر نمى کشید که آنان را به سوى دین بخواند بلکه مى خواست شر آنان را دفع کند.

این قرآن کریم است که با بانگ رسا اعلام مى دارد: 

«قاتلوهم حتى لا تکون فتنه»

«با کفار قتال کنید تا از فتنه آنان جلوگیرى کرده باشید.»

پس قتال با کفار براى دفع فتنه آنان بود نه به خاطر آنکه آنان به دین خدا معتقد شوند.

بنابراین اگر اسلام را به حال خود گذاشته بودند هرگز فرمان جنگى را صادر نمى کرد و این همه جنگ هائى که در اسلام واقع شد همه اش تحمیل به اسلام بود و او را به این واداشتند. و به همین جهت است که اسلام حتى در حال جنگ نیز شریف ترین روش را طى کرد از تخریب خانه ها شدیدا جلوگیرى نمود، همانطور که در حال صلح جلوگیرى کرده بود و همچنین از اعمال ناشایستى چون آتش سوزى راه انداختن و زهر در آب دشمن ریختن و آب را به روى دشمن بستن و زنان و اطفال و اسیران جنگى را کشتن و... جلوگیرى نموده و دستور اکید صادر فرمود که مسلمانان با اسراى جنگى به نرمى و ملاطفت رفتار کنند و به ایشان احسان نمایند حتى به هر درجه اى از دشمنى و کینه که رسیده باشند.

و نیز ترور کردن دشمن را ممنوع کرد چه در حال جنگ و چه در حال صلح و کشتن پیر مردان و عاجزان و کسانى را که به جنگ آغاز نکردند و هجوم شبانه بر دشمن را تحریم نموده و فرمود: «فانبذ الیهم على سواء» و نیز اجازه نداد که مسلمانان کافرى را به صرف احتمال و تهمت بکشند و یا قبل از آنکه جرمى را مرتکب شود کیفر دهند و از هر کار دیگرى که از قساوت و پستى و وحشى گرى انسان سرچشمه گرفته باشد و شرف انسانیت و جوانمردى آن را نپذیرد منع نمود.

شرف اسلام اجازه نمى دهد که هیچیک از این اعمال را درباره دشمن روا بدارند چنانچه دیدیم در هیچ یک از معرکه هاى جنگ (هر قدر هم که سخت و هول انگیز بود) اجازه ارتکاب به چنین اعمالى را نداد ولى مردمى که امروز خود را متمدن مى دانند به همه این جنایات دست مى زنند هول انگیزترین و وحشت زاترین رفتار را با دشمن خود مى کنند آنهم در روزگارى که خودشان (عصر نورش) مى نامند.

آرى عصر نور! کشتن زنان و اطفال و پیرمردان و بیماران و شبیخون زدن و بمباران کردن شهرها و مردم بى سلاح و قتل عام دشمن را مباح کرده است!!

مگر این آلمان نبود که در جنگ بین المللى دوم بمب هاى خوشه اى خود را بر سر مردم لندن ریخت و ساختمانها را ویران و زنان و اطفال و ساکنان شهر را نابود کرد؟ و مگر این آلمان نبود که هزاران اسیر را به قتل رسانید؟! و مگر این دول متفق (آمریکا و انگلستان و شوروى) نبودند که هزاران هواپیماى جنگى را براى تخریب شهرهاى آلمان به پرواز در آوردند و آیا این آمریکاى متمدن ! نبود که بمب اتمى خود را بر سر مردم ژاپن ریخت (و هیروشیما را با ساکنانش خاکستر کرد؟!).

و این اعمال در روزگارى بود که تمدن آقایان! به اختراع وسایل تخریبى خطرناکتر نرسیده بود حال که دولتهاى متمدن ! مجهز به سلاحهاى جدید ویران کننده مانند: موشکهاى مختلف بمبهاى اتمى و ئیدروژنى و... شده اند خدا مى داند که هنگام شروع جنگ جهانى سوم چه بر سر کره زمین خواهند آورد و چه عذابها و خرابیها و مصیبتها و دردها به بار خواهد آمد.

«علامه طباطبایی / تفسیر المیزان / آیات ۲ الی ۶ سوره نساء»

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۱۸
آرمان بدیعی

نظرات  (۳)

استفاده کردیم ممنون
پاسخ:
سپاس از حضورتان در «اوج پرواز»
۱۸ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۰۱ امیر بیابانی
از طرف دانلود فیلم
عالی
پاسخ:
سپاس از حضورتان در «اوج پرواز»
۱۸ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۲۱ مداحی جدید
دمت گرم واقعا کامل بود ، اگه کسی نخواد با کینه به قضیه نگاه کنه قطعا میتونه از تاریخ اسلام و فتاوا و ... بفهمه اسلام صلح واقعیه . 

سایت منو اگه تونستی لینک کن دوستان بیشتری ازش استفاده کنن . یاعلی
پاسخ:
سلام:
ممنون که به «اوج پرواز» سر زدید.
سایت شما با نام «سایت دانلود مداحی» در قسمت پیوندها لینک شد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">