اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

سیره عملى پیامبر اکرم (ص)

شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۹ ب.ظ

Image result for ‫حضرت محمد‬‎


«سیرة عملی پیامبر اکرم (ص)»


رسول خدا گفتارش از همه فصیح تر و شیرین تر بود و سخنانش همه کلمات کوتاه و جامع و خالى از زوائد و وافى به تمام مقصود بود، و چنان بود که گوئى اجزاى آنان تابع یکدیگرند، وقتى سخن مى گفت بین جملات را فاصله مى داد تا اگر کسى بخواهد سخنانش را حفظ کند فرصت داشته باشد، جوهره صدایش بلند و از تمامى مردم خوش نغمه تر بود. (۱) 


على (علیه السلام) فرمود: از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) شنیدم که مى فرمود: من مبعوث شده ام به مکارم اخلاق و محاسن آن.


حیاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله) از عروس حجله بیشتر بود، و چنان بود که اگر چیزى را دوست نمى داشت ما از قیافه اش مى فهمیدیم.


حضرت ابو جعفر (علیه السلام) مى فرمود: فرشته اى نزد رسول الله (صلى الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: خدایت مخیر فرموده که اگر خواهى بنده اى متواضع و رسول باشى و اگر خواهى پادشاهى رسول باشى، جبرئیل این صحنه را مى دید رسول خدا (صلى الله علیه و آله) از راه مشورت به جبرئیل نگریست، او با دست اشاره کرد که افتادگى را اختیار کن و لذا رسول الله (صلى الله علیه و آله) در جواب آن فرشته فرمود: بندگى و تواضع را با رسالت اختیار کردم، فرشته مزبور در حالى که کلید خزینه هاى زمین را در دست داشت گفت: اینک چیزى هم از آنچه در نزد خدایت دارى کاسته نشد. (۲)


حضرت علی (ع): پس باید که تاءسى کنى به نبى اطهر و اطیب، از خوردنی هاى دنیا اندک و به اطراف دندان خورد، و دهان خود را از آن پر نکرد و به آن التفاتى ننمود، لاغرترین اهل دنیا بود از حیث تهى گاه و گرسنه ترین شان بود از جهت شکم، خزائن دنیا بر او عرضه شد، لیکن او از قبولش استنکاف نمود، وقتى فهمید که خداى تعالى چیزى را دشمن دارد او نیز دشمن مى داشت، و هر چیزى را که خداى تعالى حقیر مى دانست او نیز تحقیرش مى کرد، و ما بر عکس آن جنابیم و اگر از معایب چیزى در ما نبود جز همین که دوست مى داریم دنیائى را که خدا دشمن داشته و بزرگ مى شماریم دنیائى را که خدایش تحقیر کرده، همین براى شقاوت و بدبختى و نافرمانیمان بس بود، و حال آنکه رسول الله (صلى الله علیه و آله) روى زمین غذا مى خورد، و چون بندگان مى نشست، و کفش خود را بدست خود مى دوخت، و بر الاغ لخت سوار مى شد، و شخصى دیگرى را هم پشت سر خود بر آن حیوان سوار مى کرد، وقتى دید پرده در خانه اش تصویر دارد به یکى از زنان خود فرمود: اى فلان این پرده را از نظرم پنهان کن تا آن را نبینم ، چون هر وقت چشمم بدان مى افتد به یاد دنیا و زخارف آن مى افتم، آرى به قلب و از صمیم دل از دنیا اعراض ‍ کرده بود، و یادش را در دل خود کشته و از بین برده بود، تا جائى که دوست مى داشت زینت دنیا را حتى به چشم هم نبیند تا هوس لباس فاخر نکند، و دنیا را خانه قرار نبیند، و امیدوار اقامت در آن نشود، از این رو دنیا را به کلى از دل خود بیرون کرد، و یاد آن را از قلب کوچ داد، و از نظر دور بین خود هم پنهان نمود، آرى وقتى شخصى از چیزى بدش آید نظر کردن به آن را هم دوست نمى دارد، حتى دوست نمى دارد که کسى نزد او اسم آن چیز را ببرد. (۳)

«تفسیر المیزان علامه طباطبایی / جلد ششم / بحث روایی انتهای سوره مائده»

**********************************************************************

۱) کتاب احیاء العلوم 

۲) کتاب مکارم الاخلاق است به نقل از ابى سعید خدرى

۳) نهج البلاغه 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۴
آرمان بدیعی

نظرات  (۱)

دوست می دارم من این نالیدن دلسوز را

تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

شب همه شب انتظار صبح رویی می‌رود

کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را

وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او

تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را

گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم

جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را

پاسخ:
سپاس از حضورتان در «اوج پرواز»

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">