اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عملیات کربلای 4 عملیات کربلای 5 عملیات کربلای ۱۰ عملیاتهای کربلای ۴و ۵» ثبت شده است

 

معرفی کتاب «شایعات رایج فضای مجازی»

 

«نویسنده: دکتر الهه خانی آرانی»

 

سلام به همه دنبال کنندگان مطالب «اوج پرواز»:

امروز می خواهم یک کتاب مفید دیگر را به شما معرفی کنم. کتاب «شایعات رایج فضای مجازی» نوشته «دکتر الهه خانی آرانی» که در این جلد صرفا به شایعات سیاسی پاسخ داده شده. و قرار است دو جلد دیگر از این مجموعه سه جلدی درباره پاسخ به «شبهات اعتقادی» و «شبهات تاریخی» باشد که البته ظاهرا تالیف آنها هنوز به اتمام نرسیده است. اما جلد اول با استقبال زیادی مواجهه شده است.

ممکن است سوال بشود که تفاوت این کتاب با کتاب «رزمایش پدافندی مبارزه مبارزه با شبهات» در چی است؟ خدمتتان عرض کنم که در کتاب رزمایش پدافندی، نویسنده مخاطب را با شیوه ها و روشها و ترفندهای مورد استفاده برای ایجاد و القای شبهه در رسانه ها آگاه می کند، ترفندهایی مثل «تحریف» «مصادره به مطلوب» «درخواست محال» «مبالغه و کوچک نمایی» «علت جعلی» «مفروض انگاری» «تفسیر نادرست» «فرار به جلو» «پیش فرض تایید شده» و... که برای هر ترفند یک یا دو شبهه هم مثال آورده شده، اما در کتاب «شایعات رایج فضای مجازی» نویسنده بدون اشاره به نوع ترفند بکار رفته، صرفا به بیان نسبتا مفصل شبهه و سپس پاسخ مستدل و همراه با آمار دقیق می پردازد. در این کتاب به ۱۱۰ شبهه پاسخ داده شده. که تقریبا بسیاری از آنها برای بنده جدید بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۰۰ ، ۰۷:۴۴
آرمان بدیعی

تصاویر/ شهید محمدرضا شفیعی نیک آبادی

 

«مستند شهید محمدرضا شفیعی»

 

استاد اصغر طاهرزاده:

نه، نه! اگر او مرده بود حتماً بدنش هم به خاک برمی‌گشت و در تدبیر روح او نبود. او به همان معنایی که افراد با مرگ خود زمین و جسم‌شان را ترک می‌کنند و در عالَم دیگر حاضر می‌شوند؛ نمُرده بود. او هنوز آن‌قدر در این دنیا بود که در زنده نگه‌داشتن بدن خود نیز در این دنیا حاضر باشد. آری! در نسبت با بدن در سکوتی عمیق فرو رفت تا به جای و جایگاه‌های دیگر سر بزند و در یاری یاران انقلاب فعّالانه در میدان حاضر گردد. و این قصه همه بدن‌هایی است که به نحوی زنده می‌مانند تا در سکوت خود، مسئولیت‌های تاریخی‌شان را ادامه دهند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۰۰ ، ۱۲:۰۹
آرمان بدیعی

 خرید و قیمت کتاب حاج قاسم (جستاری در خاطرات حاج قاسم سلیمانی) از ...

سلام:

چند شب پیش که توفیق شد رفتم گلستان شهدای اصفهان چند تا کتاب خریدم. یکی از این کتابها که توفیق خواندنش را پیدا کردم. کتاب «حاج قاسم» (جلد اول) است که در مجموعه کتابهای منتشر شده توسط «انتشارات یازهرا» تحت عنوان «یاران ناب» این کتاب شماره ۱۷ است که بالای کتاب هم درج شده. 

این کتاب مجموعه ای از سخنرانی های سردار شهید حاج قاسم سلیمانی برای رزمنده ها در شبهای قبل و بعد از عملیات در زمان دفاع مقدس به همراه سخنرانی های ایشان در بعد از جنگ در یادمانها یا یادواره های شهدا است.

خواندن این کتاب را به همه پیشنهاد می کنم. بخصوص برای دهه هفتادی ها و دهه هشتادی ها که جنگ را ندیدند. دیدن و حس کردن جنگ از زاویه دید یک سردار نظامی، با آن فضای پر از احساس قبل از عملیاتها و یا بعد از شهادت یارانشان که در صحبتهای حاج قاسم موج می زند (که بارها اشک بنده را جاری کرد) انسان را بیش از پیش در مقابل آنچه که شهدا و بسیجیان جان بر کف در جنگ آفریدند به تعظیم وامی دارد.

از ویژگیهای دیگر این کتاب چاپ ۷۶ عکس رنگی تمام صفحه از این سردار دوست داشتی است.

برشی از این کتاب را خدمتتان تقدیم می کنم:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۹ ، ۰۷:۳۰
آرمان بدیعی

Image result for سردار شهید حاج قاسم سلیمانی

 

«خامنه ای عزیز را جان خود بدانید!»

 

«متن کامل وصیت نامة سردار شهید حاج قاسم سلیمانی»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۸ ، ۱۴:۰۶
آرمان بدیعی

افسران - خاطره یک جانباز غواض

یادش بخیر، شب عملیات کربلای 4 تو آب که افتادیم، متاسفانه عملیات لو رفته بود هواپیماهای عراقی بالای سرمون منور می ریختن و عراقیها توپ فرانسوی (بمب هایی بود که می زدند و بالای سرمون منفجر می شد) از نیزارها که گذشتیم، عراقیها با دیدن ما گفتن ، الایرانیه و با توپ 23 (مخصوص زدن هواپیماها) بصورت ضربدری شروع به تیراندازی کردن و اجازه کاری به ما نمی دادن.

منو سید مرتضی دست گردن هم انداخته بودیم یه لحظه حس شیطنت اومد سراغم ویهو گفتم آخ و رفتم زیر آب بنده خدا سید مرتضی داشت منو هی صدا میزد و گریه می کرد، که یهو سرمو از تو آب در آوردم، بغلم کرد و گفت تو رو خدا دیگه از این شوخیا نکن، گفتم ببخشید.

یه ده دقیقه که گذشت یهو سید مرتضی گفت آخ و رفت زیر آب، با خودم گفتم حقشه اگه بیرون بیاد چنان بترسونمش، اولش نمی خواستم باور کنم و همش می گفتم عجب نفسی داره هر چی منتظر موندم و گفتم سید....سید... تو رو خدا دارم نگران می شم، سید دیگه بالا نیومد راستی راستی شهید شده بود، البته قول شفاعتو قبل از شهادت به همدیگه داده بودیم.

شادی روح شهدای مظلوم غواص صلوات

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۲
آرمان بدیعی