اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۷ دی ۹۹، ۱۳:۳۶ - فاصله گلناری
    عالی. 20
نویسندگان
پیوندها

۹۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سخن شهید کلام شهدا سخن شهدا وصیتنامه شهدا خاطرات شهدا خاطرات خاکریز» ثبت شده است

«راهی در راستای شنیدن صدای شهدا»

 

«تفسیر سوره عادیات -  جلسة سوم - ۱۳۹۹/۰8/03» 

 

«استاد اصغر طاهرزاده»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۹ ، ۱۰:۲۶
آرمان بدیعی

کتاب «حاج قاسم ۲» منتشر و روانه بازار شد

با سلام:

یکی دیگر از کتابهایی که در این ایام توفیق مطالعه آن را داشتم. جلد دوم از مجموعه خاطرات سردار شهید حاج قاسم سلیمانی است.

تفاوتی که این کتاب با جلد اول آن دارد این است که علاوه بر سخنرانی های خود حاج قاسم به روایتگری های سایر همرزمان درباره این شهید بزرگوار پرداخته. یعنی از نگاه بیرون هم به حاج قاسم توجه شده. این کتاب به نسبت جلد اول زوایای پنهان بیشتری از این اسطوره شهادت را روشن می کند و از نظر عاطفی و احساسی انسان را بیشتر تحت تاثیر قرار می دهد بخصوص آنجا که با بیان مظلومت شهدا در عملیاتها و شرح شهادت یاران چهره دیگری از ظلم استکبار در حق مردم ایران به نمایش گذاشته شده. همچنین در این کتاب به زبان خود حاج قاسم سایر شهدای همرزم سردار نیز به مخاطب معرفی می شوند. شهدایی که اغلب آنها برای مخاطب ناشناخته اند و بسیار مورد علاقه سردار بودند و شهادت آنها غم بزرگی بر دل ایشان گذاشت. 

گوشه ای از روح لطیف حاج قاسم به روایت این کتاب:

در یکی از روزهای عملیات والفجر ۱۰، حاج قاسم به دیدگاه آمد. ایشان دوربین را روی شهر خرمال و حلبچه زد. وقتی همه این شهرها را نگاه کرد، با حالت امیدواری به نتیجه عملیات، شروع کرد به خواندن این دو بیتی:

قدت از دور می‌بینُم بَسُم نی

به جایی رفته ای تو دسترسُم نی

به جایی رفته ای که گل بچینی

که هر چه گل بچینی مُو بَسُم نی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۹ ، ۰۰:۰۰
آرمان بدیعی

 خرید و قیمت کتاب حاج قاسم (جستاری در خاطرات حاج قاسم سلیمانی) از ...

سلام:

چند شب پیش که توفیق شد رفتم گلستان شهدای اصفهان چند تا کتاب خریدم. یکی از این کتابها که توفیق خواندنش را پیدا کردم. کتاب «حاج قاسم» (جلد اول) است که در مجموعه کتابهای منتشر شده توسط «انتشارات یازهرا» تحت عنوان «یاران ناب» این کتاب شماره ۱۷ است که بالای کتاب هم درج شده. 

این کتاب مجموعه ای از سخنرانی های سردار شهید حاج قاسم سلیمانی برای رزمنده ها در شبهای قبل و بعد از عملیات در زمان دفاع مقدس به همراه سخنرانی های ایشان در بعد از جنگ در یادمانها یا یادواره های شهدا است.

خواندن این کتاب را به همه پیشنهاد می کنم. بخصوص برای دهه هفتادی ها و دهه هشتادی ها که جنگ را ندیدند. دیدن و حس کردن جنگ از زاویه دید یک سردار نظامی، با آن فضای پر از احساس قبل از عملیاتها و یا بعد از شهادت یارانشان که در صحبتهای حاج قاسم موج می زند (که بارها اشک بنده را جاری کرد) انسان را بیش از پیش در مقابل آنچه که شهدا و بسیجیان جان بر کف در جنگ آفریدند به تعظیم وامی دارد.

از ویژگیهای دیگر این کتاب چاپ ۷۶ عکس رنگی تمام صفحه از این سردار دوست داشتی است.

برشی از این کتاب را خدمتتان تقدیم می کنم:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۹ ، ۰۷:۳۰
آرمان بدیعی

wisgoon - ویسگون - شهید علی چیت سازان: کسی می تواند از سیم خاردار ...

راهی بس عزیزالقدر و لطیف در بستر انقلاب اسلامی به سوی انسان‌هایی که نمی‌خواهند خود را در فرهنگ مدرنیته فریب دهند، گشوده شده است که برکات آن «لا یدرک و لا یوصف» است. عظمت جهانِ گشوده‌ای که خداوند از طریق انقلاب اسلامی در آن به ظهور می‌آید و توکل به او در آن جهان نقش اساسی دارد تا به جای پناه‌بردن به خود، به خدا پناه ببریم. وقتی به عمق جهانی که می‌توان با قلب زنده در آن حاضر شد پی بردیم و دانستیم بدون قلب زنده امکان آن چنان حضوری نیست، اشک جاری می‌شود و قلب به خود می‌آید. چیزی که در تشییع پیکر مبارک حاج قاسم سلیمانی، ملتِ ما در مقابل خود احساس کردند.

 یکی از جهان‌هایی که سخت انسان‌ها به آن نیازمندند، جهانی است که شهدا آن را شناختند و در راه حضور در آن جهان قدم زدند. همسر علی چیت‌سازیان می‌گوید:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۲:۳۵
آرمان بدیعی

خرید و قیمت کتاب من میترا نیستم! روایت زندگی شهید زینب کمایی از ...

 

سلام:

اول از همه شما را دعوت می کنم به مطالعه کتاب «من میترا نیستم» بخصوص دخترخانم ها را و به نظرم این کتاب می تواند هدیه بسیار خوبی برای دختران نوجوان باشد ضمن اینکه طراحی کتاب هم بسیار دخترانه و زیبا و جذاب است. و چه خوب است که مادرها این کتاب را شبها قبل از خواب برای دختر بچه هایشان بخوانند. و اصلا چه خوب است فرهنگ خواندن خاطرات شهدا برای بچه ها قبل از خواب ترویج بشود.

جای همه شما خالی دیشب گلستان شهدای اصفهان مهمان «شهید زینب (میترا) کمایی» بودم.
تا یک هفته پیش هیچ شناختی از این شهید نداشتم تا اینکه کتاب
«من میترا نیستم» به دستم رسید. هنوز کتاب را به اتمام نرسانده بودم که توسط شهید طلبیده شدم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۱:۵۱
آرمان بدیعی

 

بازی دختران بهشتی(آموزش حجاب) - دانلود | کافه بازار

 

«۶۳ راهکار برای پیاده سازی حجاب در جامعه»

 

۱۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۳۵
آرمان بدیعی

 

«مجموعة خاطرات خاکریز»

 

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۳ ، ۰۷:۰۶
آرمان بدیعی

 

«عاشقت هستم گلِ من عمرِ من بابای من»

 

 

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۳ ، ۱۳:۵۵
آرمان بدیعی

افسران - رفت مثل قمر بنی هاشم ...

اومد پیشم گفت: خیلی دلم گرفته. روضه میخونی؟؟؟شاید دیگه فرصت نباشه!!

گفتم: برو شب عملیاته! خیلی کار دارم!!

رفت و با دوستش برگشت! اصرار که فقط چند دقیقه!! خواهش میکنم.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۶:۳۷
آرمان بدیعی
۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۰:۲۲
آرمان بدیعی
۱۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۳ ، ۰۲:۰۰
آرمان بدیعی

 

افسران - هل من معین ... نگذاریم شهید مسعود مددخانی بیش از این مظلوم و گمنام بماند ...

بسم رب الشهداء و الصدیقین ...

19 سال گمنامی و تحمل درد و رنج جانبازی فقط برای خدا ...

راضی نبودند کسی از وضعیتشان مطلع شود ....

میخواستند گمنام بمانند ...

شاید میگفتند : کاری که برای خدا باشد گفتن ندارد ...

شهادتشان هم غریبانه و مظلومانه روی تخت بیمارستان ...

برای مراسم تشییع و خاکسپاری هم جمعیت محدودی آمدند ...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۰۶:۳۸
آرمان بدیعی

افسران - سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی : خون دادن برای امام خمینی زیباست اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن هم زیباتر است

افسران - شهیدفرهنگ

حاج سعید قاسمی در هنگام شهادت سید مرتضی آوینی

 

افسران - حاج سعید قاسمی در هنگام شهادت سید مرتضی آوینی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۳ ، ۱۳:۰۵
آرمان بدیعی

 

بستة گوناگونِ «اوج پرواز»

 

فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، معرفتی و دینی، کاریکاتور، حجاب و عفاف، شهید و شهادت

(شمارة اول)

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۳ ، ۰۶:۲۱
آرمان بدیعی

افسران - پای صحبت شهید مینشینیم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۱
آرمان بدیعی

افسران - همراه پسر ...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۱
آرمان بدیعی

افسران - ماشین سپاه جلوی در خونمون بود ...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۳
آرمان بدیعی

افسران - خدا با ماست ...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۱
آرمان بدیعی

افسران - عمار رهبری...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۲
آرمان بدیعی

افسران - ماجرای انگشت شکسته ی شهید همت...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۱
آرمان بدیعی

 

عکسی از شهید شیرودی دقایقی بعد از شهادت

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۲
آرمان بدیعی

افسران - تنبلی ممنوع ...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۱
آرمان بدیعی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۴۰
آرمان بدیعی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۳۷
آرمان بدیعی
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۳۵
آرمان بدیعی

افسران - مــــردان و زنان دیروز و امروز

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۳ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۳۹
آرمان بدیعی

افسران - به احترام "شهـــــــــد ا... "

به احترام ...

صورت متلاشی شده شهدا...

صورت خود را بپوشانید...

با حجاب و حیا !!

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۳ ، ۰۲:۳۴
آرمان بدیعی

افسران - خاطره یک جانباز غواض

یادش بخیر، شب عملیات کربلای 4 تو آب که افتادیم، متاسفانه عملیات لو رفته بود هواپیماهای عراقی بالای سرمون منور می ریختن و عراقیها توپ فرانسوی (بمب هایی بود که می زدند و بالای سرمون منفجر می شد) از نیزارها که گذشتیم، عراقیها با دیدن ما گفتن ، الایرانیه و با توپ 23 (مخصوص زدن هواپیماها) بصورت ضربدری شروع به تیراندازی کردن و اجازه کاری به ما نمی دادن.

منو سید مرتضی دست گردن هم انداخته بودیم یه لحظه حس شیطنت اومد سراغم ویهو گفتم آخ و رفتم زیر آب بنده خدا سید مرتضی داشت منو هی صدا میزد و گریه می کرد، که یهو سرمو از تو آب در آوردم، بغلم کرد و گفت تو رو خدا دیگه از این شوخیا نکن، گفتم ببخشید.

یه ده دقیقه که گذشت یهو سید مرتضی گفت آخ و رفت زیر آب، با خودم گفتم حقشه اگه بیرون بیاد چنان بترسونمش، اولش نمی خواستم باور کنم و همش می گفتم عجب نفسی داره هر چی منتظر موندم و گفتم سید....سید... تو رو خدا دارم نگران می شم، سید دیگه بالا نیومد راستی راستی شهید شده بود، البته قول شفاعتو قبل از شهادت به همدیگه داده بودیم.

شادی روح شهدای مظلوم غواص صلوات

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۲
آرمان بدیعی

 

گفتم شاید با دیدن این عکس

 

کمی از خودم خجالت بکشم!

 

      افسران - عشق بازی چیست ؟!  سر در پای جانان باختن . . .

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۲۳
آرمان بدیعی

افسران - گل خوشبو

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۲ ، ۰۶:۱۷
آرمان بدیعی