اوج پرواز

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

«اگر به پرواز می اندیشید، شهادت برترین آن است»

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۱۹ مطلب با موضوع «یادداشتها و تجربیات شخصی» ثبت شده است

خرید و قیمت کتاب خاطرات عزت شاهی از غرفه باشگاه کتابخوانی صامد | باسلام

 

«کتاب «خاطرات عزت شاهی» 

 

اولین باری که آقای «عزت الله مطهری» یا همان «عزت شاهی» را از نزدیک دیدم. چند سال پیش در مسجد الزهرای منظریه خمینی شهر بود. اگر اشتباه نکنم در یکی از مناسبتهای مربوط به انقلاب بود که ایشان را برای سخنرانی دعوت کرده بودند، بنده هم به صورت اتفاقی آن شب به آن مسجد که فاصله زیادی با محل سکونتم ندارد رفته بودم. 

شنیدن خاطرات یکی از معروف ترین زندانیان ساواک از زبان خود او و آن هم از فاصله ای نزدیک برایم خیلی جالب و هیجان انگیز بود. بخصوص اینکه بعد از پایان سخنرانی توانستم با ایشان دست بدهم و احوال پرسی کنم. ایشان بخاطر کهولت سن و مجروحیتی که از شکنجه ها داشتند از عصا استفاده می کردند و با دشواری راه می رفتند.

از آن شب جرقه مطالعه کتاب «خاطرات عزت شاهی» در ذهنم زده شد. چون می خواستم اطلاعات دقیق تری از نحوه شکنجه های ساواک پیدا کنم و شخصیت آقای عزت شاهی رو بهتر بشناسم. چون برایم سوال بود که چنین شخصیت عاشق امام و مبارز و انقلابی که سخت ترین شکنجه ها را در ساواک متحمل شدند و قهرمانانه مقاومت کردند و کسی را لو ندادند، چرا در طول دوران مبارزه و زمان دستگیری و در زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری، چند بار اقدام به خودکشی می کنند و هر بار جان سالم به در می برند.

بالاخره بعد از چند سال یکی از دوستان، این کتاب را برای مطالعه به بنده امانت دادند و موفق به خواندن آن شدم، هر چند مطالعه این کتاب قطور یک ماه به طول انجامید!

چیزهای بسیار زیادی از ساواک و کمیته مشترک ضد خرابکاری دستگیرم شد. و تقریبا تمام روشهای شکنجه را که شکنجه گران آموزش دیده ساواک بر روی زندانیان انجام می دادند را فهمیدم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۳:۴۱
آرمان بدیعی

ثبت نام اردوهای راهیان نور - اصفهان

با سلام:

عزیزانی که می خواهند حضور در یادمانهای شهدا و اردوی راهیان نور را در محضر «استاد طاهرزاده» تجربه کنند فرصت را از دست ندهند. ظرفیت محدود است. شماره های تماس برای ثبت نام: ۰۹۲۲۷۳۶۴۸۲۱ و ۰۹۱۳۷۳۴۴۹۶۲ «آقای حسینی»

از همه عزیزانی که توفیق پیدا می کنند امسال به اردوی راهیان نور مشرف بشوند التماس دعای فراوان دارم. حتم دارم که شهدا بعد از دو سال تعطیلی اردوهای راهیان نور، امسال نگاه ویژه ای به زوار خودشان دارند.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۰۰ ، ۱۷:۳۲
آرمان بدیعی

 

«حاج قاسمی که من می شناسم»

 

«روایت رفاقت چهل ساله: علی شیرازی»

 

اول از همه جا دارد از دوست عزیز و گرامی ام «جناب آقای محمود روح اللهی» بابت هدیه این کتاب بسیار ارزشمند به این حقیر نهایت تشکر و سپاس را داشته باشم. با اینکه قبلا دو جلد کتاب درباره سردار دلها مطالعه و چند مستند هم دیده بودم اما آنچه در سطور این کتاب نقش بسته بود تصویری شفاف و دلنشین و دوست داشتنی از حاج قاسم سلیمانی بود. در واقع شاید بشود گفت تا قبل از مطالعه این کتاب شاید من حاج قاسم را درست نمی شناختم. بارها با خواندن این کتاب اشک از دیدگانم جاری شد و با خواندن هر خاطره از شهید، کتاب را می بستم و آن را در ذهنم به تماشا می نشستم و در شگفت می شدم از این همه خدماتی که این انسان بزرگ در گمنامی تمام، به انقلاب و مردم این سرزمین و جهان اسلام کرده است و ما امروز چه وظیفه بزرگی داریم در شناساندن این شهید به جوانان تشنه ای که دنبال یک الگوی عملی و عینی و یک اسطوره برای زندگی خود هستند. 

جا دارد این کتاب توی مدارس توزیع بشود، و در قفسه کتابخانه هر خانه ای باشد.

قسمتی از متن کتاب:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۰۰ ، ۰۰:۱۶
آرمان بدیعی

سلام:

امشب جای همه شما خالی بود. توفیقی حاصل شد و بعد از دو سال که به خاطر بیماری کرونا هیچ مراسمی در مهدیه خمینی شهر برگزار نمی شد، دوباره خیمه عزای اهل البیت (ع) برپا شد و دعوت شدیم به مراسم عزاداری حضرت زهرا (س). چهار شب مراسم ادامه دارد.

فکرش را نمی کردم که شب اول حاج میثم بخواند. چون زود رفته بودم که به نماز جماعت برسم صف اول نشستم. یکی از خوبی های مهدیه خمینی شهر این است که برنامه هایش بسیار منظم است. بلافاصله بعد از نماز جماعت قرائت قران است و بعد یک روانشناس با محوریت خانواده ۴۵ دقیقه صحبت می کنند و پرسش و پاسخ است و سر ساعت ۷ استاد عالی منبر می روند و سر ساعت ۸ هم مداحی شروع می شود. تقریبا بالای نود درصد با ماسک وارد شده بودند و فاصله ها بخاطر شرایط کرونا رعایت شده بود.

یک چیزی که امشب خیلی برایم جالب بود این بود که

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۰۰ ، ۲۲:۴۱
آرمان بدیعی

 

این هم شناسنامة من و دختر عزیز رای اولی ام

 

« محدثه جان! دختر نازنینم، به داشتن دختری چون تو افتخار می کنم»

امروز صبح ساعت ۹ به همراه دختر عزیزم، به مصلای نماز جمعه خمینی شهر رفتیم و رای خودمان را به سید ابراهیم رئیسی داخل صندوق رأی انداختیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۵۴
آرمان بدیعی

خشم حامیان تروریسم از پیروزی دوباره بشار اسد - ایرنا

 

«خداوند حجت را بر ما تمام کرد»

 

وقتی توی اخبار تصاویر جشن و پایکوبی مردم برای پیروزی بشار اسد در انتخابات را آن هم با آراء «نود و پنج درصدی» و درصد مشارکت «هفتاد و هشت درصدی» دیدم. خیلی حسرت خوردم.

احساس کردم خدا با این انتخابات تیر خلاص را به مردم ایران زد و حجت را بر همه تمام کرد. به ما مردمی که ادعای شیعه بودن می کنیم و خدا یکی از اولیای الهی و فرزندی از فرزندان حضرت رسول یعنی امام خامنه ای را به عنوان ولی فقیه بر آن حاکم کرده.

واقعا ما چقدر بر حول محوریت ایشان وحدت کلمه داریم؟ اینقدر حضرت آقا می فرمایند همه بیایند در انتخابات شرکت کنند ولی چقدر به حرف ایشان عمل می کنیم؟ هر سال شاخص رئیس جمهور اصلح را برای ما بیان می کنند و ما راه خود را می رویم!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۰۰ ، ۱۷:۱۵
آرمان بدیعی

چند دقیقه پیش به سرم زد که به آدرس قبلی وبلاگ «اوج پرواز» سری بزنم و ببینم پیام یا کامنتی گذاشته شده و اصلا ببینم چه خبر است؟ چون خیلی وقت بود که سراغی ازش نگرفته بودم، که با مشاهدة این صفحه یک لحظه شوکه شدم!

«یعنی چی که تعطیل شد و خداحافظ؟»

«به همین راحتی؟!»

«پس تکلیف حدود ۳۰۰۰ پستی که کلی برایش وقت گذاشته بودم چی میشه؟»

«نابود شد و رفت به فنا؟!»

«خیلی اوقاتم تلخ شد! چون برخی از مطالب واقعا منحصر به فرد بود، مثل متن مصاحبه ای که خودم شخصا در منزل با دکتر شاهین فرهنگ انجام داده بودم یا متن کامل دوره خانواده موفق و تکنیکهای موفقیت ایشان و خیلی از مطالبی که پیاده سازی شده بود. و حالا همه چیز را بر باد رفته می دیدم. توی این افکار پریشان و ناراحت کننده بودم که...

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۲:۰۹
آرمان بدیعی

 

 

 

باسمه تعالی:

خدمت برادر عزیز آقای بدیعی.

سلام علیکم:

ضمن تشکر از لطف‌تان نسبت به کتاب «شاگرد پروری» استاد عابدینی؛ عرایضی را تقدیم می‌کنم:

۱. طرح این موضوع که استاد می‌فرمایند: «شاگردان انسان، امتداد و بسط حقیقی استادشان می‌باشند»، نکته بسیار ارزشمندی است. هم از آن جهت که خود استاد با چنین منظری، حضور خود را نسبت به شاگردش، حضوری گسترده می‌یابد و هم شاگرد متوجه می‌شود نسبتی وجودی با استاد خود دارد که این فراسوی رابطه مفهومی با مطالبی است که استاد در اختیار او گذارده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۷:۳۸
آرمان بدیعی

 

«توفیق دیدار با استاد طاهرزاده بعد از ۲۰ ماه»

 

با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز:

ضمن آرزوی سلامتی برای شما، به عرض مبارک می رسانم که جناب آقای «دکتر علی جعفری هرستانی» یکی از شاگردان فعال و نزدیک «استاد عابدینی» که حقیر و جمعی از دوستان از خمینی شهر دو سالی است هر هفته مباحث معرفتی علامه طباطبایی را به صورت حضوری و مجازی در اسکایپ زیر نظرشان، بر مبنای صوتهای تفسیر استاد عابدینی دنبال می کنیم، اخیرا جدید ترین اثر مکتوب استاد عابدینی به نام «مبانی و اصول شاگرد پروری در سیره تربیتی اهل البیت (ع)» را از تهران برای بنده آوردند که به عنوان هدیه، بصورت حضوری تقدیم شما گردد. و اگر صلاح دانستید، منت گذاشته و کتاب را مطالعه بفرمایید و نظر مبارکتان را نسبت به این اثر استاد عابدینی مرقوم بفرمایید. ممنون و سپاسگزارم.

هر روز و ساعت و مکانی که شما دستور بدهید بنده خدمت برسم تا کتاب را تقدیم کنم.

ارادتمند و شاگرد کمترین شما: آرمان بدیعی

پاسخ استاد اصغر طاهرزاده:

باسمه تعالی: سلام علیکم: لطف می‌کنید. همه‌جا و همه وقت در اختیار شما. از خانه بگیر تا جلسات. و یا از طریق رفقایی که به جلسات تشریف می‌آورند.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۰۰ ، ۰۷:۵۶
آرمان بدیعی

«تجربة درس شیرینی که امروز خدا بهم داد!»

 

از صبح رفته بودم بیرون و نزدیک های ساعت ۵:۳۰ عصر خسته و کوفته اومدم خونه. از بس خسته بودم خوابیدم.

توی خواب ناز بودم که یکدفعه دیدم یکی دارد محکم می‌زند به در آپارتمان. با ترس و تپش قلب از خواب پریدم. حال تاریک بود. همچنان داشت می‌کوبید به در. عزمم رو جزم کردم که بروم هر کی هست بهش بگم مرد حسابی این چه طرز در زدن است! نمی‌گی مردم خواب اند؟ چرا اینقدر بی ملاحظه اید؟ با عصبانیت در را باز کردم.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۹ ، ۲۰:۴۳
آرمان بدیعی

حدس می زنید این عکس چی میتونه باشه؟!

این عکس را از جدید ترین ویدئوی سایت TED که داشتم می دیدم گرفتم!

این ماشینها مال مردم آمریکاست که توی صف ایستاده اند برای گرفتن  غذا!

باورش سخته نه؟ چون همیشه آمریکا رو برای ما بهشت ترسیم کرده اند!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۹ ، ۲۰:۲۹
آرمان بدیعی

قصه کودکانه: زنبور مغرور - مهین فال

چقدر ⚠️تنبیه خدا⚠️ قشنگه. نشسته بودم روی مبل پای لب تاب که یکدفعه دیدم شکمم دارد می سوزد! حالا بگو چی بود؟ یک زنبور رفته بود زیر پیراهنم و شکمم را نیش زده بود! تا آمدم لب تاب را بگذارم روی میز و بکشمش از زیر پیراهنم فرار کرد و رفت! اول ناراحت شدم و عصبانی! خب نیش‌اش درد داشت! بعد فهمیدم که این مامور خدا بود که بیاد من را نیش بزند و برود. دو روز بود می آمد توی اتاق و دور و برم تاب می خورد. تا امروز ماموریتش را انجام داد. اصلا امروز متوجه نشدم کی آمد توی اتاق و چطوری رفته بود زیر پیراهنم! 🤔 یاد روایاتی افتادم که هر درد و زخم و رنجی که به ما می رسد به سبب گناهانی است که انجام می دهیم و خداوند بواسطه تحمل کردن آن درد، گناهان ما را پاک می کند تا از غذاب قیامت نجات پیدا کنیم و در همین دنیا پاک بشویم.😊ممنون خدا جون که توی همین دنیا بنده هایت را پاک می کنی چون می دانی ما تحمل آتش جهنمت را نداریم😊 خلاصه این زنبور سبب خیری شد که کمی از آیات و روایاتی که درباره راه های بخشش گناهان و توبه است برایتان بگذارم.

 

«راه های بخشش و جبران گناه»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۹ ، ۱۰:۲۲
آرمان بدیعی

 

Image result for ‫"سلمان طاهرزاده"‬‎

 

                  

                      مراسم هفتمین روز درگذشت

 

«سلمان طاهرزادة اصفهانی - فرزند استاد طاهرزاده»

 
«اصفهان - حسینیة گلزار شهدای دستگرد خیار - نرسیده به فلکة قائمیه»
 

 

«جمعه ۱۳۹۸/۴/۱۴ - از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۸ عصر»

 

استاد اصغر طاهرزاده:

فدای حضرت ربّ العالمین بشوم که 

در بلا هم می‌چشم الطاف او

مات اویم مات اویم مات او

مگر می‌شود از طرف حضرت رحمان، جز رحمت به ظهور آید؟!! 

درست است که عاطفه، خلأ فرزند را نمی‌پذیرد و حق هم دارد؛ ولی قلب در استقرارِ توحیدی خود چیزِ دیگری می‌بیند. 

 

      «گزارش دیدار با استاد طاهرزاده در منزلشان جهت عرض تسلیت»

 

 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۸ ، ۱۶:۴۵
آرمان بدیعی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: 

هیچ بدنى از عملى که نیت در آن قوى باشد ناتوان نشد.

 

شرح مختصر حدیث: 

گاهی می شود که انسان اراده می کند به انجام فلان عمل خیر مثلا گرفتن روزه یا خواندن نماز شب و یا حتی انجام یک عمل مباح ولی سخت مثل کسب قهرمانی المپیک در یک رشته ورزشی که مستلزم انجام فعالیتها و تمرینات بسیار شدید و طولانی مدت بدنی است. از آنجایی که بدن ابزار نفس و روح انسان است و این روح و نفس است که بدن را از رختخواب برای انجام نماز شب بلند می کند و یا بدن را به انجام تمرینات سخت وامی دارد. 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۷ ، ۰۰:۰۰
آرمان بدیعی

Image result for ‫استاد طاهرزاده‬‎

 

«در محضر استاد طاهرزاده»

 

امروز صبح توفیقی حاصل شد با جمعی از دوستان در معیت حجت الاسلام والمسلمین شیروی از روحانیون خمینی شهر که ساکن قم هستند به منزل استاد طاهرزاده رفتیم و دو ساعتی را از بیانات ایشان بهره مند شدیم.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۶ ، ۱۳:۵۲
آرمان بدیعی

امروز نشسته بودم داخل اتوبوس شرکت واحد. اتوبوس ایستگاه نگهداشت. دیدم یک پیرمرد دارد به سختی وارد اتوبوس می شود.

به ارامی جلو آمد و در حالی که چند تا صندلی خالی جلوی اتوبوس وجود داشت آمد کنار من نشست.

سلام کردیم. چیزی نگذشت که شروع به صحبت کردن کرد. بهتر است بگوییم درد دل:

- الان یک سال است که گرفتار دکتر و دوا و بیمارستان ام.

چرا پدر جان. مشکلتان چیست؟

جفت کلیه هایم از کار افتاده!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۸
آرمان بدیعی

 

«تجربة شخصی عبور از پل صراط»

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۵ ، ۱۱:۱۹
آرمان بدیعی

 

 

 

«تصاویر بازسازی واقعة غدیر در اصفهان»

 

در 10 مهر ماه سال1394

 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۴ ، ۱۳:۰۰
آرمان بدیعی

 

 

«تصاویر بازسازی غدیر خم»

 

 

در کنار پل خواجو در اصفهان

 

۱۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۳ ، ۱۶:۰۰
آرمان بدیعی