اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

مدیریت رفتار و عقاید (پرسش و پاسخ از دکتر حبشی)

سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۵۰ ب.ظ


«مدیریت رفتار و عقاید»


(پرسش و پاسخ از دکتر حبشی)



مشاوره اول:
موضوع: روانشناسی غربی
سوال:

یک سری کتابها، نشریات و ... وجود دارد که موفقیت، اعتماد به نفس، توانایی های شگرف و ... را به انسان القا می کند و در حقیقت انسان را محور همه چیز قرار می دهد نشریاتی مانند راز و یا آثار نویسندگانی چون آنتونی رابینز ، باربارا دی آنجلیس و ... که مدام بر تغییر نگاه انسان به اطراف تاکیید دارند. گاهی با تاکیید بر نداشته های انسان به او القا می کنند که اگر مدتی بر آن تمرکز کنی به آن دست می یابی. من آنگونه که از برخی احادیث برداشت کرده ام آرزوهای طولانی و دست نیافتنی مذموم شمرده شده است و ... آیا اینگونه آثار با عقاید اسلامی ما منافات دارد؟ یا باید گزینشی عمل کرد و از القائات مثبت آن استفاده کرد؟ نظرتان راجع به این گونه آثار چیست؟

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

در روانشناسی غربی از آنجایی که انسان را در دایره حیات مادی دریافت و تفسیر می کند و قصدش رفاه و لذت آدمی ست ، نه سعادت و رشد او ، عموما توصیه هایش بجای بزرگ کردن آدمی درحداکثر قابلیتش در جهت آرام کردن است در حالیکه آرام شدن ( بخصوص اگر واقعی نباشد و منبعث از کمال انسانی نبوده و با القاء و تلقین صورت بپذیرد و یا با عباراتی مثل نیمه پر لیوان را ببین بخواهد آدمی را بفریبد و راضی کند ) منجر به عظمت آدمی نمی شود من دین را بهترین پرورش دهنده روان می بینم آثار میدانی آن هم نشان میدهد که بزرگان دینی از چه وسعتی برخوردار بودند در حالیکه بزرگان روانشناسی غربی خود گرفتار بسیاری از رذایل اخلاقی بوده اند و حتی رفتارهای شنیع داشته اند و در مواردی خودکشی کرده اند.


مشاوره دوم:
موضوع: مسئولیت ما در قبال خانواده تا چه حد است؟
سوال:

برایتان درباره اوضاع آشفته خانوادم و روابط والدینم باهاتان صحبت کردم و راهنمایی خواستم ؛ واقعا دارم برای انها دیوانه می شوم. درست است ازشان دلخورم که زندگی پر از استرس و غصه و ناآرامی را داریم ؛ اما دلمم برایشان می سوزد و اگر خدای ناکرده با این وضع که از هم بشدت ناراضی اند از دنیا بروند می دانم که عذاب وجدان اینکه برایشان سعی کافی را نداشتم داغانم می کند؛ حتی اگه بعدها بتوانم تو زمینه مسئولیت و سازندگی موفق باشم اما الان نتوانم به اصلی ترین مخاطبم ، که خوانواده و البته والدینم - به سفارش قرآن کریم - کمکی کنم و تمام سعی ام را بکنم در این مقایسه خسارت بزرگی کردم. هر دو از هم ناراضی اند، طلاق را هم برای آینده و ازدواج ما بد می دانند. شما بفرمایید من چه کاری می توانم بکنم که سعیم را کرده باشم و نتیجه رو به خدا بسپرم؟

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از خطاهای بسیار بزرگ افرادی که ایمان را دوست دارند و نگران مسئولیت هایشان در قبال دیگران ند و متوجه مواخذه الهی هستند ، این است که خیال می کنند این مسئولیت بدان معنی ست که باید هرکاری بکنند و به هرنکبتی بیافتند تا یک رفتاری را اصلاح کنند! خیر . همسر امام حسن و امام جواد علیهمالسلام اهل دوزخند و پسر نوح (ع)و همسر لوط (ع)آن می شوند و این ها یعنی اینکه قرار نیست هدایت به هرقیمتی شکل بگیرد . و آدمها باید برای هدایت سعی کنند ضمنا ماندن در برابر هر زشتی و ستمی ، صبوری نیست . انسان باید خودش را از آلودگی ها دور بدارد. قرار نیست کنار مردی که نمی خواهد به سمت سلامت برود و حاضر نیست برای حرمت و سرنوشت خانواده دست از مواد لعنتی بردارد ، بمانیم و رنج ببریم و بیمار بشویم و تباه و دیگر هیچ ! خداوند خواهد گفت که من طلاق را برای همین موارد گذاشته بودم.


مشاوره سوم:
موضوع: ترک نماز صبح
سوال:

راستش من آدمی بودم که نماز صبح را همیشه می خواندم ولی الان اصلا نماز نمی خوانم نمی دانم چرا!! دیگر فکرم هم درگیر این نیست که نمازم را نمی خوانم!! راستش آن موقع هم نماز واقعی نمی خواندم. دوست دارم از ته دل بخونم نه از ترس!! لطفا کمکم کنید.

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیزم! اینکه نماز بزرگ را با قصد کوچک نخوانی ، اینکه عبادت خدا را به بهانه های دنیایی برگزار نکنی ، عظمتی ست که نشانه بزرگی روح است ولی اینکه چون قصدت بزرگ نیست نماز را رها بکنی ، فریب شیطان لعین است قرار نیست نماز تو را بزرگ بکند ، تو در نمازت نشان میدهی که چقدر بزرگ شده ای . پس اگر نمازهایم نیت های کوچک دارد مال این است که تا بزرگی کار زیادی دارم ، نه اینکه نماز عرضه بزرگ کردن من را نداشته است !! وقتی از نماز دور می افتی ، یعنی همین قدر هم بزرگ نشده ای که حرکات عبادت را انجام دهی و این یعنی کوچک تر شدن ! برای بزرگ کردن نمازهایت باید بزرگ بشوی.


مشاوره چهارم:
موضوع: در اسلام اولویت بر روابط است یا عقاید
سوال:

نحوه برخورد با کسی که عقایدش کاملا" با شما مغایر است و  مدام عقایدتان را مورد حمله قرار می دهد چی است؟ آیا باید مدارا کنی یا برخورد کنی؟ آیا رفت و آمد و نشست و برخواست با همچین آدمهایی حتی اگر از نزدیکان و فامیل باشن توصیه می شود؟ یا شاید بشود سوال را اینطور پرسید: توی اسلام اولویت بر روابط است یا عقاید وقتی بحث از همه افراد خانواده است؟

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

این موضوع بسته به چند نکته اساسی ست :

1. اختلاف نظر و عقیده اگر در اصول نباشد ( منظور مسایلی ست که ایمان و کفر را موجب می شود - مثل انکار خداوند یا رسول الله ) و تنها در زمینه چند رفتار باشد مثل شنیدن موسیقی و امثال اینها ، هیچ منعی برای ارتباط نیست و چه بسا ارتباط اگر متین و کارآمد باشد منجر به اصلاح اشکال دیگران هم می شود .

2. موضع افراد نسبت به عقایدشان - گاهی یک فرد اعتقادی درونی و پوشیده دارد و با کسی هم مطرح نکرده و یا به دفاع از آن نمی پردازد و یا به نفی اعتقاد دیگران و تمسخر آنها اقدام نمی کند و فقط شما باخبرشده اید که فلان اعتقاد ولو خیلی مضر را دارد ، در چنین مواردی نه تنها اجازه به قطع روابط ندارید که مسئولیت پیدا می کنید او را در جهت اصلاح اعتقادش یاری هم بکنید و اگر نپذیرفت ارتباط و احسان و لطف را قطع نکنید .

3. اگر بیم انتقال و تاثیر مشکل اعتقادی کسی را ندارید و در وی هدف انتشار عقاید مسمومش به خودتان یا اطرافیانتان را ندارید ، باز دلیلی برای قطع ارتباط ندارید . اما در مواردی قطع ارتباط ضروری می شود . باید توجه داشت که این موارد مربوط به خوش آمد یا بدآمد ما از ارتباط با آن فرد نیست ، بلکه مربوط به احکام نورانی اسلام است .

مثلا در مواردی که تبری جستن از منکر و عقیده منکری برای نفی و محدود سازی آن ، ضرورت پیدا می کند یا بیم انتقال آسیب اعتقاد ضاله ای بر افراد بی دفاع یا ضعیف خانواده وجود داشته باشد . و یا فرد صاحب اعتقاد ضاله قصد مسموم کردن و آلوده ساختن دیگران را داشته باشد و یا ادامه ارتباط به جری شدن فرد منحرف بیانجامد . و موجب تایید و تقویت اعتقاد مسموم او و سرایت آن به دیگران شود این موارد هم احتیاج به استفتاء دارد و فرد نمی تواند به محض تشخیص خودش تصمیم بگیرد .

علاوه بر اینها قطع ارتباط به معنی قطع تماس و انتشار زشتی ست نه قطع همه چیز . مثلا اگر شما برادر منحرفی داشته باشید که عقاید ضاله ای دارد ، نمی توانید از عیادت او در مواقع بیماری و یا تماس تلفنی و عرض سلام و احوالپرسی اجتناب کنید بلکه باید از رفتارها و تماس هایی که موجب اشاعه انحراف او یا تایید و جری شدنش می شد اجتناب می کردید .


مشاوره پنجم:
موضوع: بی رغبتی دختر تازه تکلیف شده به نماز
سوال:

خواهرم، در سن تکلیف است اما به نماز رغبتی نشان نمی دهد.

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

معمولا دختران چون زود مکلف شرعی می شوند ، از نظر عملیات تکالیف دینی ، سستی می کنند که باید اطرافیان ، با لطافت و ظرافت و همراهی خود ،‌ انس به رفتار دینی را در آنها تقویت کنند و از فشار و اصرار دوری کنند مثلا پدر یا مادر ، سجاده بیاندازد و دختر را بغل کرده برای وضو گرفتن ، جلوی روشویی ببرند و با بازی و شور و شوق ، راهش بیاندازند.

 
مشاوره ششم:
موضوع: چگونه تصمیم گیری درستی داشته باشیم؟
سوال:

من مدرک کارشناسی مهندسی نفت دارم و الآن سر یک دو راهی برای انتخاب شغل قرار دارم. از طرفی یک موقعیت کاری در مشهد دارم که قطعی است و حقوق نسبتا کافی برای اداره زندگی دارد ، امکان ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه برایم وجود دارد و می توانم به علاقه مندی هایم بپردازم ولی مرتبط با رشته ام نیست، مدت زمان طولانی تری نیازد تا بتوانم علاوه بر خانواده خودم خانواده مادرم و دو خواهرم را هم تامین کنم ( این موضوع ضروری است چون سرپرست خانوار مادرم هستند.) و احتمال ایجاد دید منفی در اطرافیان نسبت به خودم وجود دارد. از طرف دیگر اگر که بخواهم در کار مرتبط با رشته ام مشغول بشوم حقوقش بیشتر است و هزینه 4 سال تحصیل از بیت المال هدر نمی رود اما خانواده خودم با شرایط کاری (اقماری) کنار نمیاند و تحملش هم برای خانواده و هم خودم مشکل است. ضمنا امکان ادامه تحصیل و پرداختن به علاقه مندی هایم محدود می شود و از طرف دیگر اگر بخواهم روز کار مشغول بشوم باید در شهری غیر از مشهد ساکن بشوم که کمتر می توانم به زیارت آقا امام رضا (ع) بیایم و باید با شرایط جدید فرهنگی (که در شهرهای نفت خیز با مشهد بسیار متفاوت است) خودم و خانواده ام وفق پیدا کنیم و حقوقش هم تقریبا با همین کار مشهد برابر است و خیلی فرقی نمی کند. لطفا راهنمایی کنید.

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از کارهای عمده آدمی و از ظرفیت های انسان متعادل و فهیم و متین ، قدرت مناسب تصمیم گیری و آگاهی به مهارت های لازم برای آن و رسیدن به روال آن است در تصمیم گیری درست باید به چند مسئله توجه جدی داشت:

1. اول آگاهی ما به موضوعاتی ست که می خواهیم راجع به آن تصمیم بگیریم . می گویند و شنیده ام و گمان می کنم و احتمالا و ... اینجور آگاهی های غلط ، ناقص و حتی متضاد ، موجب می شود تصمیم ما با آنچه احتمال میدادیم محصول آن باشد فاصله زیادی پیدا کند

2. دوم آثاری ست که هرتصمیم با خودش بدنبال می آورد . علم به این نتایج ما را در انتخاب تصمیم یاری زیادی میدهد. در این آثار جنبه های مختلف آثار را باید دید . اعم از مالی و اقتصادی ، رشد کاری و تحصیلی ، نتایجش بر اطرافیان ، میدانی که میدهم و می یابم و ... مثلا کسانی که به تجارت مواد مخدر می پردازند ، حساب می کنند درآمد مالی اش چقدر است و دیگر به سایر آثار دنیایی و آخرتی آن کورند.

3. مشورت با آدمهای تجربه کرده یا خبره مربوط به حوزه تصمیم گیری . این مهم یکی از همان چیزهایی ست که امیرمومنان علی (ع) به آن می گوید عبرت و می فرماید انسان عاقل از نعمت عبرتها سود می جوید تا گرفتار مصیبت تجربه ها نشود.

4. نگاه به میل ، گرایش و انگیزه ای که در خود نسبت به هر انتخاب می بینیم . اگر تصمیمی از نظر ارزشهای مستقل خودش رتبه بالایی داشته باشد ولی در فردی که می خواهد آن تصمیم را عملی سازد میل و شور و شوق کافی نباشد ، پایداری تصمیم مان چندان دوامی ندارد.

5. شناسایی قابلیت های خود در ارتباط با تصمیمی که می گیریم . یک تصمیم خیلی درست باشد ، من هم میل زیادی به انجامش داشته باشم ، ولی از عهده انجام آن بر نیایم ، آنچه برایم به ارمغان می آورد اندوه و حسرت و افسردگی و بی انگیزه گی ست در کنار این موارد ، اگر بشود یک ارزیابی موقتی و عملی از هر تصمیم را هم بطور آزمایشی داشت ، کارمان را در حوزه تصمیم تکمیل می کند البته تمام نمی شود و ارزیابی تصمیم بعد از انتخاب و اقدام ، مرحله مهم بعدی ست که می تواند انصراف از تصمیم و تغییر آن را کلید بزند . یعنی نباید گفت حالا که آمده ام باید تا آخرش بروم . ارزیابی ها می تواند سهم زیادی در تغییر تصمیم یا تحکیم آن و ارتقاء تصمیم مان داشته باشد.


مشاوره هفتم:
موضوع: راهکار برخورد با مهمان ناخوانده
سوال:

اگر کسی فامیلهایی داشته باشه که وقت و بی وقت از راه می رسند و اهل رعایت حال صاحبخانه نیستند بهرین راه رفتار کردن چیست؟

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر شما تصمیم گیر نیستید و والدین تان در این مورد تصمیم گیر هستند ، الزامی ندارد شما در هر آمدن و رسیدن مهمانی در خدمت باشید و هم نشینی کنید و پذیرایی نمایید می توانید مودب و متین عذر بخواهید و در جایی جداگانه به کارهای مورد نیاز شخصی خودتان بپردازید این گمان که اگر مهمان آمد همه اهالی خانه موظف اند در زمان حضور مهمان در معرض باشند ، گمان غلط و بیجایی ست حتی اگر مهمان مدعی شد ، ادعایش نابجاست همچنان که اگر شما مانع رسیدن مهمان شوید هم انتظاری نابجا داشته اید از سئوالتان بوی زودرنچی و حساسیت و تحریک پذیری بالا به مشام می رسد . مراقب باشید .


مشاوره هشتم:
موضوع: ترک دروغگویی
سوال:
اگر کسی بداند که عادت به دروغ گفتن دارد حتی جاهایی که اصلا لزومی ندارد و هیچ نفعی هم برایش ندارد و فقط از روی عادت باشد چطور می تواند این عادت را ترک کند در حالی که خودش به این باور رسیده که این عادت بد را پیدا کرده و البته تحت تاثیر عادت دروغگویی خانواده اش به این مشکل دچار شده به نظر شما چگونه این عادت را کنار بگذارد؟

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم
دروغگویی های بی سود و بی نتیجه که با گفتن آنها هیچ طمعی برای فرد حاصل نمی شود ، نوعی بیماری ست برای رهایی از این اختلال ، برای خودتان جریمه بگذارید ( جریمه های سنگینی که از پیش آمد آنها بهراسید ) و نیز به همه اطرافیانتان بسپارید که اگر از من دروغی شنیدید بدون هیچ ملاحظه ای فوری و صریح به من تذکر بدهید و جلویم را بگیرید و هرگز با من مماشات نکنید تنها کسانی می توانند این اختلال را در خودشان درمان کنند که بوسیله این دو روش با این اختلال مبارزه کنند


مشاوره نهم:
موضوع: چگونه از حرف دیگران تاثیر نگیریم؟
سوال:
چکار کنیم تا تحت تاثیر حالات و حرکات دیگران نباشیم؟ در سخنرانیتان فرمودید که این یک ضعف است و واقعا من می خواهم که از این ضعف در بیایم و از خدا کمک می خواهم اما نمی دانم چه کارهایی بکنم تا به این قدرت و ظرفیت روحی برسم؟ اینکه فقط طبق رضای خدا سعی کنم نه با یک حالتی یک رفتاری از شخصی ، یا هوسهای خودم یا وسوسه شیطان این طرف و ان طرف برم. حالات و رفتارهای دیگران خیلی من و آرامشم را بهم می ریزند و نمی خواهم اینقدر ضعیف باشم. چه کنم؟
پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مهمترین کارها این است که بدانیم کنترل نظر دیگران ممکن نیست و برفرض محال اگر ممکن هم می بود ، مفید نیست . همچنان که دیگران هم قادر نیستند نظر شما را نسبت به خودشان کنترل کنند . این یک اصل در هستی ست دوم اینکه در آنچه دیگران نسبت به شما گمان می کنند دو حالت وجود دارد :
1. شما خوبتر از آنی هستید که فکر می کنند.
2. شما بدتر از آن هستید که فکر می کنند آیا بهتر و بدتر دیدن دیگران ، روی مقدار ارزشی که شما دارید می تواند تاثیر بیشتر و کمتر کردن ارزش شما را وارد کند؟! بدیهی ست که پاسخ این سدوال منفی ست . مثلا اگر یک اسکناسی پنج هزار تومانی ست و بچه ای گمان می کند ده هزار تومانی ست و در مقابل بچه دیگری خیال می کند دو هزار تومانی ست ، آیا روی مبلغ پنج هزار تومان آن اسکناس تغییری وارد می کنند؟! اسکناس وجود شما یک مبلغی دارد حالا اگر یکی بیشتر و دیگری کمترش دید ، کودکان نادانی هستند که تشخیص هایشان دچار اشکال است ، شما که مبلغتان فرقی نمی کند


مشاوره دهم:
موضوع: راهکار مبارزه با افکار جنسی
سوال:
دختری 23 ساله، دانشجو و مجردم. گاهی اوقات افکار منفی و مزاحمی سراغم می آید. مثلا به روابط جنسی بین زوجها فکر می کنم، به رابطه جنسی خودم بعد ها با همسرم و از این قبیل. حتی سرکلاس، نماز، و بیشتر موقع خواب و تنهایی این افکار به من فشار می آورد. حال بگویید چه کنم؟ تا حالا با کسی این موضوع را در میان نذاشته ام و دوست ندارم در میان بگذارم.
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
عزیزم اینها افکار منفی مزاحم نیستند ، نشانه های سلامت و نیاز های طبیعی و جنسی تو هستند اگر دختری 23 سالش می بود و هیچ تحریک و احساسی در این موارد نداشت ، که دچار اختلالات جسمی و جنسی بود پس آنچه مهم است بودن این تاثیرات و افکار نیست ، آنچه مهم است این است که اینها موجب ایجاد آسیب و تباهی در تو شود ، مثل اینکه به خودت ور بروی ( خودتحریکی جنسی) ، یا بروی و مرتب فیلم ها و مسایل مربوط به اینها را ببینی ، یا بدتر از هم ارتباط با پسر پیدا کنی و ... تقوا یعنی همین که تحریک باشد و آسیب نباشد . روزه داری وقتی خیلی عالی می شود و بدرد می خورد که وسط تابستان است و گرمای شدید و فعالیت زیاد و عطش پرفشار ، و آنگاه مقاومت توام با رضایت . در این مسئله هم همینطور است دخترجان

مشاوره یازدهم:
موضوع: ویژگی های یک مرد
سوال:
در حال حاضر یک دانشجوی آقا که بیست سال سن دارد و در دو راهی ای مثل ازدواج قرار می گیرد و نمی تواند تصمیم بگیرد باید چه کار کند؟ از یک سو درگیری های ذهنی و جنسی موجود که می تواند با ازدواج سامان یابد و به آرامش برسد و از طرف دیگر نگرانی هایی مبنی بر شکست در ازدواج و ناتوانی در تحصیل موفق وجود دارند. پدر و مادر هم شاید مخالف ازدواج در این سن باشند. چطور باید تصمیم گرفت؟
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
اسم این دو راهی نیست عزیزم ! این یک موضوع است که در برابر مانعی قرار گرفته که یک مرد ( دقت بکن در این کلمه ، یک مرد!) نباید هیچ بیمی از موانعی که می بیند و می بینند داشته باشد و اینقدر صاحب اعتماد و اقتدار باشد که شانه خودش را با صلابت و آمادگی بگذارد زیر بار زندگی ( و می گویم بار ! چون تشکیل زندگی مشترک از جمله سنگین ترین بارهایی ست که استخوان ساز است و مرد را ستبر و محکم می کند ) به جوانان و مردان مجردی نگاه کن که مقاصد و سرگرمی ها و خوشامدهایشان چقدر ذلیلانه و کودکانه است ! اینها بخاطر آن است که عرضه تشکیل زندگی را در برابر موانع ندارند و کودکانی هستند که می خواهند همه چیز فراهم باشد تا آنها در میان امکانات بلمند و لطف کنند و کنار کسی باشند !! عزیزم !
مرد ایجاد کننده است .
مرد تولید کننده است .
مرد تامین کننده است .
مرد مبارز مقاومی ست که از سختی بارها شکایت نمی کند و شاکر است که در میانه سختی ها پولادین می شود .
مرد آن نوجوان رشید امام حسن (ع) است که به عمویش حسین علیه السلام می گوید مرگ در نظر من شیرین تر از عسل است . مرد عباسی ست که وقتی می رود برای عطش اطفال آبی بیاورد به دستهایش فکر نمی کند ، به تیرهایی که چشمهایش را نشانه رفته اند سستی نمی گیرد .
مرد حسین فهمیده ای ست که وقتی برای سن کمش اعزام به جبهه نمی کنندش ، با پول شخصی خودش را به خرمشهر می رساند تا سد راه تانک ها شود .
مرد که این بچه بازی ها و سستی ها و نکبتهایی که بعضی از مردان امروز دارند نیست ، که بنشینند و فیلم ببینند و تخمه بشکنند و وراجی کنند و چشم و دلشان به تنبانشان باشد .
مرد که آن سی ساله ای نیست که با تهدید و فشار از پدرش پول می گیرد و با چند تا نکبت مثل خودش ییلاقی می رود و قهقه ای می زند و گاهی قلیانی می کشد و گندهایی مثل این .
مرد یعنی استقبال کننده از سختی .
مرد یعنی آدم میدان های درشت و پرزحمت . خانواده ات اشتباه می کنند باید کسی آگاهشان کند .


مشاوره دوازدهم:
موضوع: برنامه ریزی
سوال:
بنده در بسیاری از کارهایم می‌توانم یک برنامه‌ریزی خوب و جامع داشته باشم اما نمی‌توانم آنچه را که باید انجام دهم پیگیر باشم و پس از مدتی از برنامه جدا می‌شوم. به طور واضح بگویم، نمی‌توانم برنامه‌های زندگیم را اجرا کنم و به نتیجه دلخواه دست پیدا کنم. خیلی زود خسته و دل زده می‌شوم و می‌خواهم به کار دیگری بپردازم. مثلا در تحصیلات خود برای کنکور ارشد برنامه ریزی دقیق درسی انجام دادم اما خیلی زود از برنامه جدا شدم. گاهی احساس می‌کنم ذهنم مرا گول میزند و به امور دیگر ترغیب می کند و یا توجیهاتی دست و پا می کند. کاملا متوجه می شوم که ذهنم با فلسفه بافی و توجیه کردن، به دنبال راه فرار از برنامه هاست، اما نمی توانم جلویش را بگیرم! حال شما مرا راهنمایی کنید که برای ایجاد ثبات قدم در مسیر برنامه‌های زندگیم چه باید کنم؟
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
ما قبل از برنامه ریزی و ایجاد تعهد به آن باید به جند مسئله توجه کنیم ، که احتمالا شما از آنها غفلت داری و عامل عمده نتایجی که می بینی به آنها مربوط است :
1. ارزیابی اهداف خویش / مثلا آیا آن کارشناسی ارشدی که برایش برنامه ریخته ای جزو اهداف تحصیلی تو هست ؟ و یا اصلا ادامه تحصیل برایت قطعی و مبرهن است ؟ و نظیر اینها..
2. انگیزه و تمایلات برای انجام یک فعالیت / آیا برای فعالیتی که تعیین کرده ام انگیزه و تمایلی دارم یا برحسب انتظار دیگران و ادامه راهی که آمده ام ، برای خودم الزام کرده ام ؟
3. تناسب برنامه با توانمندی ها / یکی از مهمترین موانع پیش روی برنامه های فرد همین عدم تناسب است . مثلا آدمی که تا بحال نسبت به اعمال دینی اش سست بوده یکباره می خواهد عارف بشود و سالک طریق باشد ! خوب معلوم است که این بزرگی برنامه با آن سطح آمادگی و توانایی وی هماهنگ نبود و حتما رها می شود
4. تناسب برنامه با شرایط / یکی دیگر از مقدماتی که برای طی کردن برنامه های تصمیی لازم است ، وجود شرایط مناسب و همراه است . مثلا مردی که باید مخارج روزمره زندگی و تامین نیازهای مادی و عاطفی همسر و فرزندان را فراهم کند ، نمی تواند هربرنامه ای که میلش کشید بریزد!

مشاوره سیزدهم:
موضوع: افزایش ظرفیت روانی
سوال:
من باید ظرفیتم را بالا ببرم اما نمی دانم چطوری؟ در خانواده مادری دارم که اهل کنترل کردن و شماتت و سرزنش هستند و من تحت تاثیر جلب رضایت ایشان اخلاص داشتن برایم مشکل شده. بعضی حرفها را که از زبان اعضای خانوادم می شنوم - سرزنش ، تمسخر و کنایه ... - خیلی حرص و جوش می خورم. البته نسبت به چند سال پیش خدا را شکر بیاری خدا اکثر مواقع جلوی عصبانیتم را می گیرم ؛ اما متاسفانه همیشگی نیست. دوست دارم بتوانم احساسات و رفتارهای خودم را به خوبی مدیریت و کنترل کنم ، همیشه ... اما در این زمینه اصلا وضع مطلوبی ندارم و از خودم کاملا ناراضی ام. چکار کنم تا تحمل و صبرم زیبا و محسنانه و مخلصانه شود؟ چکار کنم تا به مادرم کمک کنم زخم زبانهایش را ترک کند چون خودش هم از این عادت خسته شده اما نمی تواند خودش را بخوبی کنترل کند.
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
البته مادر شما کار بسیار غلطی را می کند و حتی اگر شما آنقدر غلط های درشت و واضحی داشتید که مستحق سرزنش هم می بودید ، باز هم اصلاح رفتار شما با سرزنش و تحقیر ممکن نبود . و در اینکه مادر شما رفتارشان غلط است تردیدی وجود ندارد اما اینکه ما در برابر غلط یک نفر اینقدر تاثیر بگیریم و رنج ببریم هم ناشی از ضعف ماست . چه اینکه فراوانند آدمهایی که غلط هستند یا غلط می فهمند و اگر من بخواهم رضایت و تایید آنها را بدست بیاورم باید به غلط های مورد درخواست آنها تسلیم شوم . و این یعنی اینکه من هیچ وجود مستقلی که خودش می فهمد و تشخیص میدهد را ندارم و وابسته به نظر دیگرانم . درست مثل آلت دستی که هرجور بخواهیم می توانیم از آن بهره ببریم!! مثلا یک قلم اگر چه ابزاری برای نوشتن است ولی چون صاحب وجود مستقلی نبوده و من ندارد ، شما می توانید برای نوشتن هر بد و خوبی آنرا بکار ببرید و حتی بجای نوشتن با آن سرتان را بخارانید و یا لجنی را با آن ، هم بزنید . چون ابزار دست شماست تسلیم شماست و هیچ واکنش و مخالفتی ندارد و بکار گرفته می شود .
اما انسان که ابزار نیست که بخواهند وی را برده و بازیچه مقاصد خود کنند نگاه کنید به نبی اکرم (ص) ، مجنونش می خواندند ، سنگش می زدند ، خاکروبه برسرش می ریختند و حتی از ناحیه دیگری خواستند با زن و زیور و مقام تسلیمش کنند ، فرمود اگر ماه را در یکدستم و خورشید را در دست دیگرم بگذارید و بخواهید از چیزی که درست میدانم دست بردارم ، برنخواهم داشت . و همانهایی که با او چنین می کردند را هم از جهل و تباهی خود بیرون کشید اولین و درشت ترین قدم برای افزایش ظرفیت روانی این است که وجود مستقل خود را حس کنیم و برای وجود عظیم و کریم خویش ارزش قائل باشیم.

مشاوره چهاردهم:
موضوع: چهار زندان اصلی روح انسان
سوال:
من از خواهرم بزرگترم ولی دیرتر ازدواج کردم (البته ایشان همیشه قصد ازدواج داشتن و دنبالش بودند ولی من ادامه تحصیل را دوست داشتم و اعتقادات همسرم و ایمانش برایم خیلی مهم بود که من دیرتر ازدواج کردم. تو این شرایط حرف های خانواده ام من را ناراحت می کرد (سرزنش برای من بود) الان هم او بلافاصله بعد ازدواج باردار شده و می دانم دوباره نگاه ها و حرفای دیگران از طرف دو خانواده شروع می شود که من را ناراحت می کند. لطفا من را راهنمایی کنید که چه طور با این شرایط کنار بیام؟
پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم
یک ضعفی که در سئوالات شما دیده می شود و باید بطور جدی روی آن کار کنی ، میزان تاثیرپذیری تو از حرف دیگران است انسان چهار زندان اصلی دارد که هم روح روان خودش را تباه می کند هم رستگاری را از او دور می کند :
1. نفس: یعنی اینکه جلوی کششهای غریزی خود را باز بگذارم و محروم از قابلیت عظیم خودکنترلی باشم.
2. حرف مردم: اینکه آلت دستی و مترسکی باشم برای آنچه انتظار دارند و خیال می کنند و تفسیرم می کنند . و بی اینکه بدانم این یک ذلت بزرگ است دنبال آن راه بیافتم که چطور باشم و چه کار کنم که بپسندنم ، بپذیرنم.
3. حب دنیا: که با دعوتها و جلوه هایش از یادم می برد که برای چه در این دنیا هستم و هدفم چیست و مسافر کجایم.
4. شیطان و اذنابش
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۷
آرمان بدیعی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">