اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

«کشف و شهود، یا توهّم»

سه شنبه, ۶ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۹ ب.ظ




«رویت امام زمان (عج)


کشف و شهود، یا توهّم»


آیا کسی که بر اساس مشاهدات خود و به زعم خود ارتباط با امام زمان عج الله فرجه، معتقد است امام زمان (عج) از بر پایی نظام جمهوری اسلامی راضی نیست را می توان عارف واقعی ولو در حد متوسط و حال، نه مقام تلقی کرد؟ راز این همه مکاشفات و معاینات عرفانی چیست؟ چگونه چنین کسی با امام زمان (عج) در ارتباط است و خداوند اجازه این کشفها و معاینات را به او می دهد؟


پاسخ استاد اصغر طاهرزاده:

من که به چنین افرادی نمی‌توانم اعتقادی جدّی داشته باشم. زیرا به حکم «کلّ یومٍ هوَ فی شأن» خداوند در هر تاریخی، ظهور خاصی دارد. این افراد کدام خدا را می‌پرستند که خدایِ ظاهرشده در انقلاب اسلامی آن خدا نیست؟! می‌توان گفت این بنده‌های خدا، انسان‌های مؤمنی هستند که بصیرت لازم را ندارند. در رابطه با کشف و شهود افراد موضوع، بسیار حساس و دقیق است و تشخیص تفاوت آن با توهّماتِ افراد کار ساده‌ای نیست.

در مقدمه کتاب «آیةالحق» مرحوم حسین غفارى از قول حاج شیخ عباس قوچانى (وصى مرحوم سید على‏ آقا قاضى (ره)) نقل مى‏ کنند:

یکى از افراد مشهور به کرامت به در منزل مرحوم قاضى آمد و گفت: من حالى داشتم که تمام گیاهان، خواص و آثار خود را به من نشان مى ‏دادند، مدتى است حجابى حاصل شده و دیگر به من نمى ‏نمایانند، از شما تقاضا دارم که عنایتى بفرمایید تا آن حال به من بازگردد.

مرحوم قاضى (ره) به او فرمود: دست من خالى است.

او رفت و پس از زیارت عتبات‏، به نجف برگشت، یک روز که جمیع شاگردان نزد مرحوم قاضى گرد آمده بودند، در منزل ایشان آمد و از بیرون در، سرش را داخل نموده، گفت: آنچه را که از شما مى ‏خواستم و به من ندادید، از حضرت صاحب‏ الأمر گرفتم و حضرت فرمود: به قاضى بگو بیاید نزد من، با او کارى دارم.

مرحوم قاضى سر خود را بلند کرد و گفت: بگو قاضى نمى ‏آید.

نویسنده در ادامه مى ‏گوید: اوّلًا میان راه توحید و طریق معرفت نفس که روش تربیتى عرفاى بالله است با راه تقویت نفس که شیوه ارباب ریاضات و اصحاب مکاشفات و کرامات است، فرق هست. وقتى گفته مى ‏شود که اصحاب کرامات و مکاشفات و ریاضات به دنبال تقویت نفس هستند و نه عبور از آن، چه بسا به ذهن افرادِ خام، از کلمه تقویت نفس، خداى ناکرده اشتغال به امور لهو و لعب متبادر شده و از این جهت انتساب بسیارى از بزرگانِ صاحب کرامت و دعاوى باطنى را به این طریقه، غیرقابل قبول بشمارند، ولى خوب نظر کن که فرد مذکور یکى از اصحاب مکاشفه بوده و در چاره‏ گشایى امور مادى و معنوى خلایق اشتهار داشته و حتى در این سال‏هاى اخیر، بعضى وى را در زمره عرفاى عظام شمرده، و عبرت بگیر که چنین شخصى غایت خواسته ‏اش که عمر گرانبها را صرف آن کرده و از این شهر به آن شهر و از این امام به آن امام و از مرحوم قاضى تا صاحب ‏الأمر را مورد سؤال قرار داده، بازگشت حالى است از حالات نفس و قوایى از قواى باطن که مثلًا بتواند کشف خواص دارویى گیاهان بکند. و بدان که لذّت بهره‏ مندى از این قواى نفسانى و لذت استفاده و بروز کرامات، گاه آنچنان قوى است که صدها برابر لذّات ظاهرى حسّى است و شخص واجد این حالات ابداً نمى ‏تواند از آن‏ها عبور نماید و البته با محمل‏هاى کمک به خلق و دستگیرى و غیره، آن‏ها را براى خود توجیه مى‏ کند، ولى مهم این است که همه این‏ها کمالات و آثار نفس است و هدف عرفان، فناى تمامى آثار و شوائب نفسانى از پایین‏ ترین درجات تا بالاترین مراحل آن، که با نورانیت بسیار شدید توأم است.

ثانیاً؛ بنگر به کلام قاضى که به آسانى و سردى مى‏ گوید: «دست ما خالى است»، آرى نه دست او که دل و جان او از هر گونه خواست و قواى منتسب به انّیَت نفس خالى است.

ثالثاً؛ بنگر به گفتار آن شخص در اخذ خواست خود از امام زمان (ع) و پیام معاتبه‏ آمیز از جانب حضرت به مرحوم قاضى که به قاضى بگو: بیاید با او کار دارم، که حکایت دارد که آن شخص به زعم خود به شرف ملاقات امام عصر (ع) نائل شده و حضرت خواسته او را برآورده ساخته‏ اند و گفته‏ اند به قاضى هم بگو بیاید. و دیدى که قاضى هم گفت: بگو قاضى نمى‏ آید! که این جواب قاضى، نشان تشخیص قاضى است از سستى توهمات و دعاوى کثیره مدعیان ملاقات با امام زمان (ع). این پاسخ قاضى یعنى امامِ زمان مورد ادعاى شما، چیزى جز امر خیالى و نفسانى و توهّمى و ساخته نفس شما یا شیطان نیست.

در ادامه مى‏ فرماید:

در محضر آیت ‏الله ‏طهرانى (ره) به مناسبتى سخن از همین دعاوى مربوط به رؤیت حضرت صاحب‏ الأمر (ع) شد. ایشان از قول حضرت آقاى هاشم حدّاد مستقلًا یا از ایشان به نقل از حضرت آقاى قاضى فرمودند که:

«غالب این ادعاهاى رؤیت در طول تاریخ به جز چند موردِ محدود و معدود، امور خیالى و نفسانى بوده و حداکثر از قبیل مکاشفات روحیه است که صاحب آن‏ها آن را امر عینى و حقیقى مى‏ پندارد»

مؤلف محترم از قول مرحوم آیت ‏الله قاضى نقل مى‏ کند که شیخ احمد احسایى روزى به شاگردان خود گفت:

من هر وقت به حرم مشرف مى‏ شوم به حضرت سلام مى ‏کنم، حضرت بلند جواب مى ‏دهند، به طورى‏ که اگر شما هم آنجا باشید مى‏ شنوید، یک‏ مرتبه با من بیایید تا بفهمید. روزى شاگردان وى به حرم مشرف شدند، شیخ سلام کرد، بعد رو کرد به شاگردان و گفت: جواب شنیدید؟ گفتند: نه! دومرتبه سلام کرد و گفت: شنیدید؟ گفتند: نه! پس شاگردان و خود او دانستند که شیخ در این موضوع اشتباه کرده است (صدایى را که نفس خودش ایجاد کرده است، مى‏ شنیده و تصور مى‏ کرده آن صدا از خارج است)»

نقل از کتاب آیةالحق، تألیف سید محمد حسن قاضى، صفحات 100- 102.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۰۶
آرمان بدیعی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">