اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

آخر الزمان در کلام امام صادق (ع)

سه شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

Related image


«آخر الزمان در کلام امام صادق (ع)»


و در روضه کافى از محمد بن یحیى از احمد بن محمد از بعضى اصحابش و نیز على بن ابراهیم از پدرش از ابن ابى عمیر روایت کرده اند که امام صادق (ع) فرمودند:

آیا نمی دانى که هر کس منتظر امر ما باشد و بر اذیتها و ترسها که امروز می بیند صبر کند، فردا در زمره ما خواهد بود، 

پس هر زمان دیدى حق مرده و اهلش از بین رفته اند و جور و ستم همه جا را فرا گرفته و قرآن کهنه شده و چیزهائى در آن پدید آمده که در آن نیست 

و دیدى که قرآن طبق هوا و هوسها توجیه و تفسیر می شود 

و دیدى که دین وارونه شده، آنچنانکه کاسه وارونه می شود 

و دیدى که اهل باطل بر اهل حق آقائى و سرورى می کنند 

و دیدى که شر ظاهر گشته و از آن نهى نمی شود بلکه از اهل شر دفاع می شود 

و دیدى که فسق علنى شده و مردان با مردان و زنان با زنان اکتفا می کنند 

و دیدى که مؤمن سکوت کرده، چون گفتارش پذیرفته نمی شود 

و دیدى که فاسق دروغ می گوید و پذیرفته می شود و کسى دروغ و افتراى او را رد نمی کند 

و دیدى که صغیر بزرگتران را تحقیر می کنند 

و دیدى که قطع رحم همگانى شده 

و دیدى که وقتى کسى را به فسق می ستایند خود او می خندد و سخن گوینده را رد نمی کند 

و دیدى که به پسر همان را می دهند که به زن می دهند 

و دیدى که زنان با زنان ازدواج می کنند 

و دیدى که مدح و ثنا بسیار شده 

و دیدى که مرد مال خود را در غیر راه اطاعت خدا انفاق می کند و کسى نیست که او را نهى کند و دست او را بگیرد 

و دیدى که مردم وقتى مؤمن را مى بینند که در حال اجتهاد و تلاش است، پناه به خدا می برند از اینکه مثل او باشند.

و دیدى که همسایه، همسایه اش را مى آزارد و کسى نیست جلویش را بگیرد 

و دیدى که کافر وقتى وضع رقت بار مؤمن را می بیند از وضع خود خوشحالى می کند و چون فساد را در پهناى زمین گسترده می بیند مسرور می شود

و دیدى که شرابهاى گوناگون علنا نوشیده می شود و مردمى بر سفره شراب جمع هستند که از خداى عزوجل هیچ پروائى ندارند 

و دیدى که امر به معروف زایل شده 

و دیدى که فاسق در اعمالى که خدا دوست ندارد نیرومند و مورد حمایت و مدح قرار می گیرد 

و دیدى که دارندگان آیات مورد تحقیر واقع می شوند و هر کسى هم آنان را دوست بدارد تحقیر می شود 

و دیدى که راه خیر بسته شده و راه شر باز و پر رهرو است 

و دیدى که خانه کعبه معطل مانده و مردم از رفتن به زیارت آن نهى می شوند و به ترک آن تشویق و مامور می گردند 

و دیدى که هر کس به دیگرى می گوید آنچه را که خود نکرده 

و دیدى که مردان خود را براى مردان چاق می کنند و زنان براى زنان (یا خود را آنطور وانمود می کنند که نیستند) 

و دیدى که مرد از راه ما تحت خود روزى به دست مى آورد و زن از راه فرجش.

و دیدى که زنان براى خود مجالس ترتیب می دهند آنچنان که مردان تشکیل می دهند 

و دیدى که در دودمان بنى العباس عمل لواط و زن شدن مردان شایع و علنى گشته و به همین منظور خود را خضاب می کنند و شانه می زنند آنچنان که زنان براى شوهر خود شانه می زنند و مردان مالها به خاطر فروج خود خرج می کنند و چند نفر بر سر یک مرد تنازع می کنند و بر سر او، این علیه آن دیگرى و آن علیه این غیرت به خرج می دهد.

و دیدى که صاحب مال محترمتر از مؤمن است و ربا علنى معامله می شود و کسى سرزنش نمی کند 

و دیدى که زنان به خاطر دادن زنا ستایش می شوند و زن شوهرش را در عمل لواط با مردى دیگر کمک و همکارى می کند 

و دیدى که در نظر اکثریت مردم بهترین خانواده ها آن خانواده اى است که زنان را بر کار فسق کمک می کنند.

و دیدى که مؤمن همواره در اندوه و تحقیر شده و خوار است 

و دیدى که بدعتها و زنا علنى شده و مردم را دیدى که با شاهدى که به دروغ شهادت می دهد به یکدیگر تجاوز می کنند 

و دیدى که حرام حلال و حلال تحریم شده است 

و دیدى که هر کس دین را با رأى و نظر خود براى خود توجیه می کند و کتاب خدا و احکامش تعطیل شده.

و دیدى که در ارتکاب گناه از تاریکى شب استفاده نمی شود بلکه در روز روشن گناه می کنند 

و دیدى که مؤمن جز با قلبش نمی تواند منکر را انکار کند 

و دیدى که مال بسیار هنگفت در راه خشم الهى خرج می شود 

و دیدى که والیان ولایت و سرپرستى مردم را قباله کسى بدانند که قدرتش بیشتر است 

و دیدى که محرم به محرم خود اکتفا کند و با او ازدواج نماید 

و دیدى که مردم به صرف تهمت و بر اساس مظنه کشته می شوند 

و دیدى که مردم بر سر عشق ورزیدن به یک پسر با یکدیگر به ملاک غیرت می ستیزند و حتى بر سر این عشق جان و مال فدا می کنند.

و دیدى که مردم کسى را که شهوت خود را با رفتن نزد زنان خاموش می کند سرزنش می نمایند 

و دیدى که مرد با زنا دادن همسرش پول در مى آورد و زندگى می کند با علم به اینکه او زنا می دهد و حتى بر این کار او نظارت دارد 

و دیدى که زن قاهر و مسلط بر شوهرش ‍ می شود و بر خلاف میل او کارها می کند و علیه او پولها خرج می کند 

و دیدى که مرد همسر و دختر - کنیز - خود را کرایه می دهد و به طعام و نوشیدنى پست راضى می شود 

و اگر دیدى که سوگند به دروغ به خداى عزوجل بسیار و شایع شده 

و دیدى که قمار علنى و آشکار گشته 

و دیدى که شراب علنا فروخته می شود و کسى از آن منع نمی کند 

و دیدى که زنان مسلمان ناموس خود را به اهل کفر می دهند.

و دیدى که لهو و لعب و رقص و آوازه خوانى علنى شده، مسلمانان از آن عبور می کنند و احدى، احدى را منع نمی کند و احدى جراءت بر منع آن ندارد 

و دیدى که افراد شریف و آبرومند به وسیله کسانى که از قدرت آنان می ترسند توهین شده و خوار می شوند 

و دیدى که نزدیک ترین افراد به درگاه والیان آن کسى است که با بدگوئى به ما اهل بیت آن والیان را مدح می گویند 

و دیدى که شنیدن صوت قرآن بر مردم سنگینى می کند و در مقابل شنیدن آوازهاى باطل برایشان آسان و خفیف است.

و دیدى که همسایه را از ترس زبانش احترام می کنند 

و دیدى که راستگوترین مردم دروغ سازانند 

و دیدى که شر علنى و بازار سخن چینى رایج شده 

و دیدى که بغى و ستم آشکار گشته 

و دیدى که غیبت کردن نوعى ملاحت و خوش اخلاقى تلقى می شود و مردم یکدیگر را به خاطر آن بشارت می دهند 

و دیدى که حج و جهاد جنبه غیر خدائى به خود می گیرد 

و دیدى که سلطان به خاطر کافر، مؤ من را توهین نموده و خوار می سازد 

و دیدى که خرابى بر عمران مسلط شده 

و دیدى که زندگى یک فروشنده از راه خیانت در کیل و وزن اداره می شود 

و دیدى که خونریزى یک امر آسان و پیش پا افتاده تلقى می شود.

و دیدى که اگر کسى به طلب ریاست برمی خیزد عوضش تنها دنیا است و خود را مردى بد زبان معرفى می کند تا کسى جرأت اعتراض ‍کردن نداشته باشد و نیز امور به او نسبت داده می شود 

و دیدى که به نماز بى اعتنائى می شود 

و دیدى که ثروتمند مال بسیارى نزدش جمع شده و از روزى که مشغول جمع آورى آن شده، زکاتش را نداده 

و دیدى که میت را از قبرش بیرون می کشند و آزارش داده، کفنهایش را می فروشند 

و دیدى که هرج و مرج بسیار شده 

و دیدى که افراد در صبح و عصر مست هستند و هیچ اهتمامى به وضع مردم ندارند 

و دیدى که با چهار پایان جماع می کنند 

و دیدى که چهار پایان به جان یکدیگر می افتند و یکدیگر را پاره می کنند.

و دیدى که مرد به نماز خانه اش می رود و بر می گردد در حالى که جامه هایش را ربوده اند 

و دیدى که دلهاى مردم قساوت و چشمهاشان خشک شده و ذکر خدا بر آنان سنگین مى آید و حرام خوارى علنى گشته و بر سر آن از یکدیگر پیشى می گیرند 

و دیدى که نمازگزار اگر به نمازخانه می رود براى آن است که خود را به مردم نشان دهد، مردم او را ببینند که نماز می خواند 

و اگر دیدى که فقیه براى غیر هدف دین تفقه می کند، یعنى به این منظور فقه می خواند که دنیا و ریاست به دست آورد 

و دیدى که مردم به سوى آن کسى می شتابند که غالب باشد و خلاصه هر یک از دو طرف نزاع غلبه کند مردم با او باشند، چه غلبه اش حق باشد و چه باطل.

و دیدى که طالب حلال مورد مذمت و سرزنش و طالب حرام مورد مدح و احترام قرار گیرد 

و دیدى که در دو حرم کعبه و مدینه کارهائى صورت می گیرد که خدا دوست نمی دارد و هیچکس جلوگیر آنان نیست و حتى بین آنان و آن عمل زشت کسى حائل نمی شود 

و دیدى که در دو حرم شریف ساز و آواز علنى ارتکاب می شود 

و دیدى که افرادى سخن از حق م یگویند و امر به معروف و نهى از منکر می کنند ولى از پاى خطابه اش کسى برمی خیزد در حالى که خود را خیر خواه و دلسوز او می داند از در خیر خواهى و نصیحت می گوید: خدا از تو نخواسته که این حرفها را بزنى 

و دیدى که مردم در اقتداى به اهل شر به یکدیگر هم چشمى می کنند 

و دیدى که راههاى خیر از رهرو خالى است و احدى به آن راه نمی رود.

و دیدى که جنازه را به اهتزاز در مى آورند و کسى از این عمل ناراحت نمی شود 

و دیدى که هر سالى که می گذرد بدعتهاى بیشترى از سال قبل باب شده و شر بیشترى پیدا می شود 

و دیدى که خلق و جمعیتها جز اغنیاء را پیروى نمی کنند، 

و دیدى که حاجت محتاج را در برابر مسخره کردن او و خندیدن به او بر آورده می کنند و ترحمشان براى غیر رضاى خدا است 

و دیدى که آیات آسمانى الهى رخ می دهد ولى کسى از آن نمی ترسد 

و دیدى که مردم با یکدیگر جفتگیرى می کنند، آنطور که چهار پایان می کنند و کسى این عمل را زشت ندانسته و اگر زشت بداند از ترس مردم نهى نمی کند 

و دیدى که افراد اموال بسیار در غیر راه خدا انفاق می کنند ولى در راه خدا از انفاق مالى اندک مضایقه می کنند 

و اگر دیدى که رنجاندن و عقوق پدر و مادر علنى و خوار شمردن آنان شایع شده و در نظر فرزندان بدترین مردم تلقى می شوند، حتى فرزند خوشحال می شود از اینکه بر پدر و مادرش تهمت زده شود 

و دیدى که زنان بر حکومت و سلطنت چیره شده اند و بر هر امرى که هوا و هوس آنان را تامین کند مسلط گشته اند.

و دیدى که فرزندان به پدر و مادر خود افتراء می بندند و پدر و مادر خود را نفرین می کنند و از شنیدن خبر مرگشان خوشحال می شوند 

و اگر دیدى که وضع به اینجا کشیده که اگر شخصى روزى بر او بگذرد که در آن روز مرتکب گناه بزرگى نشود، فسق و فجورى انجام ندهد، کمفروشى و خیانتى ننماید، به حرامى دست نیافته و یا شراب مسکرى ننوشد، در غم و اندوه فرو می رود و می پندارد که آن روز او به بطالت گذشته و یک روز از عمرش ضایع شده است 

و دیدى که سلطان خوردنیها را احتکار می کند 

و دیدى که اموال ذوى القرباى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و صلم) در ناحق تقسیم می شود و با آن اموال قمار می کنند و شراب می نوشند.

و دیدى که با شراب خود را معالجه می کنند و براى مریض تعریف و توصیف می کنند که فلان شراب براى تو بسیار نافع است و از شراب شفا می طلبند 

و اگر دیدى که مردم در ترک امر به معروف و نهى از منکر و ترک اعتقاد به وجوب آن با هم برابرند 

و دیدى که باد به بیرق منافقین و اهل نفاق می وزد، ولى بیرق اهل حق حرکتى ندارد 

و دیدى که مؤذنها و نمازخوانها در برابر مزد اذان می گویند و نماز می خوانند.

و دیدى که مسجدها پر است از مردمى که از خدا نمی ترسند در آنجا جمع شده اند، براى غیبت و خوردن گوشت اهل حق و در آن از خوبیهاى شراب مسکر، سخن می گویند 

و دیدى که پیش نمازى مست بر مردم نماز می خواند، در حالى که نمی فهمد چه می خواند و کسى هم او را ملامت نمی کند بلکه اگر مست شود مردم از ترس، احترامش می کنند و او را وا گذاشته، تعقیبش نمی کنند و بلکه معذورش می شمارند 

و اگر دیدى که فردى را دارند به صلاح و خوبى مدح و ثنا می کنند که اموال ایتام را می خورد 

و دیدى که قاضیان به خلاف آنچه خدا دستور داده قضاوت می کنند 

و دیدى که والیان به انگیزه طمع، افراد خائن را امین خود می سازند.

و دیدى که والیان میراث (به جاى اینکه ارث را کما فرض الله و طبق فرمان خدا در بین ورثه تقسیم کنند) تنها به وارثى می دهند که اهل فسق و جرأت بر خداى تعالى باشد، (رشوه و حق و حساب خود را از او می گیرند) و او را آزاد می گذارند تا با حق سایر ورثه هر کارى که خواست بکند 

و دیدى که در منبرها مردم را به تقوا امر می کنند ولى خود گویندگان به آنچه می گویند عمل نمی کنند 

و دیدى که نماز در اوقاتش خوانده نمی شود، به اول وقت خواندن اهمیتى نمی دهند 

و دیدى که صدقه ها به سفارش و شفاعت داده می شود و در آن رضاى خدا مقصود نیست و بلکه به این جهت داده می شود که مردم از او طلب می کنند 

و اگر دیدى که مردم در شکم و شهوت آزادند، باکى ندارند از اینکه چه می خورند و چه نکاح می کنند و دیدى که دنیا به مردم روى آورده

و دیدى که شعائر دین کهنه و بر افتاده، 

در چنین روزگارى بر حذر باش، و براى درخواست نجات از خدا به خدا متوسل شو و بدان که مردم در چنین روزگارى غرق در سخط الهى هستند و اگر خداى تعالى مهلتشان داده، از این کار منظورى دارد و تو منتظر تحقق آن منظور باش و کوشش کن تا خداى عزوجل تو را در وضعى ببیند که خلاف وضع مردم باشد تا اگر عذاب در آنان نازل شود تو زودتر به رحمت خداى تعالى برسى و اگر عذابشان تاخیر بیفتد آنها مبتلا شوند و تو از آنچه آنها در آن هستند بیرون شده باشى یعنى تو مثل آنان بر خداى عزوجل جرأت نکرده باشى و بدان که خداى تعالى اجر نیکوکاران را ضایع نمی سازد و رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.


«تفسیر المیزان علامه طباطبایی / جلد ۵ / آیات ۵۱ الی ۵۴ سوره مائده»
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۸
آرمان بدیعی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">