اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۷ دی ۹۹، ۱۳:۳۶ - فاصله گلناری
    عالی. 20
نویسندگان
پیوندها

۱۵۷ مطلب با موضوع «جالب. کوتاه. خواندنی، دیدنی» ثبت شده است


افسران - از دلتنگی این طراحی رو کردم... اگر خوشت اومد سلامتی آقا یه صلوات بفرس...

 

خاطـرم را ز شوق، آکـنـدی
خـنـده بـر لب عـزیـز دُردانه

سر پا دیدمـت گـُل خـنـدان
شادمانم که می روی
خانه

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۳ ، ۰۶:۵۱
آرمان بدیعی


109050110-6eeabe4ec8cfaafaa07210a1dca7b8e9-520.jpg

 

مرد ها هیچ وقت بخاطر لباس پوشیدنشان ثواب نمی برند

زیبا ترین لباسشان هم پیش خدا ارزشی ندارد

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۳۸
آرمان بدیعی

هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا
شد کوچه های ایران مشکین ز اشک سارا
سارا لباس پوشید، با جبهه
ها عجین شد
در
فکه و شلمچه ، دارا بروی مین
شد

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۳ ، ۰۷:۰۸
آرمان بدیعی

 

 

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌ کاری کرده بود.
همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد.
پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۳ ، ۰۹:۰۰
آرمان بدیعی

نگهداری از لاک پشت جعبه ای شرقی(eastern box turtle)

 

 

«پاره ای از هستی!»

 

لاک پشت پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی. می‌دانست که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت. آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و کُند و دورها همیشه‌ دور بود. سنگ‌پشت‌ تقدیرش‌ را دوست‌ نمی‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباری‌ بر دوش‌ می‌کشید.

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۳ ، ۲۱:۵۸
آرمان بدیعی

ساختمان شیشه ای صدا و سیما

 

« اعتراض به روابط عمومی صدا وسیما »

 

دیشب ﭘﺪﺭﻡ ﺑﺎ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺻﺪﺍ ﻭ ﺳﯿﻤﺎ ﺗﻤﺎﺱ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺗﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺑﻐﺾ آن ها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﮔﺮﻓﺖ.

ﻫﺮ ﺟﻤﻠﻪ ای ﮐﻪ ﭘﺪﺭﻡ می گفت ﺩﺭ ﻧﻈﺮﻡ ﺧﺸﺘﯽ ﻣﯽ آﻣﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ می رﯾﺨﺖ...
ﭘﺪﺭﻡ: ﭼﺮﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ نمی کنید؟ ﭼﺮﺍ
ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ ﺻﺤﻨﻪ ﺩﺍﺭ ﭘﺨﺶ می کنید؟ ﺁﻗﺎ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ی ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺩﺍﺭﻡ...

ﺻﺪﺍﯼ ﺿﻌﯿﻔﯽ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ: ﺁﻗﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺷﯿﺪ؛ ﮐﺪﺍﻡ ﻓﯿﻠﻢ ﺻﺤﻨﻪﺩﺍﺭ؟ ﻣﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺭﺍ ﭘﺨﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ؟!

۱۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۲۲
آرمان بدیعی

 

 

«از این دختر یاد بگیریم!»

 

 

۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۰
آرمان بدیعی

siuDdx_535.jpg.png

 

«داستان گفتگوی حضرت علی (ع) با شیطان»

 

 

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۳۰
آرمان بدیعی

 

«تفاوت را احساس است»

 

 

 

   

خواهرم! شمایی که اینقدر خوبی که بخاطر حرمت یک امام زاده چادر سرت می کنی

آیا واقعا خدای این امام زاده حرمت نداره که تو براش چادر سر کنی؟

آیا همة عالم محضر خدا نیست که بخاطرش حرمت نگهداری؟

خودت تصمیم بگیر که با کدوم و برای کی خواستنی تری؟

با چادر پیش خدا خواستنی میشی و بی حجاب پیش شیطان و چشمان مردان هوسران!

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۳ ، ۱۵:۴۸
آرمان بدیعی
۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۳ ، ۰۷:۰۰
آرمان بدیعی

 

  «زنِ خوشبخت»

 

 

مرد و زن نشسته اند دورِ سفره
مرد قاشقش را زودتر فرو می برد توی کاسه سوپ و زودتر طعم غذا را میچشد و زودتر میفهمد که دستپخت همسرش بی نمک است!

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۳ ، ۱۰:۱۰
آرمان بدیعی
۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۳ ، ۱۲:۱۹
آرمان بدیعی

 

 

درس انسان شناسی از یک گیاه کوچک

 

 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۳ ، ۰۷:۰۶
آرمان بدیعی

Church picture

 

 

واسه چی هر هفته میری کلیسا؟!

 

 

 یکشنبه بود و طبق معمول هر هفته، رُزی، خانم نسبتا مسن محله داشت از کلیسا برمیگشت ...

در همین حال نوه اش از راه رسید و با کنایه بهش گفت: مامان بزرگ، تو مراسم امروز، پدر روحانی براتون چی موعظه کرد؟!

خانم پیر مدتی فکر کرد و سرش رو تکون داد و گفت: عزیزم، اصلا یک کلمه اش رو هم نمیتونم به یاد بیارم!!!

نوه پوزخند ی زد و بهش گفت: تو که چیزی یادت نمیاد ، واسه چی هر هفته همش میری کلیسا ؟!!

۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۳ ، ۱۱:۳۲
آرمان بدیعی

hlwoljxf428ynou5c5v.jpg

دستش را بلند میکند و میگوید:

«ببخشید استاد! یکی از پسر های هم کلاسی به من میگوید که من با این پوشش دارم به آقایون توهین میکنم. دارم به اونا میگم که بی جنبه اید و من نگاه همه شمارو هرزه میدونم. من باید چه جوابی به این سوالشون بدم؟»

پسرها سوت میزنند و با آهنگ کش داری داد میزنند:

«همینه! همینه!»

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۳ ، ۱۲:۲۳
آرمان بدیعی
۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۳ ، ۱۲:۱۶
آرمان بدیعی

 

 

 

«پاره آجر!»

 

 

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران‌‌قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می‌گذشت.

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۷:۴۹
آرمان بدیعی
۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۳ ، ۱۲:۲۵
آرمان بدیعی


عکس-0177.jpg

 

 

 خواهش می کنم به من فرصت انتخاب بده!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۳ ، ۱۱:۵۵
آرمان بدیعی

 

داستان مرد فقیرِ کره فروش و بقال

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۳ ، ۱۲:۰۰
آرمان بدیعی

 

 

در سگ ده خصلت پسندیده است

 

که مومن به داشتن آن سزاوار است

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۳ ، ۱۰:۳۶
آرمان بدیعی
۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۳ ، ۱۲:۳۲
آرمان بدیعی

 

 

وقتی مردم کفن امام خمینی(ره) را

 

 

برای تبرک پاره پاره کردند!

 

استاد عبدالحسینی، تصویر بردار ارزشی کشورمان که تصاویر بسیار زیبایی را در تاریخی ترین لحظات حیات انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی به ثبت رسانده و در جنگ، هنگام ثبت تصویر جانباز شده بود از تاریخی ترین تصویر انقلاب می گوید.

تصویر زیر تشییع پیکر امام خمینی(ره) را نشان می دهد. لحظه ای که مردم کفن امام را برای تبرک بردن پاره کردند. این تصویر توسط استاد عبدالحسینی و کاملا اتفاقی به ثبت رسیده است.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۴۳
آرمان بدیعی

 

 

 

«کلیپی زیبا دربارة حجاب»

 

 

کاری از دانشجویان میشیگان  ( Central Michigan University)
یه عالمه روسری رنگی و خوشگل روی میزها چیدند و از دخترای دانشجو غیرمسلمان دعوت میکنند که یه بار روسری را امتحان کنند.
دیدن خودشون توی آینه با روسری خیلی جالبه.

 

تو یوتیوب بیش از 366000 تا بازدید کننده داشته.

دانلود در ادامة مطلب

 

۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۱۹
آرمان بدیعی

 مسلمان اروپایی, کاریکاتور, تربیت کودکان

یک راهبه می تواند سرتاپای خود را بپوشاند تا زندگیش را وقف عبادت کند، درست است؟

اما چرا وقتی یک زن مسلمان این کار را انجام دهد، مورد ملامت قرار میگیرد؟

۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۳ ، ۰۶:۳۴
آرمان بدیعی
۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۵:۰۰
آرمان بدیعی


افسران - .................

چقدر زیباست یکرنگی تو...

و زیباتر از آن اینکه...

می توانی غرورت را قاب بگیری و در پناه دستانت محکم بفشاری.

چقدر آرامش دارد این تاج بندگی...

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۸:۱۱
آرمان بدیعی

افسران - حکایت ...


روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا میزان ایمان دانشجویان را بسنجد.

او پرسید: آیا خداوند هر چیزی که وجود دارد آفریده است؟

دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: بله

استاد پرسید: هر چیز را؟

پاسخ دانشجو این بود: بله هر چیز را.

استاد گفت: در این حالت خداوند شر را آفریده است؟ زیرا شر وجود دارد.

برای این سوال دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۳۰
آرمان بدیعی

 

افسران - حکایت ...

 

«حکایت مرد کور و خبرنگار»

 

روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو نوشته بود: «من کور هستم لطفا کمک کنید.» روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۵۶
آرمان بدیعی
۵۲۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۲۰
آرمان بدیعی